اوروک یکی از مهمترین شهرها (زمانی مهمترین شهر) در میانرودان باستان بود. در کتیبۀ «فهرست پادشاهان سومری» آمده است، که بناکنندۀ این شهر اِنمِرکار پادشاه بود، و تاریخ بنای آن را حدود ۵۰۰۰ تا ۴۵۰۰ پیش از میلاد تخمین زدهاند. شهرت اوروک بیش از هرچیز در گرو اختراع خط و نوشتار در حدود ۳۲۰۰ پیش از میلاد، معماری متمایز، ماجراهای معروف پادشاه افسانهیی آن یعنی گیلگمش، اختراع مُهر استوانهیی، و نوآوریهای فرهنگی مختلف است.
شهر اوروک در جنوب ناحیۀ سومِر (در محل کنونی الورکاء در عراق) واقع شده بود. مردمان باستان این شهر را به نام آرامی اِرِچ (Erech) میشناختند، که گمان میرود ریشۀ نام کنونی کشور عراق باشد، هرچند احتمال دیگر این است که العراق شکل عربی نام ناحیۀ بابِل باشد. نام اوروک بیش از هرچیز در پیوند با گیلگمش و حماسۀ جستجوی او به دنبال راز بیمرگی و جاودانگی مطرح میشود (که اکنون کهنترین اثر ادبی جهان بهشمار میآید). اما همان گونه که اشاره شد، تعدادی از نخستینهای تمدن بشر نیز در همین شهر بهوجود آمدند.
شهر اوروک را نخستین شهر تاریخ به معنای امروزین کلمه دانستهاند. گذشته از اختراع خط و نوشتار، نخستین نمونۀ معماری بنای سنگی در قالب ساختمانی از تختهسنگهای بزرگ در این شهر پیدا شده، که مبنای معماری زیگورات محسوب میشود. نخستین مُهر استوانهیی نیز، بنا بر شواهد باستانشناختی، در این شهر ساخته شده، وسیلهای که در میانرودان باستان برای علامت زدن داراییهای فردی یا امضا گذاشتن پای اسناد بهکار میرفت. با توجه به اهمیت مُهرهای استوانهیی در زندگی مردم آن روزگار، و نقشی که در مشخص کردن هویت و اعتبار فرد ایفا میکرد، اوروک را میتوان نخستین شهری دانست که برای جایگاه فردی در ساختار جامعه اهمیت قائل بود.
شهر اوروک از هنگام پیدایش تا حدود ۳۰۰ میلادی بدون هیچ وقفهای آباد و دارای سکنه بود، اما در این تاریخ مردم به دلایل گوناگون طبیعی و انسانی شروع به رخت کشیدن از آن ناحیه کردند. در حدود سال ۷۰۰ میلادی اوروک دیگر بهطور عمده (هرچند نه کاملن) از سکنه خالی شده بود. در این زمان منابع طبیعی محل در نتیجۀ بهرهبرداری بیرویه از بین رفته بود و امکان برپا نگه داشتنِ یک مرکز مهم سیاسی یا تجاری دیگر وجود نداشت. شهر اوروک در نهایت به مکانی متروک تبدیل شد و بهتدریج زیر خروارها خاک فرو رفت، تا سرانجام در سال ۱۸۵۳ میلادی یک گروه باستانشناسی از جانب موزۀ بریتانیا به سرپرستی ویلیام لافتوس ویرانههای آن را از دل خاک بیرون کشیدند.
دورۀ اوروک
در دورۀ عُبید (حدود ۶۵۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد) مردمانی به همین نام نخستین ساکنان ناحیۀ سومِر را تشکیل دادند. پس از آن نوبت به دورۀ اوروک (۴۰۰۰ تا ۳۱۰۰ پیش از میلاد) رسید، که دورۀ پیدایش و رشد مراکز شهری در سراسر میانرودان بود. شهر اوروک مهمترین این مراکز محسوب میشد. دورۀ اوروک از سرآغاز تا اوج و سپس پایان به هشت مرحله تقسیم میشود، و مبنای این تقسیمبندی لایههای ویرانههای یافتشده در حفاریها و تاریخگذاری اشیای زیرخاکی موجود در آنها است. اوروک در فاصلۀ ۴۱۰۰ تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد بزرگترین مرکز شهری منطقه و مهد داد و ستد و دیوانسالاری بود.
هرچند در عظمت جایگاه اوروک تردیدی نیست، ولی ماهیت دقیق حکمرانی اوروک بر منطقه، چگونگی رسیدن آن به مقام برترین شهر، و کم و کیف اقتدار و اِعمال قدرت آن چندان معلوم نیست. گوِندولین لِیک، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ میانرودان، مینویسد:
پدیدۀ اوروک هنوز هم تا حد زیادی بحثانگیز است، چون نمیدانیم آیا عرصۀ حاکمیت سیاسی اوروک به گستردگی همۀ مناطقی که دستساختههای تولید این شهر در آنها پیدا شدهاند بوده یا نه، یا این که نحوۀ اِعمال قدرت اوروک تا چه حد در گرو استفاده از زور بوده، و چه نهادهایی مسئول این اِعمال قدرت بودهاند. در حال حاضر مقدار کاوشهای باستانشناسی در محوطۀ ویرانههای شهر در حدی نیست که بتوان پاسخ مطمئنی برای این گونه پرسشها ارائه داد. اما تا همین جا هم تردیدی وجود ندارد که روند شکلگیری شهرنشینی بهطور مستمر ادامه داشته و محور تمرکز آن نیز خود شهر اوروک بوده است. (۱۸۳ تا ۱۸۴)
منطق حکم میکند که شهر اور به دلیل واقع شدن در مکانی مناسبتر برای داد و ستد، یعنی قدری نزدیکتر به خلیج فارس، باید به نسبت اوروک صاحب نفوذ بیشتری بوده باشد، اما شواهد خلاف این را نشان میدهند.
دستساختههای اوروک به واقع از تک تک محوطههای حفاریشده در سراسر میانرودان و حتا مصر بهدست آمدهاند. به نوشتۀ جولیَن رید، باستانشناس انگلیسی:
شاید چشمگیرترین مثال گستردگی عظیم برخی از ویژگیهای فرهنگ اوروک پراکندگی کاسههای بهاصطلاح لبه-تخت باشد، که یکی از ابتداییترین شکلهای کاسۀ گِلی بهشمار میرود. این نوع کاسه را [در اوروک] قالبریزی و تولید انبوه میکردند، و مقدار زیادی از آن از سراسر میانرودان و جاهای دیگر بهدست آمده است. (۳۰)
این نوع کاسه از قرار معلوم وسیلۀ پیمانه کردن دستمزد کارگران بوده است: برای محاسبۀ دستمزد مقدار معینی از غله را با ملاقه داخل کاسهای با اندازۀ معمولی میریختند. بقایای این کاسهها، که در همه جای میانرودان یافت میشد، نشان میدهند که آنها «معمولن یک بار مصرف بودند، و مثل ظرفهای آلومینیومی غذاهای بیرون بر امروزی بعد از مصرف دور انداخته میشدند» (رید، ۳۰). کاسههای لبه-تخت بهقدری رایج بودند که مراکز تولید آنها در سراسر میانرودان، از اوروک در جنوب تا ماری در شمال، وجود داشت. به همین خاطر، مشکل میتوان گفت هر یک از این کاسهها تولید اوروک بوده یا جای دیگر (هرچند اوروک روی هم رفته مرکز اصلی و نخستینی تولید آنها محسوب میشود). هرچند کاسههای تولید اوروک تنها یکی از کالاهای تولید انبوه این شهر محسوب میشدند، و اوروک به دستاوردهای فراوان دیگری نیز شهرت داشته است.
محلهها و ایزدان شهر اوروک
شهر اوروک به دو محلۀ بزرگ تقسیم میشد، محلۀ «اِئانا» و محلۀ قدیمیتر «آنو»، که به نام دو ایزد بزرگ سومِری بوده و بهترتیب به ایزدبانو اینانّا و پدربزرگش آنو تقدیم شده بودند. سردیس معروف «نقاب الورکاء» (یا «بانوی اوروک»)، مجسمۀ مرمرین صورت یک زن که در اوروک یافت شده، را شمایل اینانّا میدانند که به احتمال زیاد بخشی از یک مجسمۀ بزرگ داخل یکی از معبدهای محلۀ او بوده است.
محلۀ اِئانّا با دیواری از بقیۀ شهر جدا میشد، ولی معلوم نیست که این دیوار کاربری آیینی داشته یا پس از نوسازی محله ایجاد آن به دلیلی ضروری دانسته شده است. سمیوئل نوآح کرِیمر، استاد تاریخ میانرودان، عقیده دارد که شهر در ابتدا مورد حمایت ایزد آنو بوده و بعدها با بالا رفتن محبوبیت ایزدبانو اینانّا منزلی در محلۀ اِئانّا برای اقامت شخصی این ایزدبانو در نظر گرفته شده که با ساخت دیواری مشخص شده بوده است.
در میانرودان باستان معبدها را به واقع محل زندگی ایزدان بر روی زمین میدانستند، و چون اینانّا معمولن ایزدبانویی تصور میشد که در هر کاری راه و روش خاص خودش را دنبال میکرد، شاید کشیدن دیوار دور محلهاش با هدف حفظ حریم شخصی او صورت گرفته باشد. کرِیمر این نکته را نیز خاطرنشان کرده که هرچند اینانّا همواره ایزدبانوی محبوب مردمان سراسر میانرودان بود (و در نهایت با چهرۀ ایشتَر تلفیق شد)، قدرت و جلال ایزدان مادینه (در زمان فرمانروایی حمورابی) سرانجام رو به کاهش گذاشت، و همراه با آن حقوق زنان در جامعه نیز دچار محدودیت شد. اگر این پیشفرض را بپذیریم، پس شاید کشیدن دیوار دور محلۀ اِئانّا برای محدود کردن دسترسی همگانی به آن جز برای کاهنان مرد بوده باشد. اما این فرضیه از بسیاری جنبهها با تاریخ اوروک ناهمخوانی دارد.
اینانّا در تاریخ اساطیری اوروک نقشی محوری داشت، چون کسی بود که «مِه» مقدس را از چنگ پدرش، اِنکی، در شهر مقدس اِریدو درآورد و آن را به اوروک برد. شرح کامل این رویداد در افسانۀ اینانّا و ایزد خردورزی آمده است. به نوشتۀ کرِیمِر، «مِه» (کم و بیش مشابه «فره ایزدی» در فرهنگ پارسی) عبارت بود از «مجموعه قوانین و دستورهایی که از جانب ایزدان و در راستای برقراری و حفظ نظم و ترتیب عالم وضع شده بودند» (۱۲۵). از آنجا که سومِریها اِریدو را نخستین شهر آفریدۀ ایزدان میدانستند که نظم و قانون در قالب مقام پادشاهی ابتدا به آن نازل شده بود، بردن «مِه» از این شهر به اوروک نشانۀ جابهجایی قدرت و برتری از یکی به دیگری محسوب میشد.
در افسانۀ اینانّا و ایزد خردورزی اِنکی وقتی از دزدیده شدن «مِه» خبردار میشود، برای برگرداندن آن به اِریدو دست به هر کاری میزند – هرچند حاصلی ندارد. او فریب دخترش را خورده، و حالا دیگر شهر اوروک بهجای اِریدو مرکز قدرت شده است. اِریدو در پیوند با زندگی روستایی و دریای ازلی تصور میشد که سرچشمۀ نخستینیِ حیات بر روی زمین بود؛ اما اوروک تجسم شیوۀ نوین زندگی – شهرنشینی – بهحساب میآمد. این افسانه برای مردمان میانرودان روشن میکرد که چرا اِریدو اهمیت خود را از دست داد و اوروک به عظمتی که در آن زمان داشت رسید: این ها همه کار ایزدان بود.
اهمیت اوروک و ویرانی درازمدت آن
در «دورۀ دودمانی نخستین» (۲۹۰۰ تا ۲۳۵۰ یا ۲۳۳۴ پیش از میلاد)، که پس از دورۀ اوروک قرار میگیرد، شهر اوروک همچنان مرکز قدرت در منطقه، هرچند با اهمیتی رو به کاهش، محسوب میشد و دودمانهای مهم میانرودان در آن فرمانروایی میکردند. دیوار بزرگ اوروک، که میگفتند خود گیلگمش آن را بنا کرده بود، در حدود ۲۵۰۰ پیش از میلاد هنوز گرداگرد شهر بهچشم میخورد. در این زمان اِئان-نوتوم پادشاه «دودمان نخست لاگاش» را بنیان گذاشت، و فرمانروای منطقه شد.
یکی از پادشاهان بعدی، لوگال-زاگه (یا لوگال-زاگه-سی)، به شهر اوروک علاقۀ خاصی داشت و آن را پایتخت خود قرار داده بود. سرزمین سومِر در حدود ۲۳۳۴ پیش از میلاد به تصرف امپراتوری اکدی درآمد، اما سارگُن اکدی (فرمانروایی ۲۳۳۴ تا ۲۲۷۹ پیش از میلاد) همچنان جایگاه والای اوروک را حفظ کرد، و محلههای مقدس اینانّا و آنو در دوران فرمانروایی او همچنان آباد و پررفت و آمد باقی ماندند، و حتا مورد نوسازی و بازسازی نیز قرار گرفتند.
شهر اوروک با این که دیگر مثل دورۀ اوروک یگانه شهر مهم میانرودان و شکوهمندترین مرکز شهری نبود، همچنان اهمیت خود را در «دورۀ سوم اور» (حدود ۲۱۱۲ تا حدود ۲۰۰۴ پیش از میلاد) حفظ کرد. دودمان سوم اور، که بنیانگذار آن اور-نامّو (فرمانروایی حدود ۲۱۱۲ تا حدود ۲۰۹۴ پیش از میلاد) بود، چنان رونقی به میانرودان بخشیدند که دوران فرمانروایی آنان در تاریخ به «رنسانس سومری» معروف شد. اوروک نیز از این کامیابی بینصیب نماند. ولی با سقوط شهر اور در ۱۷۵۰ پیش از میلاد در پی تهاجم سپاه ایلام و نیز حملۀ عموریها به سومِر، اوروک نیز مثل بقیۀ شهرهای سومری دستخوش ویرانی شد.
با این همه، اوروک نه تنها تا صدها سال بعد برقرار ماند، بلکه اهمیت آن در دورههای سلوکی و پارتی (اشکانی) نیز کم نبود، بهویژه که بیشتر شهرهای سومری تا این زمان دوام نیاورده و یا از بین رفته و یا در مسیر نابودی قرار گرفته بودند. محلههای مقدس شهر اوروک تا سدۀ هفتم میلادی و صدها سال پس از ویرانی کامل دیگر شهرهای میانرودان آباد و دایر باقی ماندند. استیون برتمن، پژوهشگر تاریخ باستان، مینویسد:
اوروک عمری ۵۰۰۰ ساله داشت. قدیمیترین لایۀ آن هنوز به معنای واقعی کلمه کندوکاوی به خود ندیده، و در ژرفای گِل و لای همان دشت حاصلخیزی که روزگاری سرچشمۀ حیات آن بود فرو رفته است. (۳۷)
پس شاید همین گل و لای ژرف پاسخ این پرسش باشد که نخستین شهر بزرگ تاریخ چگونه شکل گرفت، چرا در آن مکان ساخته شد، و چطور اهمیت خود را طی صدها و هزاران سال در منطقه حفظ کرد. اوروک تنها شهر میانرودان بود که ساکنانش هرگز آن را ترک نکردند و تا زمان حملۀ عربهای مسلمان در سال ۶۳۰ میلادی به ویرانی کشیده نشد.
ولی شاید راز اهمیت درازمدت اوروک در چیزی سادهتر از این باشد. پل کریواچِک تاریخدان به این نکته اشاره میکند که تغییرهای کلیدی در یک جامعه ریشه در «کشمکش همیشگی بین پیشروها و محافظهکارها، پیشرفتخواهی و واپسنگری، آنها که مدام دنبال "یک چیز تازه" هستند و آنها که فکر میکنند "راه و روش فقط راه و روش قدیم" دارند. بدون وجود چنین رقابتی هیچ دگرگونی بزرگی در فرهنگ یک جامعه رخ نمیدهد» (۲۱).
شاید حکایت اینانّا و اِنکی و جابهجایی قدرت از اِریدو به اوروک گویای همین رقابت و نشاندهندۀ گذار از راه و رسم قدیم زندگی روستایی، به نمایندگی اِریدو، به سوی سرآغاز شهرنشینی و نوع جدید ترکیب جمعیت و شیوۀ زندگی باشد. این دگرگونی در تاریخ بشر لابد نخستین بار از جایی آغاز شده، و شاید که آغاز آن به واقع همین شهر اوروک در میانرودان بوده باشد.
