سرود ستایش نیسابا (حدود هزارۀ سوم پیش از میلاد) شعر بلندی است برای پرستش نیسابا، ایزدبانوی سومری نوشتن و دفترداری که نبشتگر ایزدان نیز محسوب میشد. این شعر در اصل به اِنکی، ایزد دانایی، تقدیم شده (که گاه پدر و گاه «حامی» نیسابا دانسته میشد)، ولی بیشتر محتوای آن به نیسابا و ویژگیهای او میپردازد.
نیسابا (که نامش را ناگا، سه-ناگا، نیسسابا، و نیدابا هم نوشتهاند) در دورۀ دودمانی نخستین (حدود ۲۹۰۰ تا ۲۳۵۰ یا ۲۳۳۴ پیش از میلاد) از محبوبیتی گسترده در سراسر میانرودان برخوردار بود. جرمی بلَک، پژوهشگر تاریخ باستان، مینویسد:
بدون او مقدار خرمن برداشتشده را نمیشد حساب کرد، و مقدار پیشکشهای نان و آبجو به معبد نیز قابل تعیین نبود، چون او بود که در مقام ایزدبانوی حسابداری میتوانست بر درستی دفترها نظارت کند.
(ادبیات، ۲۹۲)
نیسابا در اصل یک ایزدبانوی غله بود که با باروری و حاصلخیزی پیوند داشت، و قدرت بارآوری و برکتدهی او سرانجام این ایزدبانو را از عرصۀ کشاورزی و مراقبت از فرآوردههای آن به عرصۀ نوشتن و خلاقیت نوشتاری منتقل کرد.
سرود ستایش نیسابا مثل بیشتر سرودهای دینی به احتمال بسیار زیاد با همراهی موسیقی اجرا میشد، و اجرای آن بخشی از مناسک پرستش در زیارتگاهها و پرستشگاههای این ایزدبانو را تشکیل میداد. پرستشگاهها احتمالن در اصل متعلق به اِنکی بودند، چون هنوز معبدی در میانرودان شناسایی نشده که فقط مخصوص پرستش نیسابا بوده باشد. بهنظر میرسد شکل مرسوم پرستش نیسابا همان عمل نوشتن بوده، و شاید سرود پرستش او نیز در زیارتگاههایی اجرا میشده که در همسایگی کتابخانهها و کتیبهخانهها برای او میساختند.
پیوند نیسابا با خط و نوشتار و مکانهای مخصوص سوادآموزی و نیز ارتباطی که بین او و ساخت معبد و سایر بناهای یادمانی قائل بودند – که با توجه به نیاز معماری به محاسبه و ریاضی بهخوبی قابل تصور است – موجب میشود او را همتای سِشات، ایزدبانوی مصری نوشتن، ساختمانسازی، و حسابداری بدانند. موجود الاهی دیگری که با نیسابا پیوند دارد نانشی، ایزدبانوی سومری عدالت اجتماعی، است، چون نیسابا حساب و کتاب انسانهایی را که نیازمند یاری و دادگری آن ایزدبانو یا سزاوار خشم و عقوبت او هستند، نگه میدارد.
اعتبار و منزلت نیسابا در دورۀ بابلی قدیم (حدود ۱۸۹۴ تا ۱۵۹۵ پیش از میلاد) رو به کاهش گذاشت. در نتیجه، سرود پرستش نیسابا به تمرینی برای مشق دانشآموزان تبدیل شد تا با رونویسی از آن شروع به یادگیری دستورزبان سومری کنند. در دوران فرمانروایی حمورابی (۱۷۹۲ تا ۱۷۵۰ پیش از میلاد)، که ایزدان مرد روی هم رفته جای ایزدان زن را گرفتند، نیسابا نیز جای خود را به نَبو، ایزد بابلی نوشتن و نویسندگی داد. کتیبۀ خط میخی سرود پرستش نیسابا سرانجام در میانۀ سدۀ نوزدهم میلادی در حفاریهای باستانشناسان اروپایی از ویرانههای معبدی در حوالی شهر لاگاش بهدست آمد.
پیشینۀ خانوادگی نیسابا و جایگاه ایزدی او
پژوهشگران عقیده دارند خط و نوشتار در حدود ۳۶۰۰ یا ۳۵۰۰ پیش از میلاد در سومر ابداع شد تا کار داد و ستد راه دور را آسان کند. بازرگانانی که بارهای غله، آبجو، دام و طیور، یا هر گونه کالای دیگری را برای فروش به شهرهای گوناگون میبردند نیاز به وسیلهای برای رساندن پیامهای دقیق داشتند، و نوشتن در پاسخ به این نیاز بهوجود آمد. نخستین علامتهای نوشتاری تصویرنگار بودند (برای اشاره به یک چیز شکل آن را ترسیم میکردند). این علامتها بهتدریج جای خود را به آوانگار دادند (علامتهایی که هرکدام نمایانگر یک آوا بودند). نخستین کتیبههای آوانگار متعلق به حدود ۳۲۰۰ پیش از میلاد هستند و از شهر اوروک بهدست آمدهاند. اوروک یکی از شهرهایی بود که پرستش نیسابا در مقام ایزدبانوی غله در آن رواج داشت، و شاید همین جایگاه – و اهمیت غله بهعنوان محصولی همواره مورد نیاز – بود که موجب پیوند خط و نوشتار با حمل و نقل بارهای غله و در نتیجه پیوند نیسابا با عمل نوشتن شد.
نیسابا جرقۀ الهامی بود که نبشتگر برای آفریدن هر اثر نوشتاری به آن نیاز داشت. از همین رو بود که نیسابا را «بانو – هرجا که قدم میگذارد، نوشتن آنجا است» میگفتند، و سنت شده بود که دانشآموزان مدرسههای نبشتگری در انتهای هر متن خود بنویسند «نیسابا ستوده باد!» (مانِگِن، ۸ تا ۹). یک تصویرنگار نخستینی از دورۀ دودمانی نخستین نیسابا را به شکل یک خوشۀ گندم نمایش میدهد، و این پیش از رسیدن او به جایگاه ایزدبانوی نوشتن است. پس از آن، برای نمایش نیسابا نقش زنی را ترسیم میکردند که کتیبۀ آسمانی و قلم نِی طلا بهدست دارد.
نیسابا در این زمان دختر اِنلیل، پادشاه ایزدان، و همسر او، نینلیل، دانسته میشد. در دورۀ سوم اور (حدود ۲۱۱۲ تا حدود ۲۰۰۴ پیش از میلاد)، شهر اور را در حمایت خاص او میدانستند. او در دورۀ ایسین-لارسا (حدود ۲۰۲۵ تا ۱۷۶۳ پیش از میلاد) حامی شهر اِرِش (اوروک) شد. نبشتگران اور و شاگردان آنها در مدرسۀ نبشتگری در دورۀ فرمانروایی شولگی پادشاه اور (۲۰۹۴ تا حدود ۲۰۴۶ پیش از میلاد) با توکل به نیسابا کار میکردند.
در سنّتی دیگر، نیسابا را دختر اِنکی و نینلیل را دختر او میدانند که با این ترتیب اِنلیل داماد نیسابا میشود. برخی پژوهشگران وصف نیسابا در این سرود را با این سنت همپیوند میدانند. اِنکی در این سرود در حال باز کردن در «خانۀ آموزش» برای او مجسم شده، که لوح لاجورد را بهدست او میدهد. برخی تفسیرها با توجه به این ترسیم و نکتههای دیگر دربارۀ هویت اِنکی نتیجه میگیرند که اِنکی پدر نیسابا دانسته شده، اما تفسیرهای متفاوتی هم هست که اِنکی را حامی نیسابا معرفی میکنند، چون او در مقام ایزد دانایی باید خود به خود پشتیبان آموزش و سوادآموزی نیز بوده باشد. پل کریواچک، استاد تاریخ میانرودان، در این باره مینویسد:
مردمان میانرودان اِنکی را ایزدی میدانستند که تمدن را به بشریت اعطا کرده است. او بخشندۀ دانایی و هوشمندی به فرمانروایان است؛ او «درهای معرفت را میگشاید»... او نه فرمانروای گیتی بلکه مشاور دانای ایزدان و برادر بزرگ آنان است...
مهمتر از همه این که اِنکی پاسدار مه است، چیزی که آشورشناس بزرگ، سمیوئل نوآح کرِیمر، آن را «آمیزۀ بنیانی، دگرگونیناپذیر، و همهشمول تمامی تواناییها و مسئولیتها، هنجارها و معیارها، قواعد و قوانین مربوط به زندگی متمدنانه» وصف میکند. (۳۰)
اِنکی چه پدر نیسابا بوده و چه حامی و مرشد او، در هر صورت پیوندش با نیسابا – و نوشتن – حکایت از همبستگی بین دانایی و بنیانهای تشکیلدهندۀ تمدن دارد. هرچند که سطرهای آغازین سرود نیسابا را دختر آنو، ایزد آسمان، و اوراس (یا اوناس) ایزدبانوی زمین معرفی میکنند. این دو در دین سومری زوج ازلی و آسمانی بودند که بعدها جایگاه خود را به اِنلیل و نینلیل سپردند. بدین ترتیب نیسابا با کهنترین و والاترین ایزدان در خداشناسی سومری همخانواده دانسته شده است.
سرودهای دینی در میانرودان
سرود ستایش نیسابا، همانند سایر آثاری که در ستایش ایزدان دیگر نوشته شده، یک قطعۀ نیایشی محسوب میشود، که از نامها و صفتهای یک ایزد یاد میکند و او را بابت نعمتهایی که به بشر عنایت کرده سپاس میگوید. استیون برتمن تاریخدان مینویسد:
بیشتر سرودهای دینی به احتمال زیاد سرودۀ روحانیان و کاهنان معبدها بودند، و ثبت آنها بهصورت نوشته عملی عبادی و پرهیزگارانه تلقی میشد. واژههای ستایشآمیز یک سرود با نوشته شدن بهصورت عینی این قابلیت را پیدا میکردند که دیگران نیز بتوانند از آنها رونوشت تهیه کرده و به نوبۀ خود آنها را بخوانند و اجرا کنند.
سرودهای نیایشی احتمالن همراه با موسیقی اجرا میشدند... این سرودها نام ایزدان مهم میانرودانی را در اختیار ما میگذارند و به ما میگویند معبد اصلی هر ایزد کجا قرار داشته است.
سرودهای استادانهتر همانند زیبانماهای روحانی عمل میکردند، نامها و کنیههای الاهی را با درخشش هرچه تمامتر به نمایش میگذاشتند و با تکههای رنگین اسطوره به آنها رنگ و لعاب چشمگیرتری میبخشیدند. (۱۷۲)
سرودهای دینی علاوه بر محتوای پرستشی میتوانستند کاربردهای عملی هم داشته باشند. برای مثال، سرود ستایش نینکاسی، ایزدبانوی آبجو، هم برای عبادت خوانده میشد و هم دستور تهیۀ آبجو را در خود داشت. بنابراین آبجوسازان با خواندن این سرود هم ایزدبانوی حامی آبجو را عبادت میکردند و هم دستور تهیۀ آبجو را سینه به سینه و نسل به نسل انتقال میدادند.
موسیقی در سراسر تاریخ میانرودان باستان از قدر و ارزش بالایی برخوردار بود، و سرودهای دینی به احتمال زیاد به صورت آواز و با همراهی سازهایی مثل طبل، لیرا، نی، و سازهای دیگری که نامشان را میدانیم اما مدرک محکمی برای اثبات وجودشان نداریم، خوانده میشدند. واژۀ اکدی برای موسیقی، نیگوتو (nigutu)، به معنی «شادمانی» و «بهجت روحی» نیز هست، و سمیوئل نوآح کرِیمر این معانی را با مقصود نهایی از خواندن سرودهای دینی در ارتباط میداند و استدلال میکند که سرودههای دینی برای آوازخوانی در مراسم مذهبی، مناسبتهای درباری، و یا سرگرمی و سرور نوشته میشدهاند. بر این مبنا، قطعهای مثل سرود ستایش نیسابا همراه با موسیقی و به آواز خوانده میشد تا شرکتکنندگان در مراسم را به هیجان بیاورد و آنها را به پرستش ایزدبانو تشویق کند.
خلاصه
سرود ستایش نیسابا با ترسیم ایمایی از او آغاز میشود که لوح لاجورد را بهدست دارد. او «زادۀ اوراس» است و «پنجاه قدرت بزرگ الاهی به او اعطا شده است»، که این میتواند اشارهای به مِه اِنکی [کم و بیش همتای فرۀ ایزدی در فرهنگ پارسی] باشد. اِ-کور معبد اصلی اِنلیل در شهر نیپّور است. «آروروی این سرزمین» (Aruru) در سطر ۷ نیسابا را با ایزدبانوی مادر، نینهورساگ، پیوند میدهد، و «زایندۀ دانایی از کوهساران بزرگ» روی این پیوند تأکید میگذارد، چون نام نینهورساگ به معنی «بانوی کوهستان» است، و گاهی او را «بانوی کوهساران بزرگ» هم مینامند. در ادامه نیسابا با آنو، ایزد باستانی آسمان، و اِنلیل، در نقشی که اینجا برعهده دارد، همخانواده معرفی میشود.
سطرهای ۱۴ تا ۲۰ به نقش نیسابا در مقام ایزدبانوی غله اشاره دارند («ذرت» در سطر ۱۴ را نیز باید جزء غلهها بهحساب آورد)، و بیان میکنند که او پیش از دربر کردن «جامۀ مقدس روحانیت»، و رسیدن به مقام ایزدبانوی نوشتن، مایۀ برکت و فراوانی محصول بوده است. سطرهای ۲۱ تا ۲۶ نیز به نقش پیشین او بهعنوان ایزدبانوی غله در همانندی با کوسو (Kusu) و اِزینا (Ezina) اشاره میکنند، این دو نام درمورد ایزدبانوی غله، اَشنان (Ashnan)، بهکار میرفتند (یا دو جنبه از شخصیت این ایزدبانو را نشان میدادند)، که اینک بهجای نیسابا خدای کشاورزی شده بود. در همین فراز گفته میشود که نیسابا برای حفظ خشنودی کوسو و اِزینا یک اِن-کاهن (کاهن اعظم) را تعیین خواهد کرد تا کارهای آنان را انجام دهد، شاید به این معنا که حسابداری را خواهد گماشت تا به ثبت میزان خرمن برداشتشده و مقدار توزیع آن رسیدگی کند.
سطرهای ۲۷ تا ۳۵ دربارۀ اِنکی و نحوۀ حمایت او از نیسابا با فراهم کردن لوح لاجورد توضیح میدهد و میگوید که اِنکی درِ «خانۀ آموزش» در سرزمین حاصلخیز آراتّا را به روی او گشوده است. آراتّا وطن اصلی ایزدبانو اینانّا پیش از آمدن او به اوروک شمرده میشد، و این هم میتواند اشارۀ دیگری به پیوند نیسابا با اِنکی قلمداد شود، چون در برخی اسطورهها اینانّا دختر اِنکی معرفی شده است. این فراز در ادامه به اِ-زاگین (یا اِ-زاگینا) اشاره میکند، خانۀ لاجوردی آموزش، همان که اِنکی از قرار به پاس حمایت نیسابا از شهر اِرِس (اِرِش = اوروک) درِ آن را به روی او گشوده است.
سطرهای ۳۶ تا ۵۰ از اِنکی میگویند که در شهر خود اِریدوگ (اِریدو) در آبزو، قلمرو آبهای شیرین در زیر زمین، است. آب شیرین پیوند خاصی با اِنکی و اِریدو داشت، و مایۀ باروری زمین و منبع آبیاری و آب شرب – و بنابراین حیات – برای مردمان بود. هال-آن-کوگ شورای شهر بود که در آن اِنکی با خودش به مشورت مینشست، ولی میتواند به معبد او نیز اشاره داشته باشد. سراسر این فراز با هدف رسیدن به سطر آخر تنظیم شده، که بدبختانه بهشکل کامل در دست نیست. اما بهنظر میرسد که اِنکی سرانجام پس از مشورت با خودش پیشنهاد میکند قربانی یا پیشکش دیگری برای ستایش به درگاه نیسابا تقدیم شود.
سطرهای ۵۰ تا ۵۵ فقط به ستایش نیسابا اختصاص یافتهاند، و سطرهای ۵۶ تا ۵۷ تقدیمنامۀ رسمی این سرود به اِنکی هستند، که توانمندیها، بینش، و استعدادهایی به نیسابا عطا کرده تا او آنها را در اختیار بشر بگذارد. سطر آخر اِنکی را سپاس میگوید که به حمایت از نیسابا برخاسته، چرا که نیسابا بدون او قادر نبود نعمتهای بالا را به مردم برساند، ولی خود متن نیز آشکارا بیان میکند که سراسر آن در اصل برای ستایش نیسابا نوشته شده است.
متن سرود
فرازهای زیر از کتاب ادبیات سومر باستان (The Literature of Ancient Sumer)، ترجمۀ جرمی بلَک و همکاران، برگرفته شده است.
سطرهای ۱ تا ۶: بانو که همانند ستارگان آسمان رنگین است، لوح لاجورد را بهدست دارد! نیسابا، گاو وحشی بزرگ، زادۀ اوراس، گوسپند وحشی که در لابهلای گیاهان قلیایی مقدس شیر نیکو خورده، دهان را برای هفت.. نِی میگشاید! بانوی من، که پنجاه قدرت بزرگ الاهی تمام و کمال به او اعطا شده، و در اِ-کور قدرتمندترین [فرد] است!
سطرهای ۷ تا ۱۳: اژدها شکوهمندانه در روز عید ظاهر میشود، آروروی این سرزمین... از جنس گِل، آرامشبخش... روغن خوش بر سرزمینهای بیگانه نثار میکند، زایندۀ دانایی از کوهساران بزرگ! زن نیکو، نبشتگر بزرگ آنو، دفتردار اِنلیل، حکیم خردمند ایزدان!
سطرهای ۱۴ تا ۲۰: تا که جو و چاودار را در کرتها برویاند، تا که ذرت عالی بتواند تحسین برانگیزد؛ تا هفت گل بزرگ مینا را همراه با جوانه زدن چاودارها و جوانه زدن جوها در فصل خرمن، عید بزرگ اِنلیل، از دل خاک بیرون آورد – او در نقش شاهزادهوار خویش بدن خود را پاک ساخته و جامۀ مقدس روحانیت را دربر کرده است.
سطرهای ۲۱ تا ۲۶: تا که پیشکشهای نان را هرجا نیستند برقرار سازد، و تا که جرعهفشانیهای بزرگ الکل را سرازیر سازد، تا که شکوهمندی ایزد، اِنلیل، را سیراب گرداند، و تا که کوسو و اِنزوی سرشار از رحمت را خشنود سازد، [او] اِن-کاهن بزرگی خواهد گمارد و عیدی برقرار خواهد کرد؛ اِن-کاهن بزرگی بر این سرزمین خواهد گماشت.
سطرهای ۲۷ تا ۳۵: او (اِنکی (؟)) در دعا نزد نیسابای پاکدامن میآید. او پیشکشهای خوراکی پاکیزه ترتیب داده است؛ او درِ خانۀ آموزش را به روی نیسابا گشوده، و لوح لاجورد را روی زانوان او گذاشته است، تا او بتواند با لوح مقدس ستارگان آسمانی به شور بنشیند. در آراتّا، او (اِنکی) اِ-زاگین را در اختیار او قرار داده است. تو اِرِس را پربرکت ساختی، آن را از آجرهای... کوچک برساختی، تو آنی که بغرنجترین خردمندی به او ارزانی شده است!
سطرهای ۳۶ تا ۵۰: در آبزو، دیهیم بزرگ اِریدوگ، آنجا که زیارتگاهها برقرار گشتهاند، آن مکان برتریداده... گمارده شده است – وقتی اِنکی، کشتگر شاهزادهوار بزرگ معبد شگفتیآور، درودگر اِریدوگ، استاد آیینهای پاکیزهسازی، پروردگار صحن اِن-کاهنان بزرگ، به اِ-کور میآید، و وقتی آبزوی اِریدوگ را برپا میکند، وقتی در هال-آن-کوگ به مشورت مینشیند، وقتی با تبر دوسر خانۀ چوب صندل را دو تکه میکند؛ وقتی موهای حکیم اجازۀ فرو افتادن مییابند، وقتی که او درِ خانۀ آموزش را میگشاید، وقتی در خیابانِ درِ آموزش میایستد؛ وقتی تالار غذاخوری بزرگ چوب سدر را به اتمام میرساند (؟)، وقتی گرز نخل خرما را برمیگیرد، وقتی جامۀ روحانیت را با آن گرز میکوبد (؟)، وقتی هفت... را به نیسابا، پرستار عالیجاه، میگوید:
سطرهای ۵۰ تا ۵۵: ای نیسابا، زن نیکو، زن زیبا، زن زادۀ کوهساران! ای نیسابا، بادا که تو در علوفهدان کَره باشی، بادا که تو در آبشخور خامه باشی، بادا که در خزانه مُهردار باشی، بادا که در کاخ میهماندار نیکو باشی، بادا که برآورندۀ کوه خرمن در میان کپههای خرمن و در انبارهای غله باشی!»
سطرهای ۵۶ تا ۵۷: چون شاهزاده [اِنکی] نیسابا را ستوده است، ای پدر [ما] اِنکی، شیرین است ستودن تو!
سرانجام
همانگونه که اشاره شد، در دورۀ بابلی قدیم جایگاه نیسابا مثل سایر ایزدان زن پایین آمد. در آن زمان حمورابی ایزد مردوک را در مقام حامی بزرگ بابل پرستش میکرد و ایزدان مرد را برتر از ایزدان زن میدانست. نیسابا جای خود را به پسر مردوک، نَبو، داد، و نَبو از آن پس ایزد نوشتن، خردمندی، آموزش، پیشگویی، و حامی نبشتگران و نیرو و قوت رشد فرآوردههای کشاورزی و فراوانی محصول شد.
در این حال سرود ستایش نیسابا نیز، که علاوه بر نقش نیایشی جایگاهی آموزشی نیز در مدرسههای نبشتگری داشت، کاربردهای پیشین خود را از دست داد و تنها به سرمشقی برای یادگیری دستورزبان تبدیل شد. به نوشتۀ جرمی بلَک:
سرود ستایش نیسابا جزء بخشی از برنامۀ درسی شد که به آن «چهارگانه» میگفتند، چون از چهار سرود به زبان سومری ساده تشکیل شده بود که گاه بهعنوان پلۀ گذر از بخش ابتدایی برنامۀ درسی به «دهگانه» بهکار میرفت. هشت سطر از نه سطر نخست این سرود روی لوحی سنگی متعلق به اواخر هزارۀ سوم پیش از میلاد در لاگاش پیدا شده، و تعدادی نسخۀ قدیمیتر نیز که به نیسابا تقدیم شدهاند از شوروپاگ و ابو صلابیخ بهدست آمدهاند. (۲۹۲)
«چهارگانه» و «دهگانه» مجموعههایی معین از آثار منظوم بودند که در مدرسههای نبشتگری بهعنوان تکلیف درسی مورد استفاده قرار میگرفتند. «چهارگانه» از گروههای چهارتایی و «دهگانه» از گروههای دهتایی تشکیل میشد. متنهای «چهارگانه» در سطح ابتدایی بودند، و دانشآموز را برای سطح مشکلتر «دهگانه» آماده میکردند. نام نیسابا تا زمان سقوط بابل بهدست کورش دوم (کورش بزرگ، فرمانروایی حدود ۵۵۰ تا ۵۳۰ پیش از میلاد)، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی در ۵۳۹ پیش از میلاد، همچنان در این گونه متنها تکرار میشد.
بابل پس از سقوط بخشی از امپراتوری هخامنشی شد، و پس از فتح این امپراتوری بهدست اسکندر مقدونی در ۳۳۱ پیش از میلاد زیر لوای سلوکیان قرار گرفت. جایگاه نیسابا در فاصلۀ سالهای ۵۳۹ و ۳۳۱ پیش از میلاد مشخص نیست. بهنظر میرسد که تا اواخر دورۀ سلوکی (۳۱۲ تا ۶۳ پیش از میلاد) همچنان مردمانی در میانرودان بودند که به او در مقام ایزدبانوی نوشتن اعتقاد داشتند، اما پس از این دوره نام نیسابا یکسر ناپدید میشود. کتیبۀ خط میخی سرود ستایش نیسابا سرانجام در سدۀ نوزدهم از دل خاک بیرون آمد، و نام ونشان او نیز به همراه آن بار دیگر آشکار شد.
