کیش از مهمترین دولت-شهرهای میانرودان باستان است، که به لحاظ سیاسی جایگاه ویژهای را در تاریخ جهان به خود اختصاص داده است. بنا بر «فهرست پادشاهان سومری»، کیش نخستین شهری بود که پس از «توفان بزرگ» (توفان نوح) موهبت پادشاهی از جانب ایزدان به آن اعطا شد. بازخوانی و تعبیر امروزین ما از این اطلاع نشان میدهد کیش از نخستین شهرهای شناختهشدۀ تاریخ بشر است که در شکلگیری و رشد نهاد اقتدار سیاسی نقش کلیدی داشته است. کیش جایگاه برتری خود در منطقه را به مدت چهارصد سال حفظ کرد، تا سرانجام سارگُن اکدی (سارگُن بزرگ، فرمانروایی ۲۳۳۴ تا ۲۲۷۹ پیش از میلاد) امپراتوری اَکدی را بنیان گذاشت و با بنا کردن پایتختی جدید به نام اَکَد (یا اَگَده) یک مرکز فرمانروایی تازه در میانرودان بهوجود آورد. با این همه، کیش هرچند دیگر به آن برتری مطلق نرسید و در منابع باستانی بارها به اشتباه از آن با نام شهرهای بزرگ نزدیکش یعنی اَکَد و بابِل نام بردند، اما اهمیت سیاسی خود را از دست نداد و دست کم به مدت ۳۰۰۰ سال آباد و برقرار باقی ماند.
چند و چون سرگذشت تاریخی شهر کیش تا حد زیادی از دست رفته است، اما همان پارههایی که باقی مانده نشان از بزنگاههایی دورانساز دارند. نورمن یافی، استاد تاریخ میانرودان، در خلاصۀ خود از تاریخچۀ کیش توضیح میدهد:
در حدود ۲۵۰۰ پیش از میلاد، شهر کیش در میانرودان بزرگترین شهر دنیا محسوب میشد، در حالی که کمتر از ۵۰۰ سال پیش از آن تاریخ چیزی جز یک روستای ساده (یا شاید دو روستای همسایه) نبود. کیش دویست سال پس از رسیدن به اوج شکوهمندی از نظر جمعیت، وسعت، و قدرت سیاسی، تبدیل به یکی از شهرستانهای دولت اَکَد شد، که نخستین پادشاهش، سارگُن، روزگاری خدمتکار پادشاه کیش بود.
سارگُن پایتخت خود را در اَکَد بنا کرد، و این کار او به نماد پیدایش نوع تازهای از سامانۀ سیاسی در میانرودان تبدیل شد، که با نوع قدیم آن یعنی استیلای یکی از دولت-شهرهای کهن بر بقیۀ آنها تفاوت داشت. اما کیش حتا در مقام شهرستان مرکز استان نیز همچنان وجهۀ خود یعنی نمایندگی اقتدار سیاسی را حفظ کرد، و تا صدها سال بعد شاهان و شاهزادگان میانرودانی بر سر شناخته شدن بهعنوان فرمانروای کیش با هم به رقابت برمیخاستند.
(۵۲۹)
شواهد قطعی گویای ماندگاری کیش بهعنوان شهری مسکونی با سقوط امپراتوری ساسانی (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی) پایان میگیرند. اما یافتههایی پراکنده درمورد تعداد انگشتشماری سکونتگاه اقماری در حوالی محل سابق این شهر در دست است که نشان میدهند این سکونتگاههای کوچک در دورههای اسلامی، نهایت تا سدۀ دوازدهم میلادی، به حیات خود ادامه میدادهاند. پژوهش دربارۀ کیش پس از عصر آهن همواره باید با این یادآوری همراه باشد که این شهر باستانی را نباید با جزیرۀ کیش در خلیج فارس، که فقط از هزارۀ نخست پیش از میلاد بهبعد دارای جمعیت شده؛ شهر کِش در میانرودان، که گواه اصلی وجود آن سرود معبد کِش (سرودۀ حدود ۲۶۰۰ پیش از میلاد) است؛ یا شهر کِش در فرارود (ماوراءالنهر) در دورۀ باستان پَسین (پاتز ۲۰۲۳) اشتباه گرفت.
خاستگاهها و دودمانهای نخستین
کیش در دشت سیلابی رود فرات، در ۵۰ کیلومتری جنوب بغداد کنونی و ۱۲ کیلومتری شرق بابِل باستان قرار داشت. بنا بر کاوشهای باستانشناسی در منطقه، محوطۀ کیش ممکن است از دورۀ عبید (حدود ۶۵۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد) دارای جمعیت یکجانشین بوده باشد، اما تا کنون هیچ گواه مادیای پیدا نشده که دیرینگی آن به زمانی قبل از ۳۰۰۰ پیش از میلاد برسد. علامت نیا-میخی که نمایانگر واژۀ «کیش» است فقط در شماری از نامهای ایزدان هزارۀ سوم پیش از میلاد رخ مینماید. از جملۀ این نامها یکی کیش.اونو(.گال) است که نام دیگر نرگال، ایزد میانرودانی جنگ و نیستی، بود. واژهنمای این نام بهشکل گاومیش است، که «شاید نماد توتِمی دودمان حاکم یا نمایانگر یک ایزد، یک پادشاه، یا مفهوم قدرت و اقتدار باشد» (Steinkeller, 2004).
پیدایش شهر کیش به دورۀ اوروک (۴۰۰۰ تا ۳۱۰۰ پیش از میلاد) برمیگردد، زمانی که دو روستای سومری همسایه در محوطۀ آتی این شهر پدیدار شدند. پژوهشگران امروز این دو روستا را کیش شرقی (تل نقاره؛ به سومری هورساگکَلَما یا «کوه سومِر») و کیش غربی (تل اُحَیمِر) یا کیش اصلی، مینامند. کیش غربی با گذشت زمان به یکی از قطبهای بازرگانی وابسته به شهر اوروک تبدیل شد، و با رشد تدریجی در این جایگاه روستاهای ناحیه را پشت سر گذاشت و بهصورت یک شهر مرکزی درآمد، و بدین ترتیب در زمرۀ یکی از نخستین دولت-شهرهای میانرودان قرار گرفت. کیش گرچه پس از این رشد نیز همچنان زیر نظر اوروک اداره میشد، اما در نهایت نقش مهمی در پیدایش و شکلگیری زبان، دین، و دانش سومری ایفا کرد.
آخرین مرحله از دورۀ اوروک، معروف به اوروک سوم یا دورۀ سوم اوروک، دورانی است که آن را «پدیدۀ اوروک» نامیدهاند، چون در این دوره پیشرفتهای عمدهای در شهرنشینی و زندگی شهری بهچشم میخورد. نوآوریهای گوناگون در زمینههای کشاورزی، سفالگری، پشمریسی و پارچهبافی، و استفاده از چرخ در ترابری؛ گسترش شبکههای داد و ستد؛ پیدایش نخستین نمونههای نوشتار؛ و ایجاد نهادهای سیاسی و دفتری از جملۀ این پیشرفتها بودند. «کتیبۀ کیش» (حدود ۳۵۰۰ تا ۲۹۰۰ پیش از میلاد) کهنترین کتیبۀ یافتشدۀ جهان تا امروز شمرده میشود، که شماری از نخستین علامتهای تصویرنگار که منجر به شکلگیری خط میخی شدند، روی آن نقش بستهاند.
پیدایش و شکلگیری سامانههای اقتصادی، اداری، و سیاسی به احتمال زیاد نقش مهمی در ظهور مفهوم جدیدی از پادشاهی داشتند، که در «دورۀ دودمانی نخستین» (حدود ۲۹۰۰ تا ۲۳۵۰ یا ۲۳۳۴ پیش از میلاد) در میانرودان رواج یافت. کیش، با زیربنای شهری وسیع خود (بالغ بر ۵/۵ کیلومتر مربع)، جمعیتی بیسابقه شامل دهها هزار نفر، بناهای بزرگ متعدد از جمله سازۀ «تخت-محدب» (احتمالن یک اسلحهخانه با دروازههای باروبندیشده)، مغازهها و کارگاههای گوناگون، انبارهای بزرگ، مرکزهای تجاری و اداری، و پرستشگاههای پربازدید بهویژه «زیگوراتهای دوقلو» (احتمالن متعلق به ایزدبانو ایشتر و ایزد جنگ، زَبابا) در قلب منطقۀ سومرینشین جنوب میانرودان ایستاده بود.
یافتههای باستانشناسی این دوره شمار زیادی کتیبه، دستساختههای مفرغی، مُهرهای سلطنتی، و شواهد مربوط به شهرسازی و عمران شهری را شامل میشوند. در کنار این همه، شواهدی از حدود ۲۹۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد از رخ دادن یک سیلاب عظیم در منطقه خبر میدهند، سیلابی توفانی که لابد ناگهان بر سر مردم از همهجا بیخبر آوار شده و برای آنها بسیار هولانگیز و خانمانبرانداز بوده است. این سیلاب را میتوان در پیوند با همان «توفان بزرگ» دانست که در فهرست پادشاهان سومری از آن یاد میشود، و در ادامه نام کیش بهعنوان شهری میآید که نخستین دودمان فرمانروایان میانرودانی پس از توفان را در خود جا داده است:
گیشور پادشاه [کیش] شد؛ او به مدت ۱۲۰۰ سال فرمانروایی کرد. کولّاسسینا-بعل به مدت ۹۰۰ سال فرمانروایی کرد. نان-گیش-لیشما به مدت ۱۲۰۰ سال فرمانروایی کرد. اِن-دارا-آنا به مدت ۴۲۰ سال، ۳ ماه، و ۳ روز و نیم فرمانروایی کرد. بابوم به مدت ۳۰۰ سال فرمانروایی کرد. پوآننوم به مدت ۸۴۰ سال فرمانروایی کرد. کالیبوم به مدت ۹۰۰ سال فرمانروایی کرد. کالوموم به مدت ۸۴۰ سال فرمانروایی کرد. زوقاقیپ به مدت ۹۰۰ سال فرمانروایی کرد. آتاب به مدت ۶۰۰ سال فرمانروایی کرد. ماشدا، پسر آتاب، به مدت ۸۴۰ سال فرمانروایی کرد. آرویعوم، پسر ماشدا، به مدت ۷۲۰ سال فرمانروایی کرد.
پس از این پادشاهان نخستینی، و به احتمال زیاد افسانهیی، نوبت به اِتانا پادشاه شبان میرسد، «که به آسمان صعود کرد و همۀ سرزمینها را نظم و سامان بخشید». اِتانا نخستین پادشاه کیش است که در منابع بعدی نیز ظاهر میشود، هرچند که بهنظر میرسد او هم هیچگاه در قالبی خارج از اسطوره تصویر نشده باشد. یک داستان رایج دربارۀ او اسطورۀ اِتانا است، که پارههای آن از کتابخانۀ آشوربانیپال (سدۀ هفتم پیش از میلاد) بهدست آمده و صحنههایی از آن نیز روی چند مُهر استوانهیی از دورۀ فرمانروایی سارگُن اَکدی نقش بسته است. جایگاه ویژۀ اِتانا در فهرست پادشاهان سومری، یعنی فرمانروایی که نظم و سامانی همهشمول و یکپارچگیساز را بر «همۀ سرزمینها(ی شناختهشده)» اِعمال کرده، ممکن است گواه پیدایش ذهنیتی ابتدایی از یکپارچه کردن شهرها در قالب یک سرزمین واحد و بنا کردن یک قلمرو پادشاهی، قالب نخستینی کشور، در تفکر سومری باشد.
نخستین پادشاهی که در «دودمان نخست کیش» چهرهای تاریخمند از خود نشان میدهد، اِنمهباراگِسیِ کیش (حدود ۲۷۵۰ پیش از میلاد) است، که نامش را در کتیبههای همروزگار او، از جمله تکه سفالهای بهدستآمده از کیش، میتوان یافت. نبشتگران سومری او را سازندۀ اِکور، پرستشگاه مرکزی اِنلیل در شهر مقدس نیپّور، معرفی کردهاند. بنا بر فهرست پادشاهان سومری، او «سلاحهای ایلام را نابود ساخت» و به همین دلیل ممکن است آن منطقه را فتح کرده باشد. در هر صورت تردیدی نیست که یافتههای باستانشناسی از نفوذ سیاسی و نظامی اِنمهباراگِسی در شهرهای بزرگ جنوب میانرودان مثل نیپّور و اوروک خبر میدهند. لشگرکشیهای سلطهطلبانۀ او به احتمال زیاد در زمان فرمانروایی جانشینش، آگّا، نیز ادامه یافتند. شعر حماسی سومری گیلگمش و آگّا، که از مرحلۀ سوم دورۀ دودمانی نخستین (حدود ۲۶۰۰ تا ۲۳۵۰ پیش از میلاد) باقی مانده، حکایت تلاش آگّا برای سلطه بر اوروک و شکست او توسط پنجمین پادشاه این شهر، گیلگمش، در حدود سال ۲۶۰۰ پیش از میلاد را بازگو میکند – رویدادی که سقوط دودمان نخست کیش را به دنبال داشت.
برتری سیاسی
با این همه، برتری سیاسی کیش تا سال ۲۵۰۰ پیش از میلاد بهطور کامل در منطقه تثبیت شده بود. عنوان سومری لوگال، به معنی «پادشاه»، به تکتک فرمانروایان کیش اطلاق میشد، و «پادشاه کیش» به عنوانی پرافتخار و بلندمرتبه تبدیل شده بود که فرمانروایان دولت-شهرهای سراسر سومر به دنبال آن بودند. یکی از نامدارترین لوگالها شاه مِسیلیمِ کیش (فرمانروایی حدود ۲۵۵۰ پیش از میلاد) بود. او را میتوان پدیدآورندۀ یکی از کهنترین کتیبههای تاریخی یافتشده تا امروز دانست. این کتیبه سنگنوشتهای است که از کاوش در محوطۀ جمدت نصر (۲۵ کیلومتری شمال شرق کیش)، بهدست آمده و به «کتیبۀ دودمانی شایل» (Scheil Dynastic Tablet) معروف است. متن این کتیبه، که اغلب دگرنوشتی از فهرست پادشاهان سومری دانسته میشود، کمک زیادی به پژوهش میکند چون فهرستی بلندبالا از اسیران جنگی و شهرهای تسخیرشده بهدست پادشاه کیش را در خود جا داده است. مِسیلیم را از پیشگامان گفتگوهای دیپلماتیک هم دانستهاند، چون کتیبههای باستانی از میانجیگری او در اختلافی بر سر تعیین مرز بین دو شهر بزرگ، لاگاش و اومّا، خبر میدهند.
استفاده از فهرست پادشاهان سومری بهعنوان منبع تاریخی اغلب بحثانگیز از کار درمیآید. بهعلاوه بهنظر میرسد بسیاری از شواهد نوشتاری مربوط به تاریخ میانرودان پیش از ظهور سارگُن بهدست نبشتگران بعدی طوری تنظیم شدهاند که فرمانروای زمان خود را به شکلی به او پیوند دهند تا برایش اعتبار بیشتری کسب کنند. این دو مسئله بازتاب آشکاری در شخصیت کوگ-بائو (نیز معروف به کوگ-بابا یا کوبابا، فرمانروایی حدود ۲۴۰۰ پیش از میلاد) دارد، زنی که بهطور استثنا در تاریخ تمام-مردانۀ میانرودان باستان به فرمانروایی رسیده بود. منابع باستانی کوگ-بائو را زنی خردمند توصیف کردهاند که در ابتدا مهمانسرا یا کاروانسرایی را اداره میکرد و بعدها «بنیان کیش را استوار ساخت» و موجب حفظ استقلال این شهر در برابر سلطۀ لاگاش و اوروک شد.
هرچند نام کوگ-بائو در نوشتههای باستانی گوناگونی تکرار شده، اما مدت زمان فرمانروایی ۱۰۰ سالهای که به او نسبت دادهاند، شباهت نام او با نام ایزدبانو کوبابا، و ناهمخوانی منابع بر سر این که او بهطور رسمی عنوان فرمانروا داشته یا فقط زنی درباری اما والامقام بوده است پژوهشگران را به این سمت سوق داده که بیشتر روی نقش او بهعنوان مادر فرمانروای بعدی، پوزور-سوئِن (فرمانروایی حدود ۲۳۶۰ پیش از میلاد) تکیه کنند. پوزور-سوئِن احتمالن پدر اور-زَبابای کیش (فرمانروایی حدود ۲۳۴۰ پیش از میلاد) بوده است. یک نکتۀ برجسته درمورد اور-زَبابا این است که او را بازگردانندۀ ثبات سیاسی به کیش و شمال سومر با پایان بخشیدن به درگیریهای گوناگونی میدانند که بین دولت-شهرهای محلی در جریان بوده است. اما بیشترین دلیل آوازۀ تاریخی او به خدمت گرفتن سارگُن جوان در مقام شرابدار و جامنگهدار پادشاه است، مقامی که نقش مهمی در آشنایی سارگُن با مملکتداری و شکلگیری شخصیت او بهعنوان بنیانگذار یک امپراتوری داشت. حضور سارگُن در خدمت نوۀ کوگ-بائو میتواند به معنای این باشد که او در محیطی آکنده از خردمندی کوگ-بائو و تواناییهای او در ادارۀ امور، از آموزش سیاسی سطح بالایی بهره برده است.
دوران افول و فرمانروایان بعدی
وقتی سارگُن در حدود ۲۳۳۴ پیش از میلاد امپراتوری اکدی را ایجاد کرد، کیش بهتازگی دستخوش تهاجم خانمانبرانداز پادشاه اوروک و اومّا، لوگال-زاگّهسی، شده بود. سارگُن این پادشاه را شکست داد و حکومتش را سرنگون کرد، سپس سروسامان تازهای به کیش بخشید اما آن را بهصورت یکی از شهرستانهای وابسته به اَکَد درآورد. البته این فروکاهی جایگاه از جانب کیش بدون مقاومت نماند، و تلاشهایی گاهگاهی برای بازگرداندن استقلال به آن در تاریخ ثبت شده است. تورکیلد یاکوبسن آشورشناس به کتیبۀ شکستهای اشاره کرده که در خانهای در اِشنونّا (یا اِشنونّاک، امروزه تل اسمر در عراق) پیدا شده و متن روی آن شعری است در ستایش ایفور-کیشی، شخصیتی که علیه سلطۀ نوۀ تاجدار سارگُن، نارام-سین (فرمانروایی حدود ۲۲۵۴ تا ۲۲۱۸ پیش از میلاد) سر به شورش برداشت.
در حدود سال ۲۱۰۰ پیش از میلاد و در سالهای منتهی به دورانی در دورۀ سوم اور (حدود ۲۱۱۲ تا ۲۰۰۴ پیش از میلاد) که بعدها «رنسانس سومری» نامیده شد، یکی از پادشاهان اور، به احتمال زیاد اور-نامّو (فرمانروایی حدود ۲۱۱۲ تا ۲۰۹۴ پیش از میلاد) کیش را زیر فرمان گرفت و آن را خراجگزار پادشاهان دودمان سوم اور ساخت. شاخص این دوره از تاریخ میانرودان لشگرکشیهای توسعهطلبانهای است که نتیجهاش اقتدار هرچه بیشتر فرمانداران نظامی بود، که از آن پس فقط باید به شخص اِنسی، یعنی پادشاه محلی هر یک از بیست شهرستان قلمرو ایزد-پادشاه اور، پاسخگو میبودند. با این حال این تمرکز قدرت روی یک محور سیاسی-نظامی به بهای پیشرفت فرهنگی و برنامههای ساخت و ساز و آبادانی تمام نشد. برعکس، شهرستانهای از نو سازمانیافتۀ میانرودانی با فرمانروایی شولگی پادشاه اور (فرمانروایی حدود ۲۰۹۴ تا حدود ۲۰۴۶ پیش از میلاد) وارد یکی از پربارترین و کامیابترین دورانهای تاریخ میانرودان شدند، دورانی که شاهد پیشرفتهای گوناگون در زمینۀ تمرکز و کارآیی سامانههای اداری، همسانسازی تقویم و سامانههای اندازهگیری، راهسازی و ایجاد بناهای عمومی، و یکسانسازی روش آموزش نوشتن و حسابداری بود.
در حدود سال ۲۰۰۰ پیش از میلاد فساد داخلی و بحران اقتصادی امپراتوری اور سوم را در برابر تهاجم پی در پی گروههای قومیای که در آن زمان بیابانگرد و کوچنشین محسوب میشدند، از جمله عموریها، آسیبپذیر ساخت. پس از سقوط این آخرین امپراتوری سومری بهدست مهاجمان، دولتهای خراجگزار سابق، مثل سیپّار، دِلبات، و کیش، در سراسر مرکز و جنوب میانرودان بار دیگر به استقلال رسیدند. برخی دیگر از شهرستانها مثل ماری، بابِل، لارسا، و اِشنونّا نیز بهدست عموریها افتادند. اما پادشاهان عموری زبان، فرهنگ، و دین سومری-اَکَدی را پذیرفتند و مال خود کردند. شواهد نوشتاری بهدستآمده از کیش در این دوره دربردارندۀ نامنامههای فرمانروایانی است که بهنظر میرسد بر سر عنوان پرافتخار «پادشاه کیش» با یکدیگر رقابت داشتند، چون این عنوان میتوانسته اقتدار سیاسی دارندۀ خود را بالا ببرد.
باوجود شمار بیسابقۀ مدارک نوشتاری که از کیش در این دوره بهدست آمده، کمتر متنی بین آنها پیدا میشود که دربارۀ حال و روز شهر خود توضیح خاصی به ما بدهد. میدانیم که کیش بین حدود ۱۸۹۷ تا حدود ۱۸۴۷ پیش از میلاد زیر فرمان پادشاهان فرودست دودمان مَنانه (Manana Dynasty) بوده، که خود بخشی از بدنۀ برترِ فرمانروایی ایسین-لارسا (حدود ۲۰۲۵ تا حدود ۱۷۶۳ پیش از میلاد) محسوب میشدند. کم و بیش در همین زمان، یکی از مدعیان عموری عنوان «پادشاه کیش» بهنام سَمولائیل (فرمانروایی ۱۸۸۰ تا ۱۸۴۵ پیش از میلاد) که بر شهر هنوز نه چندان مهم بابِل حکومت میکرد، با شکست دادن پادشاهان دولت-شهرهای مستقل سیپّار، دِلبات، و کیش موفق شد شکل ابتدایی پادشاهی بابِل را ایجاد کند.
به نوشتۀ کتیبههای کیش، سَمولائیل پدر پدربزرگ سین-موبالّیت (فرمانروایی حدود ۱۸۱۳ تا حدود ۱۷۹۲ پیش از میلاد) بود، که برای شهرها برج و باروی دفاعی ساخت و با شکست دادن لارسا و تسخیر ایسین در ۱۷۹۵ پیش از میلاد در براندازی دودمان ایسین-لارسا نقشی اساسی ایفا کرد. او سهم مهمی در شکلگیری امپراتوری بابِل قدیم (حدود ۱۸۹۴ تا ۱۵۹۵ پیش از میلاد) داشت، از جمله به این دلیل که سامانهای دولتی برای استخدام کارگر برای برنامههای ساخت و ساز بناهای همگانی در بابِل راهاندازی کرد. توسعۀ امپراتوری بابِل با فرمانروایی پسر و جانشین سین-موبالّیت یعنی حمورابی (فرمانروایی ۱۷۹۲ تا ۱۷۵۰ پیش از میلاد) به اوج خود رسید. حمورابی تمامی دولت-شهرهای بزرگ جنوب میانرودان را تسخیر و به قلمرو خود اضافه کرد، و بدین ترتیب مرزهای امپراتوری بابل قدیم را تا آخرین حد ممکن گسترش داد.
کیش در روزگار برتری بابِل و زیر فرمان این شهر بیش از پیش از اهمیت افتاد، و چون در نزدیکی آن قرار گرفته بود یکسر زیر سایۀ عظمت آن فرو رفت. با این همه، بایگانی شگفتانگیز نوشتههای بهدستآمده از کیش نشان میدهند که شهر همچنان از جایگاه فرهنگی و دینی والایی برخوردار بوده است. از جملۀ این نوشتهها تعداد زیادی فهرست بدهی متعلق به زنان ثروتمند شهر کیش است که از حمایت مالی این زنان از برگزاری آیینهای دینی کیش ایشتَر در اوروک خبر میدهد. پس از متروک شدن شهر اوروک در پایان دورۀ بابِل قدیم، معبد ایشتَر این شهر و کارکنان آن، از جمله نوازندگان و دختران رقصندۀ معبد، به کیش منتقل شدند. کیش در این زمان ممکن است شهری چندفرهنگی بوده، که در عیدها و مناسبتهای مذهبی گوناگون آن دستههای عظیمی در خیابان پهن مرکزی، که معبد اصلی ایشتَر را به کاخ شاهی متصل میکرد، بهراه میافتاده است.
کهننوشتهای دیگری که از کیش بهدست آمده گویای این هستند که بسیاری از شهرهای جنوب میانرودان تا رسیدن به سدۀ شانزدهم پیش از میلاد در گیر و دار سقوط امپراتوری بابِل قدیم خالی از سکنه شده بودند. عامل اصلی سقوط این امپراتوری شورشهای «دریانشینان» ساکن زمینهای باتلاقی کرانۀ خلیج فارس و نیز قومهای خارجی، از جمله هیتّیها، بود. کمبود شواهد نوشتاری بین سدۀ شانزدهم و میانۀ سدۀ پانزدهم پیش از میلاد برای برخی پژوهشگران نشانۀ بروز نوعی «عصر تاریکی» در این برهه از تاریخ میانرودان محسوب میشود. اما تردیدی نیست که در حدود ۱۵۹۵ پیش از میلاد هیتّیها بهطور قاطع از کاسیها شکست خوردند، و کاسیها در پی این پیروزی بزرگ فرمانروایی بابِل و شهرهای اقماری آن، از جمله کیش، را بهمدت چهارصد سال در اختیار گرفتند.
دورههای پایانی
دانستههای ما دربارۀ هر زمانی از تاریخ کیش پس از دورۀ بابِل قدیم بسیار پراکنده و اندک است. تیگلات پیلسر سوم (فرمانروایی ۷۴۴ تا ۷۲۷ پیش از میلاد) در فهرست شهرهایی که فتح کرده از کیش هم نام میبرد. مدتی بعد، کیش نقشی قابل توجه در کشمکش بین سناخریب (فرمانروایی ۷۰۴ تا ۶۸۱ پیش از میلاد) و مردوک-آپلا-ایدّینای دوم (فرمانروایی ۷۲۱ تا ۷۱۰ و ۷۰۳ پیش از میلاد)، پادشاه کلدانی بابِل، ایفا میکند. اما چشمگیرتر از اینها دو استوانۀ گِلی است که ساکنان محل در سال ۲۰۱۳ در محوطۀ تل اُحَیمر پیدا کردند، و روی آنها نوشتههایی نقش بسته که از یک برنامۀ نوسازی گسترده در بزرگترین زیگورات شهر به فرمان پادشاه نو-بابِلی، نبوکدنصر دوم (فرمانروایی ۶۰۴ تا ۵۶۲ پیش از میلاد)، خبر میدهند. داریو رَدلی دربارۀ این دو استوانه چنین توضیح میدهد:
هردو استوانه، که از گِل پخته و بهشکل دو بشکۀ کوچک ساخته شدهاند، متنهای کم و بیش مشابهی را روی خود جا دادهاند. کتیبههای روی این استوانهها شرحی دربارۀ بازسازی زیگورات کیش است، یک برج پلهپلۀ عظیم که به ایزد جنگ، زَبابا، و ایزدبانو ایشتَر تقدیم شده بود. متن نوشتهها از ساختاری قراردادی پیروی میکند، که با فهرستی از لقبها و عنوانهای پادشاه آغاز میشود و او را فرمانروایی معرفی میکند که از جانب ایزدان، مردوک و نَبو، برگزیده شده تا از مکانهای مقدس مراقبت کند. متن سپس به شرایط بنای زیگورات اشاره میکند و توضیح میدهد که این بنا را یکی از پادشاهان قدیم ساخته و پادشاهان دیگر آن را مرمت کردهاند، ولی با گذشت زمان و دگرگونیهای آب و هوا باز دستخوش فرسودگی شده و دیوارهایش سست شدهاند. بنا بر این کتیبهها نبوکدنصر با مشاهدۀ این فرسایش تصمیم به تقویت سازه گرفته، قسمتهای آسیبدیده را از نو ساخته، و فضای داخلی را طوری تعمیر کرده که بتواند بار دیگر اقامتگاهی شایسته برای ایزدان بهحساب بیاید. متن کتیبهها با دعاهایی به پایان میرسد که در آنها از ایزدان خواسته شده به پادشاه عمر طولانی، پیروزی بر دشمنان، و نظر لطف مستدام ایزدی عطا کنند.
(رَدلی، ۲۰۲۶)
این گونه گنجینههای میراث فرهنگی نشان میدهند کیش گرچه از دورۀ هخامنشی (حدود ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) به بعد از منابع نوشتاری تقریبن ناپدید شده، اما دست کم تا دوران ساسانی شهری آباد و نسبتن پررونق بوده، و تنها در این زمان است که محوطۀ اصلی شهر کیش در تل اُحَیمر برای همیشه متروک میشود.
سرانجام
کاوشهای باستانشناسی در تل اُحَیمر در ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۲ میلادی آغاز شد، و از ۱۹۲۳ تا ۱۹۳۳ دورۀ دیگری را به خود دید که در آن «موزۀ میدانی تاریخ طبیعی» با همکاری دانشگاه آکسفورد شمار زیادی از 40 تل محوطه را حفاری کردند. نتیجۀ این حفاریها بیرون آمدن شواهد مهمی از نخستین روزگار تبدیل شدن کیش به شهر و رسیدن آن به جایگاه یک مرکز مهم سیاسی در منطقه از دل خاک بود. گرچه کاوشهای تل اُحَیمر دهها سال است که در جریان ناآرامیها و کنشهای نظامی متوقف ماندهاند، اما گنجینۀ دستساختههای ارزشمندی که تا امروز بهدست آمده نیز کافی است تا داستان شکوه و عظمت کیش را بازگو کند، دستساختههایی که از جمله در «موزۀ میدانی شیکاگو»، لوور، و «موزۀ اشمولیَن» در آکسفورد قابل بازدید هستند.
