اَکَد و امپراتوری اَکَدی

نخستین امپراتوری چندملیتی جهان
Joshua J. Mark
مترجم
منتشر شده در
Translations
چاپ PDF
Map of the Akkadian Empire, c. 2334 - 2218 BCE (by Simeon Netchev, CC BY-NC-ND)
امپراتوری اکدی، حدود ۲۳۳۴ تا ۲۲۱۸ پیش از میلاد Simeon Netchev (CC BY-NC-ND)

شهر اَکد در میان‌رودان باستان (بین‌النهرین) مرکز امپراتوری اَکدی (۲۳۵۰ یا ۲۳۳۴ تا ۲۱۵۴ پیش از میلاد) بود، که نخستین نهاد سیاسی چندملیتی در تاریخ بشر محسوب می‌شود. بنیانگذار این امپراتوری، سارگُن بزرگ، سرزمین‌های قوم‌های گوناگون ساکن میان‌رودان را زیر لوای خود متحد کرد و با این کار الگویی برای کشورگشایی و بنای امپراتوری‌ برای فرمانروایان آتی میان‌رودان بنیان نهاد که اغلب از آن پیروی کردند یا حتا از آن فراتر رفتند. امپراتوری اَکدی برخی مفاهیم پدیدآمده در سومر را پیشرفته‌تر کرد و چند مورد تازه نیز به آنها افزود که بعدها سرمشق دودمان‌ها و امپراتوری‌های منطقه قرار گرفت، از جمله:

  • مفهوم پادشاهی الاهی
  • چارچوب معیار برای دستگاه دیوانی و دولتی
  • معیارهای سنجش وزن و اندازه
  • چارچوب معیار برای سامانۀ پستی
  • بهبود راهسازی و ساخت جاده‌های جدید
  • پیشرفت فلزکاری (پیش از هرچیز برای تولید سلاح)
  • سامانه‌های آبیاری پیشرفته
  • بهبود مُهرهای استوانه‌یی برای انتقال دقیق‌تر مشخصه‌ها
  • ایجاد نیروی نظامی حرفه‌یی و تقویت پادگان‌ها
  • استفاده از یک زبان مرجع (اکدی) در همۀ امور اداری
  • استفاده از متن‌های دوزبانه (اکدی و سومری) در بازرگانی

محل دقیق شهر اَکد تا به حال معلوم نشده، و کسی نمی‌داند که این شهر چگونه به رشد و اهمیت رسید، یا چند و چون سقوط و نابودی آن دقیقن چه بود؛ اما امپراتوری‌ اَکدی که بر محور این شهر شکل گرفت روزگاری بر بخش وسیعی از منطقۀ میان‌رودان فرمانروایی می‌کرد. شهر اَکد (یا «اَگَده») به یقین در کرانۀ غربی رود فرات و احتمالن بین شهرهای سیپّار و کیش (یا شاید بین ماری و بابِل، یا نقطۀ دیگری از ساحل فرات) قرار داشته است. بنا بر افسانه‌ها، سارگُن بزرگ این شهر را بنا کرد و با به‌وجود آوردن امپراتوری اَکدی ملاکی برای ساختارهای حکومتی آینده در میان‌رودان به‌دست داد.

سارگُن از زبان نبشتگران دربارش ادعا دارد که قلمرو امپراتوری اَکدی از خلیج فارس شروع می‌شده و با دامن گستردن بر خاک کشورهای کنونی کویت، عراق، اردن، سوریه (و احتمالن لبنان) تا بخش جنوبی آسیای صغیر امتداد می‌یافته و به دریای مدیترانه و قبرس می‌رسیده است (برخی دامنۀ این ادعا را به جزیرۀ کرِت در دریای اِژه هم رسانده‌اند). ولی هرچند اندازه و گستردگی امپراتوریِ بنیان‌گرفته از اَکد همچنان جای بحث دارد، سارگُن بزرگ بی‌تردید بنیانگذار نخستین امپراتوری چندملیتی دنیا شمرده می‌شود.

پادشاه اوروک و ظهور سارگُن

این امکان وجود دارد که سارگُن شهر اَکَد را بنیان نگذاشته بلکه بازسازی کرده باشد.

پیش از آن که نشانی از شهر اَکد و امپراتوری اَکدی در تاریخ ظاهر شود، زبان اَکدی در بخشی از میان‌رودان رواج داشت (به‌ویژه در شهر ثروتمند ماری که مجموعۀ گستردۀ کتیبه‌های خط میخی آن کمک بزرگی به شناخت رویدادهای تاریخی آن زمان کرده است)، و شاید سارگُن در حقیقت شهر اَکد را بنیان نگذاشته بلکه آن را نوسازی کرده و رونق بخشیده باشد. نکتۀ دیگر این که سارگُن نخستین فرمانروایی نبود که دست به کار متحد کردن شهرها و قبیله‌های پراکندۀ میان‌رودان شد. پیش از او لوگال‌زاگه‌سی، پادشاه اوروک، در مقیاسی کوچک‌تر دست به این کار زده و موفق شده بود. اما امپراتوری کوچک او در برابر تهاجم نظامی سارگُن تاب نیاورد.

در مقابل، سارگُن نیز ساختار حکومتی او بر چند شهر را مبنا قرار داده بهبود بخشید، و دودمانی بزرگ‌تر و قوی‌تر برای خود به‌وجود آورد. گوِندولین لِیک، پژوهشگر تاریخ میان‌رودان، می‌نویسد: «در کهن‌نوشت‌های خود او [سارگُن] آمده است که دامنۀ لشگرکشی‌های عظیم او از میان‌رودان فراتر رفته و دسترسی به همۀ راه‌های تجاری اصلی در خشکی و دریا را امکان‌پذیر ساخته بود» (۸). لوگال‌زاگه‌سی فقط توانسته بود شهرهای سومر را به تسخیر خود درآورد، در حالی که سارگُن عزم کرده بود تمام دنیای شناخته‌شدۀ آن روزگار را فتح کند. انگیزۀ او برای این اقدام معلوم نیست. آدولف لئو اوپنهایم، آشورشناس اتریشی-آمریکایی، توضیح می‌دهد:

سیاستی که سارگُن در پیش گرفت مبتنی بر سلطه‌گری و توسعه‌طلبی بود. ما هرگز نخواهیم دانست کدام دگرگونی اقتصادی، اجتماعی، یا عقیدتی سبب‌ساز این چرخش دیدگاه سیاسی شدند. از آن به‌بعد، موفقیت‌های پادشاهان [اکدی] تأثیر فراگیری روی مفاهیم سیاسی و ادعاهای فرمانروایان میان‌رودانی گذاشت. راه سارگُن را نه تنها دودمان سومری اور (معروف به دودمان سوم اور)، بلکه شاهان آشوری در هزارۀ بعد نیز دنبال کردند، و بسیاری از فرمانروایان دیگر نیز او را سرمشق قرار داده و مرشد و راهنمای خود در امر سیاست دانستند. (۵۲)

Akkadian Ruler
فرمانروای اکدی Sumerophile (Public Domain)

امپراتوری سارگُن منطقۀ میان‌رودان را مرزبندی کرد و با این کار زمینۀ مناسب برای بالندگی و پیشرفت هنر و ادبیات، دانش و کشاورزی، و مذهب را فراهم آورد. در «فهرست پادشاهان سومری» نام پنج فرمانروای اَکَدی به ثبت رسیده است، هرچند که در حقیقت تعداد فرمانروایان اَکَد هفت تن بود:

  • سارگُن بزرگ (فرمانروایی ۲۳۳۴ تا ۲۲۷۹ پیش از میلاد)
  • ریموش (Rimush؛ پسر سارگُن، فرمانروایی ۲۲۷۸ تا ۲۲۷۰ پیش از میلاد)
  • منیشتوشو (Manishtusu؛ پسر دیگر سارگُن، فرمانروایی ۲۲۶۹ تا ۲۲۵۵ پیش از میلاد)
  • نارام-سین (یا نارام-سوئِن، پسر منیشتوشو، فرمانروایی ۲۲۵۴ تا ۲۲۱۸)
  • شار-کالی-‌شارّی (Shar-Kali-Sharri؛ پسر نارام-سین، فرمانروایی ۲۲۱۷ تا ۲۱۹۳ پیش از میلاد)
  • دودو (فرمانروایی ۲۱۸۹ تا ۲۱۶۹ پیش از میلاد)
  • شو-تورول (پسر دودو، فرمانروایی ۲۱۶۸ تا ۲۱۵۴ پیش از میلاد)

بین شار-کالی-شارّی و دودو یک دوره ناآرامی داخلی به‌وجود آمد که طی آن چهار نفر بر سر تاج و تخت با هم جنگیدند (ایگیگی اَکدی، ایلولو، ایمی، و نانوم). سرانجام دودو به قدرت رسید، اما شواهدی وجود ندارد که او را به دودمان سارگُن پیوند دهد. شاید به همین دلیل باشد که نام او و پسرش در فهرست پادشاهان سومری (که در «دورۀ سوم اور»، حدود ۲۱۱۲ تا حدود ۲۰۰۴ نوشته شده) نیامده است.

در سال‌های فرمانروایی پنج پادشاه نخست زبان اَکَدی به‌تدریج جای زبان سومری را، جز در آیین‌های دینی، در مقام زبان رایج منطقه گرفت، و نوشتار و سبک لباس پوشیدن و مناسک مذهبی اَکَدی راه و رسم سرزمین‌های فتح‌شده را، گاه بدون مسالمت، کنار زدند. دودمان سارگُن گاه ناگزیر بودند برای فرونشاندن شورش کسانی که به سیاست مشت آهنین آنها تن نمی‌دادند، تلاش زیادی به خرج دهند.

با این حال، نسل‌های بعدی پادشاهان اَکَد، به‌ویژه سارگُن و نارام-سین، را ستایش می‌کردند، و بدین ترتیب این دو شخصیت قهرمان شعرها و اسطوره‌های زیادی در ادبیات میان‌رودانی شدند. البته چهرۀ افسانه‌یی ترسیم‌شده برای این پادشاهان نیز، مثل خود واقعی آنها، به‌دور از خطا و اشتباه نبود، و خشونتی که در سرکوب نارضایتی‌ها و شورش‌ها بروز داده بودند - به‌ویژه برای مردمانی که زیر فرمان آنها زندگی کرده بودند - روی شخصیت‌پردازی داستانی‌ این دو بسیار اثرگذار بود.

فرمانروایی سارگُن

سارگُن بزرگ «چهارگوشۀ عالم» را فتح کرد و نظم و قانون را بر سرزمین‌های زیر فرمان خود حاکم ساخت.

سارگُن بزرگ بنیانگذار امپراتوری اَکَد بود و پایتخت آن، اَکَد، نیز به فرمان او ساخته یا بازسازی شد. او آنچه را که «چهارگوشۀ عالم» می‌نامید فتح کرد و با لشگرکشی‌های پی در پی نظم و قانون را بر سراسر سرزمین‌های زیر فرمان خود حاکم ساخت. ثباتی که بدین ترتیب در امپراتوری او برقرار شد بسترهای مناسب برای راهسازی، آبیاری پیشرفته، گسترش شبکۀ داد و ستد، و نیز بالندگی چشمگیر علم و هنر را به‌وجود آورد.

امپراتوری اکدی نخستین سامانۀ پُستی جهان را ایجاد کرد، که کتیبه‌های گِلی به خط میخی اکدی را که در پاکت‌های گِلی بسته‌بندی شده و نام و نشانی گیرنده و مُهر فرستنده روی آنها حک شده بود به مقصد می‌رساند. این نامه‌ها را کسی به‌جز گیرنده‌شان نمی‌توانست باز کند چون لازمۀ باز کردن آنها شکستن پاکت گِلی بود.

سارگُن برای آن که سایۀ حضور خود را در جای‌جای قلمرو بزرگش پررنگ و پایدار نگه دارد، حکومت شهرهای آن را به بهترین و مورد اعتمادترین افرادش می‌سپرد. «شهروندان اَکَد»، چنان که بعدها متن‌های بابِلی از آنها یاد می‌کردند، در بیش از ۶۵ شهر مختلف سِمَت فرمانداری و دیوان‌سالاری داشتند. این «شهروندان» والامقام در حقیقت حکم چشم و گوش سارگُن را داشتند، و هر نشانی از نارضایتی یا نافرمانی را بی‌درنگ به گوش او می‌رساندند. کسانی که مخالفت خود با فرمانروایی سارگُن را آشکارا ابراز می‌کردند «به‌شکل مرموزی» ناپدید می‌شدند. لشگرکشی‌های سارگُن نیز، همان گونه که اشاره شد، تمامی نداشت، و به همین خاطر مردم قلمرو او باوجود برخورداری از ثبات و سطح بالایی از رفاه همچنان از سیاست‌های سرکوبگرانۀ او ناخشنود بودند.

Disk of Enheduanna
دیسک کَلسیت اِن-هه‌دو-آنّا Zunkir (CC BY)

یکی دیگر از اقدام‌های هوشمندانۀ سارگُن گماشتن دخترش، اِن-هه‌دو-آنّا (حدود ۲۳۰۰ پیش از میلاد)، به مقام کاهنۀ اعظم معبد اینانّا در اور بود، تا بتواند از طریق او دورادور بر ادارۀ امور دینی و فرهنگی نظارت داشته باشد. ان-هه‌دو-آنّا را امروزه نخستین نویسندۀ دنیا می‌دانند که نامش معلوم است. دانستنی‌های موجود دربارۀ زندگی او نشان می‌دهند که اِن-هه‌دو-آنّا زنی بسیار توانمند و کاهنه‌ای پرنفوذ بوده، که در عین حال برای پدرش نیز جاسوسی می‌کرده است.

ریموش و مَنیشتوشو

سارگُن ۵۶ سال فرمانروایی کرد و پس از مرگ او پسرش، ریموش، جانشین او شد. ریموش سیاستگذاری‌های پدر را دنبال کرد، اما در سرکوب نافرمانی و شورش از او پیشی گرفت و هزاران نفر را از دم تیغ گذراند. پس از مرگ سارگُن شهرها سر به شورش برداشتند، و نخستین سال‌های فرمانروایی ریموش به سرکوب آنها و بازگرداندن نظم و آرامش گذشت. او سپس به ایلام لشگر کشید، سپاه ایلام را شکست داد و آن سرزمین را تسخیر کرد، و چنان که در یکی از کتیبه‌های خود ادعا می‌کند ثروت هنگفتی را از آنجا با خود به اَکد آورد. فرمانروایی او نُه سال بیشتر طول نکشید و او سرانجام به‌دست درباریان خود کشته شد. پس از او برادرش، مَنیشتوشو به قدرت رسید. این احتمال نیز مطرح شده که مَنیشتوشو زمینۀ مرگ برادر را فراهم آورده تا تاج و تخت را به‌دست آورد.

پس از مرگ ریموش تاریخ بار دیگر تکرار شد و مَنیشتوشو ناگزیر پیش از هرگونه رسیدگی به امور مربوط به ادارۀ مملکت باید شورش‌هایی را که در سرتاسر امپراتوری به راه افتاده بود، سرکوب می‌کرد. اما او بعد از این کار به گسترش رونق داد و ستد پرداخت، و به گواه کتیبه‌هایی که از او به‌جا مانده رابطۀ تجاری راه دوری را با دو تمدن ماجان (Magan؛ سرزمین کنونی عمان و بخشی از امارات متحدۀ عربی) و مِلوخا (Meluhha؛ «تمدن درۀ سِند») برقرار کرد. به فرمان او برنامه‌های بزرگی در زمینۀ ساخت و ساز نیز در سرتاسر امپراتوری به اجرا درآمدند که از آن جمله احتمالن بنای معبد ایشتر در نینوا است، که از نمونه‌های شگفت‌انگیز معماری جهان باستان به‌شمار می‌رود.

مَنیشتوشو علاوه بر این‌ها دست به اصلاح اراضی زد، و این طور که معلوم است اقدام‌های پدر و برادر در راستای بهبود وضع کشاورزی را ادامه داد. هِرَم‌سنگ مَنیشتوشو، که شرح تقسیم زمین‌های کشاورزی است، امروزه در موزۀ لوور پاریس به نمایش گذاشته شده است. درگذشت او در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، اما به گفتۀ برخی پژوهشگران از جمله لِیک، «مَنیشتوشو به‌دست درباریان خود کشته شد که با مُهرهای استوانه‌یی سنگی خود او را از پا درآوردند» (۱۱۱)، هرچند هنوز انگیزۀ خاصی برای این عمل گواهی نشده است.

نارام-سین: سرآمد پادشاهان اَکدی

جانشین مَنیشتوشو پسرش نارام-سین بود، که او هم مثل پدر و عموی خود پیش از شروع مملکت‌داری ناگزیر از سرکوب شورش‌ در بخش‌های مختلف امپراتوری شد، اما وقتی سرانجام به ادارۀ کشور پرداخت شکوفایی و آبادانی فراوانی برای آن به ارمغان آورد. نارام-سین طی ۳۶ سال فرمانروایی مرزهای امپراتوری را گسترش داد، نظم و قانون را حفظ کرد، داد و ستد را رونق بخشید، و پیشاپیش سپاه خود به آن سوی خلیج فارس لشگر کشید و احتمال می‌رود حتا به مصر هم رفته باشد.

«سنگ‌افراشت پیروزی نارام-سین» (که اکنون در موزۀ لوور است) به ستایش پیروزی فرمانروای اَکَد بر ساتونی (Satuni یا سوتونی، فرمانروایی حدود ۲۲۷۰ پیش از میلاد)، سرکردۀ لولوبی‌ها (قبیله‌ای ساکن دامنۀ شمال شرق کوه‌های زاگرس) می‌پردازد و تصویری از نارام-سین در حال بالا رفتن از کوه ارائه می‌دهد که در سیمای یک ایزد روی بدن‌های به خاک افتادۀ دشمنان خود پا می‌گذارد. نارام-سین نیز، مثل پدربزرگش، خود را «شاه چهار گوشۀ عالم» خوانده، اما در حرکتی جسورانه‌تر نام خود را با علامتی نوشته که جنبه‌ای ایزدی به او می‌بخشد و او را در جایگاهی همتای سایر ایزدان میان‌رودانی قرار می‌دهد.

Victory Stele of Naram-Sin
سنگ‌افراشت یادبود پیروزی نارام-سین Jan van der Crabben (CC BY-NC-SA)

با وجود این کارنامۀ درخشان که فرمانروایی نارام-سین را نقطۀ اوج شکوه و عظمت امپراتوری اَکدی معرفی می‌کند، نسل‌های بعدی او را بیشتر در رابطه با نقشی که در نفرین اَگده به او داده شده به‌یاد می‌آوردند. نفرین اَگَده یک متن ادبی (در گونۀ میان‌رودانی ادبیات نارو) بود که تاریخ به‌وجود آوردن آن به دودمان سوم اور نسبت داده شده اما می‌تواند پیش از آن نوشته شده بوده باشد. این متن داستان جذاب مردی را حکایت می‌کند که تلاش کرد به زور پاسخی از ایزدان بیرون بکشد، و آن مرد را نارام-سین می‌داند. در این متن ایزد بزرگ سومری، اِنلیل، نظر لطف خود را از شهر اَکَد برمی‌گرداند و همین موجب می‌شود سایر ایزدان نیز از رفتن به این شهر و برکت دادن آن با حضور خود پا پس بکشند.

نارام-سین که نمی‌داند چه گناهی از او سر زده که مستوجب چنین مکافاتی شده دست به دعا برمی‌دارد، نشانه و فال طلب می‌کند، و در انتظار پاسخی از جانب ایزدان هفت سال تمام سر در گریبان افسردگی فرو می‌برد. او سرانجام، خسته از انتظار، سپاه خود را فرا می‌خواند و به معبد اِنلیل در اِکور در شهر مقدس نیپّور هجوم می‌برد و آن را ویران می‌کند. «او بیل بر بن‌های معبد گذاشت تا آن که (معبد) با زمینِ بنیان خود یکی شد، تبرها بر بالای آن زد تا آن‌که معبد، همچون سربازی جان‌باخته، رو به خاک افتاد» (لِیک، ۱۰۶)

به طبع این حمله نه تنها خشم اِنلیل بلکه خشم همۀ ایزدان را برمی‌انگیزد، و آنان گوتی‌ها را می‌فرستند، «مردمانی بی‌مهار، با غرایز آدمیان اما هوش سگ‌سانان و ظاهر میمون» (لِیک، ۱۰۶) تا به سرزمین اَکد هجوم برده و آن را به ویرانی بکشند. پس از تهاجم گوتی‌ها نیز قحطی فراگیر حاکم می‌شود، مردگان در کوی و برزن و در خانه‌ می‌گندند، از شهر جز ویرانه‌ای باقی نمی‌ماند، و بدین ترتیب، بنا بر این افسانه، روزگار اَکد و امپراتوری اَکدی به سر می‌رسد و کل مملکت قربانی نخوت و سرکشی یک پادشاه در برابر ایزدان می‌شود.

با این همه، هیچ گواه تاریخی یا باستان‌شناختی‌ای تا امروز به‌دست نیامده که حتا گویای بی‌حرمتی نارام-سین به اِکور در نیپّور یا اِعمال زور بر آن و ویران کردن معبد اِنلیل باشد، و گمان می‌رود که نفرین اَگده قطعه‌ای ادبی است که مدت‌ها بعد از آن زمان نوشته شده تا «یک نکتۀ عقیدتی دربارۀ اهمیت رابطۀ درست بین ایزدان و تک‌سالار مطلق» را به بیان درآورد (لِیک، ۱۰۷). نویسندۀ متن به احتمال زیاد اَکد و نارام-سین را به دلیل جایگاه افسانه‌ای این دو در فرهنگ آن زمان برگزیده بوده است. در حالی که بنا به گزارش‌های تاریخی، نارام-سین همواره ایزدان را گرامی می‌داشته و تمثال خود را در کنار آنان در معبدها می‌گذاشته است. پس از نارام-سین، پسر او شار-کالی-شارّی به تخت نشست.

سقوط اَکد

فرمانروایی شار-کالی-شَارّی از همان ابتدا با دشواری‌های فراوان همراه بود. او هم ناگزیر شد پس از مرگ پدر تلاش زیادی را صرف فرونشاندن شورش‌های گوناگون کند، اما به‌نظر می‌رسد که او به اندازۀ پیشینیان خود توانایی حفظ نظم و جلوگیری از حمله‌های خارجی به امپراتوری را نداشته است. لِیک می‌نویسد:

او با تمام تلاش‌ها و موفقیت‌های نظامی خود، موفق نشد دولتش را از فروپاشی در امان نگه دارد، و پس از درگذشت او منابع نوشتاری در گرماگرم آشوب و سردرگمی روزافزون رو به خشکیدگی رفتند. (۱۵۹)

جالب این که از قرار معلوم «مهم‌ترین برنامۀ ساخت و ساز او بازسازی معبد اِنلیل در نیپّور بود» و شاید همین رخداد، در کنار تهاجم گوتی‌ها و قحطی فراگیر، موجب پیدایش افسانه‌هایی شده باشد که بعدها در قالب نفرین اَگده به ثبت نوشتاری رسیدند. شار-کالی-شارّی تقریبن مدام با ایلامی‌ها، عموری‌ها، و گوتی‌های مهاجم در جنگ بود، اما این تهاجم گوتی‌ها بود که بیش از همه علت سقوط امپراتوری اَکدی و آغاز عصر تاریکی و میان‌رودان شمرده می‌شود.

Brick Stamp of Shar-Kali-Sharri
مُهر آجری شار-کالی-شارّی Osama Shukir Muhammed Amin (Copyright)

با این حال پژوهش‌های جدیدتر تأثیر دگرگونی اقلیمی بر بروز قحطی و احتمالن اخلال در داد و ستد را نشان داده‌اند، که حاصل‌شان ضعیف شدن دولت اَکَد و آسیب‌پذیری آن در برابر هجمه‌ها و شورش‌هایی بوده که در گذشته قابل سرکوب بودند. دو فرمانروای آخری که پس از درگذشت شار-کالی-شاری، در پی یک دورۀ سه‌سالۀ آشوب، بر امپراتوری اَکدی حکومت کردند، دودو و پسرش شو-تورول، فقط بر ناحیۀ اطراف شهر اَکد تسلط داشتند و نام‌شان چندان در پیوند با امپراتوری اَکدی مطرح نبوده است.

جمع‌بندی

کتیبه‌های به‌جامانده از پادشاهان اَکَدی، و فرمانروایان پس از آنها، نشان می‌دهند که امپراتوری اَکَدی سطح بسیار بالایی از رفاه، ثبات، و امتیازهای گوناگون را برای مردمان میان‌رودان فراهم کرده بوده، اما در قبال همۀ آنها آزادی‌های فردی را نیز محدود و تهدیدی دائم و سایه‌گستر علیه هر گونه صدای مخالف با سیاستگذاری‌ها و قوانین اَکَدی برقرار کرده بوده است.

فرمانروایانی که بعدها سارگُن و نارام-سین را سرمشق فرمانروایی قرار دادند، گاه این سرمشق را به‌شکلی ملایم‌تر دنبال می‌کردند، مثل اور-نامّو (فرمانروایی حدود ۲۱۱۲ تا ۲۰۹۴) در دورۀ سوم اور، و گاه آن را مو به مو به اجرا می‌گذاشتند، مثل حمورابی پادشاه بابِل (فرمانروایی ۱۷۹۲ تا ۱۷۵۰). تجسم تمام‌عیار سرمشق سیاسی اَکَد را در راه و رسم آشوری‌ها و نو-آشوری‌ها نیز می‌توان دید، که سرتاسر میان‌رودان را به زیر سلطۀ خود درآوردند.

Map of  the Neo-Assyrian Empire
نقشۀ امپراتوری نو-آشوری Simeon Netchev (CC BY-NC-ND)

شهر اَکَد روزگاری قدرتمندترین شهر منطقه و مرکز حکومت پادشاهی بود که سراسر منطقۀ کنونی خاور نزدیک را زیر فرمان داشت. با این حال شهر پس از سقوط و ویرانی یکسر از عرصۀ گیتی محو شد، و باستان‌شناسان حتا پس از بیش از یک قرن جستجو هنوز موفق به پیدا کردن ویرانه‌های آن نشده‌اند. سقوط اَکد نیز، مثل پیدایش آن، در پردۀ ابهام فرو رفته و تنها چیزی که امروزه در این باره می‌دانیم این است که روزگاری شهری به نام اَکد وجود داشته که پادشاهانش بر قلمرویی پهناور فرمان می‌راندند، امپراتوری اَکدی نخستین امپراتوری جهان به معنای امروزین کلمه محسوب می‌شود، و دانستنی‌های مربوط به آن با خاطره، افسانه، و اسطوره درآمیخته‌اند.

حذف آگهی ها
آگهی ها

پرسش و پاسخ

شهرت امپراتوری اَکَدی در چیست؟

امپراتوری اَکَدی نخستین امپراتوری چندملیتی جهان است. یکی از دلایل شهرت این امپراتوری حضور نخستین نویسندۀ تاریخ که نامش شناخته شده، یعنی اِن-هه‌دو-آنّا، دختر سارگُن بزرگ است.

اَکَد در کجا قرار داشت؟

مکان دقیق شهر اَکَد هنوز ناشناخته مانده، فقط می‌دانیم که این شهرجایی در کرانۀ غربی رود فرات در میان‌رودان باستان واقع شده بوده است.

بنیانگذار امپراتوری اَکَدی که بود؟

بنیانگذار امپراتوری اَکَدی سارگُن بزرگ (یا سارگُن اَکَدی) بود که از ۲۳۳۴ تا ۲۲۷۹ پیش از میلاد فرمانروایی کرد.

علت سقوط امپراتوری اَکَدی چه بود؟

علت سقوط امپراتوری اَکَدی معلوم نیست. دیدگاه سنتی این رویداد را به تهاجم گوتی‌ها نسبت می‌دهد، اما پژوهشگران امروز حدس می‌زنند دگرگونی‌های اقلیمی، قحطی، و اختلال در داد و ستد نیز در پیروزی نهایی گوتی‌ها نقش داشته‌اند.

دربارۀ مترجم

Nathalie Choubineh
ناتالی چوبینه مترجم و پژوهشگر مستقل رقص در جهان باستان با گرایش یونان و خاور نزدیک باستان است. او آثاری در زمینۀ رقص باستان، قوم‌موسیقی‌شناسی، و ادبیات منتشر کرده، و عاشق یادگیری و انتقال آموخته‌ها است.

دربارۀ نویسنده

Joshua J. Mark
جاشوا ج. مارک از بنیانگذاران «دانشنامۀ تاریخ جهان» و مدیر بخش محتوای سایت است. او استاد سابق «کالج مِریست» (نیویورک) بوده و در آنجا تاریخ، فلسفه، ادبیات، و نویسندگی تدریس کرده است. جاشوا سفرهای زیادی رفته و مدتی در یونان و آلمان زندگی کرده است.

ارجاع به این مطلب

منبع نویسی به سبک اِی پی اِی

Mark, J. J. (2026, March 09). اَکَد و امپراتوری اَکَدی: نخستین امپراتوری چندملیتی جهان. (N. Choubineh, مترجم). World History Encyclopedia. https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-363/

منبع نویسی به روش شیکاگو

Mark, Joshua J.. "اَکَد و امپراتوری اَکَدی: نخستین امپراتوری چندملیتی جهان." ترجمه از Nathalie Choubineh. World History Encyclopedia, March 09, 2026. https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-363/.

منبع نویسی به روش اِم اِل اِی

Mark, Joshua J.. "اَکَد و امپراتوری اَکَدی: نخستین امپراتوری چندملیتی جهان." ترجمه از Nathalie Choubineh. World History Encyclopedia, 09 Mar 2026, https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-363/.

حذف آگهی ها