اِوریدیکی یکم

نخستین ملکۀ مقدونی دارای نفوذ سیاسی

کمک‌هزینهٔ سرور ۲۰۲۶

هزینهٔ سالانهٔ راه‌اندازی سرورهای ما ۲۰٬۰۰۰ دلار است و برای پرداخت آن به کمک شما نیاز داریم!

$6195 / $20000
Nathalie Choubineh
توسط ، ترجمه توسط Nathalie Choubineh
منتشر شده در
Translations
چاپ PDF
Magistrate House, Herakleia Lynkestis (by Carole Raddato, CC BY-SA)
عدالت‌خانه، هراکلیا لینکِستیس Carole Raddato (CC BY-SA)

اِوریدیکی یکم (حدود ۴۱۰ تا پیش از ۳۴۳ پیش از میلاد) نخستین ملکه در تاریخ مقدونیۀ باستان است، که شواهدی از اِعمال نفوذ او بر وضعیت سیاسی روزگارش در دست داریم. او که فرزند خاندان سلطنتی لینکِستیس بود، با ازدواج با پادشاه مقدونیه، آمینتاس سوم (حدود ۴۲۰ تا ۳۷۰ یا ۳۶۹ پیش از میلاد) مادر فیلیپ دوم مقدونی (۳۸۳ یا ۳۸۲ تا ۳۳۶ پیش از میلاد) و مادربزرگ اسکندر مقدونی (اسکندر کبیر، ۳۵۶ تا ۳۲۳ پیش از میلاد) شد. در حقیقت، هر سه پسر این زوج سلطنتی در نهایت بر مسند قدرت مقدونیه تکیه زدند، و اِوریدیکی یکم در رسیدن آنها به قدرت نقشی کلیدی داشت.

گرچه تاریخ مقدونیه باستان به‌طرز عمده‌ای مرد-محور است، اما شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد زنان دربار مقدونی دست کم از اواخر سدۀ پنجم پیش از میلاد نقش‌هایی قابل اعتنا در عرصۀ سیاست ایفا می‌کردند. اِوریدیکی یکم، نخستین این زنان، نمونۀ کلاسیک ملکه‌های هلنیستی پس از خود محسوب می‌شود، که توانستند کم و بیش به میزانی از قدرت سیاسی، خودبسندگی، و اقتدار فردی برسند. جالب این که چند نفری از این ملکه‌ها جانشینان و نوادگان خود اِوریدیکی در خاندان آرگیاد (یا آرگوسی، خاندان فرمانروا بر مقدونیۀ باستان) بودند، از جمله اُلیمپیاس، کینانِی، آدیا-اِوریدیکی، تسالونیکی مقدونی، و کلئوپاترای مقدونی. بنا بر شواهد کنونی، نفوذ سیاسی اِوریدیکی بعد از درگذشت شوهرش آشکار شد، و چنان اثر قابل توجه و تعیین‌کننده‌ای داشت که ستایش از او تا مدت‌ها بعد چه به‌صورت کلامی و چه در قالب‌های مادی ادامه یافت. فیلیپ دوم در حدود ۳۵۸ پیش از میلاد و اندکی پس از رسیدن به پادشاهی، زادگاه او را به‌صورت شهری بزرگ و مهم از نو ساخت و نامش را هراکلیا لینکِستیس گذاشت. آیسخینیس، سخنور آتنی، نیز در خطابۀ در باب سفارت عملکرد قهرمانانۀ اِوریدیکی در یک برهۀ حساس تاریخی را ستود.

جوانی و ازدواج

اِوریدیکی در خاندان فرمانروا بر قلمرو پادشاهی لینکِستیس به‌دنیا آمد. تاریخ دقیق تولد او نیز مثل بسیاری دیگر از چهره‌های تاریخ مقدونیۀ باستان، به‌ویژه زنان، مشخص نیست. پژوهشگران احتمال می‌دهند که این تاریخ درمورد اِوریدیکی زمانی بین ۴۱۰ و ۴۰۷ پیش از میلاد بوده باشد، هرچند الیزابت دانلی کارنی، از کارشناسان سرآمد پژوهش دربارۀ زنان مقدونی و رابطۀ آنان با قدرت، بر برخی شواهد نیز تأمل می‌کند که می‌توانند دامنۀ گمانه‌زنی بالا را به ۴۰۴ پیش از میلاد گسترش دهند (اِوریدیکی و تولد قدرت در مقدونیه، ۱۴۹). اما در مقابل، محل تولد اِوریدیکی تقریبن بدون تردید پایتخت پادشاهیِ لینکِستیس بوده است، قلمروی کوچک اما قدرتمند در غرب سرزمین (کهن) مقدونیه، که پادشاه آن، آرهابایوس (درگذشت حدود ۳۹۹ پیش از میلاد)، پدربزرگ مادری اِوریدیکی بود. به نوشتۀ استرابون (کتاب ۷، فصل ۷)، آرهابایوس از خاندان باکخیادها (باکخوسی‌ها) بود، خاندانی در اصل اهل کُرینت که شاخه‌ای از آنها به تبعید فرستاده شدند، و پس از رسیدن به جزیرۀ کنونی کُرفو در کرانۀ غربی یونان بخشی از آنها به سفر خود ادامه داده و سرانجام با رسیدن به سرزمین‌های شمال یونان، که بعدها به «مقدونیۀ بالادست» معروف شد، قوم‌های محلی را زیر سلطه درآوردند و قلمروهای پادشاهی گوناگونی تشکیل دادند. بر این مبنا، می‌توان استدلال کرد که شاید دو خاندان فرمانروا بر مقدونیه و لینکِستیس دارای ریشه‌های نیاکانی مشترک بوده‌اند.

آمینتاس سوم اشتیاق زیادی برای گرد آوردن متحدان قدرتمند داشت، و ازدواج با اِوریدیکی لینکِستیس مجموعۀ هم‌پیمانان راهبردی او را تکمیل می‌کرد.

پدر اِوریدیکی، سیراس (یا سیرهاس)، یک سردار برجستۀ نظامی از خاندانی اصیل بود. خاستگاه‌های قومی او برای پژوهشگران هنوز جای بحث دارد، چون برخی احتمال می‌دهند اصالت ایلیریایی داشته، برخی دیگر برای او تباری لینکِستیایی در نظر می‌گیرند، و عده‌ای هم احتمال وجود ریشه‌هایی مقدونی از جانب مادر را غیرممکن نمی‌دانند. در هر صورت، سیراس در سال ۴۲۳ پیش از میلاد در پیروزی سپاه لینکِستیس در «نبرد لینکِستیس» نقشی حیاتی ایفا کرد. این نبرد نتیجۀ ایستادگی آرهابایوس در برابر بلندپروازی‌های توسعه‌طلبانۀ پردیکّاس دوم، پادشاه وقت مقدونیه (فرمانروایی حدود ۴۵۴ تا ۴۱۳ پیش از میلاد) بود، که از مدت‌ها پیش قصد ضمیمه کردن لینکِستیس به قلمرو پادشاهی خود را داشت. شاه مقدونی سال‌های ناآرام جنگ‌های پلوپونزی بین آتن و اسپارت را فرصتی مناسب برای پیشبرد نقشه‌های خود دید، و پس از جلب هم‌پیمانی ایلیریا، همسایۀ غربی لینکِستیس، به آن لشگر کشید. منابع باستانی اشاره می‌کنند که سیراس به احتمال زیاد، شاید بر پایۀ پیوندهای خانوادگی و یا نظامی، در آخرین لحظه جنگجویان قدرتمند ایلیریا را قانع کرد که جهت‌گیری خود را تغییر دهند و به‌جای جنگیدن دوشادوش مقدونی‌ها برای تصرف لینکِستیس به کمک آرهابایوس و سپاه لینکِستیس بشتابند.

شاید در همین زمان، یا کمی پس از آن، بود که آرهابایوس دختر خود، ایرّا، را به عقد سیراس درآورد. این اقدام ممکن است هم نشانی از سپاسگزاری و هم مُهر تأییدی رسمی بر اتحاد لینکِستیس و ایلیریا علیه دشمن مشترک‌شان، مقدونیه، بوده باشد. هرچه بود، اتحاد این دو بسیار کارساز از آب درآمد، چرا که شواهد خبر از ناکامی‌های پی در پی تلاش‌های بعدی مقدونیه برای تصرف هر یک از این دو پادشاهی می‌دهند. با این حساب، شاید تعجبی نداشته باشد که سرانجام در حدود ۳۹۰ پیش از میلاد پادشاه وقت مقدونیه، آمینتاس سوم، به‌طور رسمی از شاهزاده‌خانم لینکِستیس، اِوریدیکی، خواستگاری کرد.

حقیقت این بود که آمینتاس سوم اشتیاق زیادی برای گرد آوردن هرچه بیشتر متحدان قدرتمند داشت. او در حدود ۳۹۳ یا ۳۹۲ پیش از میلاد با کشتن خویشاوند خود، پادشاه پائوسانیاس مقدونی (فرمانروایی حدود ۳۹۴ یا ۳۹۳ تا ۳۹۳ یا ۳۹۲ پیش از میلاد)، به تخت شاهی رسیده، و در عمل نقطۀ پایانی بر نزدیک یک دهه ناپایداری سیاسی و شاه‌کشی گذاشته بود، یک خلاء قدرت که در پی قتل پادشاه مقتدر مقدونی، آرخیلائوس یکم (حدود ۴۱۳ تا حدود ۳۹۹ پیش از میلاد) به‌دست ندیم و معشوقش، کراتیوآس (Crateuas)، بروز کرده بود. کشتن شاه، و نیز حذف همۀ مدعیان دیگر تاج و تخت تا جای ممکن، رخدادهایی هستند که در تاریخ مقدونیۀ باستان مدام تکرار می‌شوند.

با این همه، خلاص شدن آمینتاس سوم از دست سایر فرمانروایان عملی و احتمالی به‌جای آن که نقطۀ پایانی بر چالش‌های سیاسی پیش روی او بگذارد، سرآغاز آنها از کار درآمد. او از همان ابتدای فرمانروایی زیر فشار دوجانبۀ تهاجم خارجی و تهدیدهای همسایگان و نیز کارشکنی‌ دولت‌های دورتر قرار گرفت، که همگی می‌خواستند از نااستواری فضای سیاسی مقدونیه به سود خود بهره‌برداری کنند. در حقیقت، هنوز چند ماهی از به تخت نشستن آمینتاس سوم نگذشته بود که سپاه ایلیریا در حمله‌ای برق‌آسا او را از قلمرو پادشاهی‌اش بیرون راند. اما آمینتاس در کمتر از یک سال به کمک سپاه تِسالی به فرماندهی مِدیوس پادشاه لاریسا تاج و تخت خود را پس گرفت. مِدیوس سرکردۀ خاندان آلیوآد (Aleuad) بود، که سابقۀ دوستی‌شان با خاندان آرگیاد به دوران فرمانروایی آرخیلائوس یکم می‌رسید.

Terracotta Bust of a Noble Maiden from Pella
نیم‌تنۀ سفالین دختری اشراف‌زاده از پِلّا Nathalie Choubineh (CC BY-NC-SA)

آمینتاس سوم که ارزش کلیدیِ بهره‌مندی از هم‌پیمانان قدرتمند را دریافته بود، پس از بازگشت موفقیت‌آمیز خود به پادشاهی وارد پیمان اتحادی با شهر اُلینتوس (Olynthus) شد، که به‌دلیل موقعیت راهبردی عالی بندر خود عملن بر فضای سیاسی و اقتصادی شبه‌جزیرۀ خالکیدیکی (Chalkidiki) در مرز جنوبی مقدونیه حکمرانی می‌کرد. هدف اصلی از این پیمان اطمینان از همکاری تجاری اُلینتوس با پایتخت بندری مقدونیه، پِلّا (Pella)، بود. قدم بعدی آمینتاس تلاش برای هم‌پیمان شدن با تراکیا از راه ازدواج با دختر پادشاه آن سرزمین بود. کُتیس یکم (Kotys I) در پاسخ روی خوش نشان داد، اما دخترش قرار بود با ایفیکراتیس (Iphicrates)، سردار بلندآوازۀ آتنی، ازدواج کند. از قرار معلوم، آمینتاس سوم داشتن هر گونه رابطه با آتن را بی‌اندازه سودمند می‌دانست، چون با شنیدن این پاسخ به سراغ ایفیکراتیس رفت و او را به فرزندخواندگی پذیرفت تا بدین ترتیب پیوندی محکم با آتن و نیز تراکیا برقرار کند. ازدواج با اِوریدیکیِ لینکِستیس مجموعۀ هم‌پیمانان راهبردی او را تکمیل می‌کرد.

ملکۀ مادر

اِوریدیکی برای آمینتاس سه پسر، و شاید یک دختر، به‌دنیا آورد: اسکندر دوم (حدود ۳۸۸ تا ۳۶۷ پیش از میلاد)، پِردیکّاس سوم (حدود ۳۸۵ یا ۳۸۴ تا ۳۵۹ پیش از میلاد)، و فیلیپ دوم (حدود ۳۸۳ یا ۳۸۲ تا ۳۳۶ پیش از میلاد). آمینتاس سوم در سال ۳۷۰ یا ۳۶۹ پیش از میلاد در آرامش – یعنی نه در میدان جنگ یا در نتیجۀ یک ترور سیاسی – از دنیا رفت و کارنامۀ سیاسی و اقتصادی موفقی از خود باقی گذاشت. درمورد زندگی اِوریدیکی تا پیش از درگذشت او چیز زیادی نمی‌دانیم، اما همان چند پاره اطلاعی که به ما رسیده مثال‌زدنی هستند. پلوتارک، در رسالۀ خود در باب آموزش کودکان، به ما می‌گوید که اِوریدیکی هدیه‌ای نثار موسی‌ها (الاهگان هنر) کرده بود تا از آنها بابت سوادآموزی در کنار فرزندانش سپاسگزاری کند (پلوتارک، اخلاقیات (Moralia)، فرازهای ۱۴ ب تا پ).

پژوهش‌هایی که دربارۀ زنان تحصیلکردۀ مقدونی انجام شده اغلب اِوریدیکی را نخستین نمونه از این زنان معرفی می‌کنند.

خواندن و نوشتن در جهان یونانی مهارت‌هایی ممتاز و مخصوص رده‌های بالای جامعه بودند. در مقدونیۀ باستان، پسران خانواده‌های ثروتمند از مقدارهای مختلفی از آموزش برخوردار می‌شدند، اما چند و چون وضعیت تحصیلی زنان برای ما هنوز مبهم است. با این همه، بیشتر پژوهشگران قبول دارند که زنان دربار مقدونی اغلب از سطح قابل قبولی از آموزش بهره داشتند، حتا شده فقط به این دلیل که در نبود همسر هنگام جنگ و لشگرکشی یا در صورت درگذشت ناگهانی او - دو وضعیت مخاطره‌آمیزی که احتمال رخ دادن آنها هرگز کم نبود – از پس ادارۀ امور دربار بربیایند. نکتۀ جالب این که پژوهش‌هایی که دربارۀ زنان تحصیلکردۀ مقدونی انجام شده اغلب اِوریدیکی را نخستین نمونه از این زنان معرفی می‌کنند. پس منطقی است اگر این فرض را مطرح کنیم که شاید او در این زمینه نیز، همانند نفوذ سیاسی، پیشگام بوده باشد.

با این همه، توانمندی‌های اِوریدیکی، حتا اگر شواهد مستقیمی درباره‌شان وجود نداشته باشد، از حد رسیدگی به امور ادارۀ دربار یا تکلیف‌های دینی بسیار فراتر می‌رفتند. او پس از به تخت نشستن پسرش، اسکندر دوم، در مقام ملکۀ مادر ناگزیر از چاره‌اندیشی برای بلواهای سیاسی‌ای شد که بی‌درنگ پس از این جانشینی به‌راه افتادند. ایلیریایی‌ها حمله کردند، بین خانواده‌های اشرافی مقدونیه بر سر پشتیبانی از شاه جدید یا پیوستن به یکی دیگر از مدعیان تاج و تخت او دودستگی افتاد، و آن مدعیان نیز به‌طور هم‌زمان تلاش‌های آشکار و پنهان خود برای غصب پادشاهی را آغاز کرده یا افزایش دادند.

دو نفر از این «شکارچیان تاج و تخت»، پتولمی (بطلمیوس) آلُرُس (Ptolemy of Aloros) و پائوسانیاس، را بهتر از بقیه می‌شناسیم، چون دو نویسندۀ مهم باستان به آنها پرداخته‌اند. هرچند که روایت آن دو از رویدادها با هم متفاوت و حتا ناهمخوان است – یکی با لحنی ستایش‌آمیز از اِوریدیکی یاد می‌کند و او را ملکه‌ای هوشمند و باشهامت می‌داند، دیگری او را به‌عنوان زناکاری توطئه‌گر و بی‌ملاحظه به باد انتقاد می‌گیرد. پتولمی آلُرُس (درگذشت ۳۶۴ پیش از میلاد)، در گزارش یوستینوس، تاریخ‌نگار رُمی سدۀ دوم میلادی، یکی از نوادگان مِنِلائوس، برادر پادشاه مقدونی، اسکندر یکم («یونانی‌دوست»، فرمانروایی حدود ۴۹۸ تا ۴۵۴ پیش از میلاد) معرفی شده است. او در مقام فرستادۀ دربار مقدونی به آمینتاس سوم خدمت کرده و چند سالی در دربار او به‌سر برده بود. یوستینوس ادعا می‌کند پتولمی با دختر اِوریدیکی (که کمتر منبع دیگری از او نام برده) ازدواج کرده بود، و مخفیانه با اِوریدیکی رابطه داشت. یک بار هم با او نقشۀ قتل آمینتاس سوم را کشید، و در نهایت ترتیب کشتن اسکندر دوم را داد. به نوشتۀ یوستینوس، اِوریدیکی پس از کشته شدن پسرش با قاتل او ازدواج می‌کند (بدون هیچ اشارۀ دیگری به این که پتولمی داماد اِوریدیکی بوده یا نه) و با این کار به نیابت سلطنت پسر دوم او، پردیکّاس سوم، که هنوز نوجوان بود، می‌رسد. فیلیپ دوم را نیز ایلیریایی‌ها بابت دشمنی و درگیری قبلی با برادرش، اسکندر دوم، به گروگان می‌برند (چکیدۀ تاریخ فیلیپی، کتاب ۷، فصل ۵، فراز ۱).

نقشه‌ها و نیت‌های پتولمی آلُرُس هرچه بودند، تردیدی نیست که او هرگز به مقام پادشاهی و یا اقتداری همانند آن نرسید. او در دورۀ کوتاه نیابت سلطنت از ۳۶۸ تا ۳۶۵ پیش از میلاد موفق شد در گرماگرم مخالفت‌های داخلی با فرمانروایی‌اش و تهدید فزایندۀ پائوسانیاس، مدعی‌ای با محبوبیت مردمیِ فزاینده، وضعیت ناپایدار سیاسی را تا حدی آرام و باثبات نگه دارد. فرضیۀ رابطۀ عاشقانۀ او با اِوریدیکی یکم، چه مشروع و چه نامشروع، امروزه از جانب پژوهشگران بی‌اعتبار دانسته شده است. اما همۀ آنها کم و بیش قبول دارند که اِوریدیکی یکم در هر صورت از قدرت و نفوذ سیاسی کافی برخوردار بوده، چون پشتیبانی، یا دست کم رضایت، او برای احراز قدرت شرط لازم محسوب می‌شده است. زنان مقدونیه تا آن روزگار اجازه و امکان رسیدن به مقام نیابت سلطنت را نداشتند. اما نفوذ سیاسی، توانمندی‌ها، و اهمیت آنان در دوران اِوریدیکی رشد چشم‌گیری پیدا کرد، و شاید تصادفی نباشد که نخستین ملکه‌های مقدونی که توانستند نیابت سلطنت پسر خود و وارث تاج و تخت را به‌طور رسمی احراز کنند، یعنی کلئوپاترای مقدونی و تسالونیکی، هردو از نوه‌های اِوریدیکی بودند.

منبع کلیدی آگاهی ما از مهارت اِوریدیکی در امور سیاسی گزارش آیسخینیس (۳۸۹ تا ۳۱۴ پیش از میلاد)، دولتمرد آتنی، است، که در شرح مذاکرۀ موفقیت‌آمیز خود با فیلیپ دوم برای قانع کردن او به دست کشیدن از تصرف آتن می‌گوید:

برای او از سابقۀ دوستی‌مان گفتم [...] خدمت‌هایی را به یادش آوردم که خود هم شاهدشان بود و هم از آنها بهره‌مند شده بود. چرا که اندکی پس از درگذشت آمینتاس، و اسکندر، برادر ارشد، وقتی پردیکّاس و فیلیپ هنوز خردسال بودند، وقتی مادرشان اِوریدیکی را کسانی که ادعای دوستی می‌کردند (پتولمی آلُرُس؟) فریب دادند، و وقتی پائوسانیاس در راه بازگشت (به مقدونیه) بود تا مدعی تاج و تخت شود، چون تا آن موقع در تبعید به سر می‌برد، اما فرصتی به چنگش افتاده و از هواداری عدۀ زیادی از مردم برخوردار شده بود، و لشگری از یونانیان را با خود همراه کرده و در حال پیشروی بود،

آن گاه گذار ایفیکراتیس به این منطقه افتاده بود [...] گفتم:«مادرت اِوریدیکی پیِ او فرستاد، و بنا بر گواه همۀ کسانی که حضور داشتند، برادرت پردیکّاس را در آغوش ایفیکراتیس گذاشت، و تو را روی زانوان او نشاند – چون تو پسرکی بیش نبودی – و گفت:"آمینتاس، پدر این کودکان خردسال، وقتی زنده بود، تو را به فرزندی پذیرفت، و از دوستی شهر آتن برخوردار شد؛ پس ما این حق را داریم که تو را از نظر فردی برادر این پسران به حساب آوریم، و از نظر اجتماعی دوست خود بدانیم..."»

(در باب سفارت، فصل ۲، فرازهای ۲۶ تا ۲۸)

گزارش آیسخینیس گرچه دربردارندۀ موارد اشتباه و اغراق‌گویی‌های آشکار است – از جمله بازنمایی فیلیپ، که به احتمال زیاد در میانه‌های نوجوانی بوده، به‌صورت کودکی بی‌دفاع – باز می‌تواند به‌عنوان گواه یک شاهد کم و بیش هم‌روزگار، که شیفتۀ کاردانی شگفت‌انگیز یک زن در موقعیتی بحرانی شده، برای ما ارزشمند باشد.

The Philippeion of Olympia
معبد فیلیپیون در اُلیمپیا Mark Cartwright (CC BY-NC-SA)

بر مبنای همین گزارش است که پژوهشگران روی هم رفته می‌پذیرند پردیکّاس سوم و فیلیپ دوم به هر تقدیر و لابد در پناه حمایت ایفیکراتیس به مکانی امن منتقل شدند. پردیکّاس سوم در سال ۳۶۵ یا ۳۶۴ پیش از میلاد به سن پادشاهی رسید، و پس از بازگشت به دربار مقدونی ترتیب کشتن پتولمی آلُرُس را داد. فرمانروایی او تا ۳۵۹ پیش از میلاد ادامه داشت، و او در این سال در نبردی با سپاه ایلیریا کشته شد. پس از او فیلیپ دوم، با نادیده گرفتن حق جانشینی برادرزادۀ خردسالش، ابتدا خود را نایب سلطنت او اعلام کرد و چیزی نگذشت که صاحب تاج و تخت شد. بیشتر پژوهشگران در تفسیر این رویداد استدلال می‌کنند که باوجود حاکم بودن قانون عرفی به ارث بردن تاج و تخت پدر در دربار مقدونیه، کسی که پسر آمینتاس سوم و ملکۀ قدرتمند او، اِوریدیکی یکم، بود همچنان می‌توانست در مسئلۀ جانشینی حق تقدم را از آن خود کند.

میراث

از تاریخ درگذشت اِوریدیکی اطلاع دقیقی در دست نیست. او پس از رویداد درخواست حمایت از پسرانش از ایفیکراتیس به واقع از منابع تاریخی ناپدید می‌شود. نمی‌دانیم که او آیا آن قدر عمر کرد که پادشاهی دو پسر دیگرش را هم ببیند، یا وقتی فیلیپ دوم سرانجام سرزمین لینکِستیس را فتح کرد و پایتخت آن را، با نام جدید هراکلیا لینکِستیس، دست کم تا حدی به افتخار او از نو ساخت زنده بود یا نه. بیشتر پژوهشگران بر اساس تاریخ سخنرانی آیسخینیس که به ۳۴۳ پیش از میلاد برمی‌گردد، گمان دارند که اِوریدیکی در آن زمان دیگر در قید حیات نبوده، وگرنه آیسخینیس به احتمال زیاد از فیلیپ می‌خواست صحت و سقم ماجرای درخواست از ایفیکراتیس را از مادرش بپرسد.

Map of the Macedonian Kingdom at Philip II's Death c.336 BCE
قلمرو پادشاهی مقدونیه در زمان درگذشت فیلیپ دوم، حدود ۳۳۶ پیش از میلاد Simeon Netchev (CC BY-NC-ND)

فیلیپ دوم در ۳۳۸ پیش از میلاد برای گرامی‌داشت پیروزی نهایی خود بر اتحاد قدرتمندترین دولت-شهرهای یونانی در «نبرد خایرونیا» شروع به ساختن یک صحن یادمانی باشکوه برای زئوس در اُلیمپیا کرد. ساخت این بنای یادبود پس از ترور او در ۳۳۶ پیش از میلاد به‌دست پسر و جانشینش، اسکندر مقدونی، به‌پایان رسید. اسکندر برای تکمیل این بنا از مجسمه‌ساز نامدار یونانی، لِئوخاریس (Leochares)، دعوت کرد تا پنج مجسمۀ عاج-طلاکاری از او و پدر و مادرش، فیلیپ دوم و اُلیمپیاس، و پدربزرگ و مادربزرگش، آمینتاس سوم و اِوریدیکی یکم، بسازد. خود مجسمه‌ها اکنون از بین رفته‌اند، ولی نام اِوریدیکی هنوز روی یکی از پایه‌مجسمه‌های باقی‌مانده به‌چشم می‌خورد.

دو کتیبۀ تقدیمی به اِوکلیا (Eukleia)، ایزدبانویی با پیوند تنگاتنگ با آرتمیس که گاهی هم‌هویت با او (و بنابراین نگهدار دختران در آستانۀ ازدواج) قلمداد می‌شد، از کاوش‌های سال‌های ۱۹۸۲ و ۱۹۹۰ میلادی در محوطۀ باستان‎شناختی وِرگینا (پایتخت کهن مقدونیه و مقبرۀ بزرگ خاندان آرگیاد) به‌دست آمده‌اند. متن این دو کتیبه، که در پایه‌های مرمرین مجسمه‌هایی گمشده حکاکی شده‌اند، چنین است: «اِوریدیکی، دختر سیراس». برداشت پژوهشگران این است که اِوریدیکی این دو مجسمه را در حدود ۳۹۰ پیش از میلاد و در جریان آیین‌های تدارکاتیِ ازدواج خود به اِوکلیا پیشکش کرده است. اما چنین برداشتی در سایۀ سومین کتیبه با همین متن، که در ۱۹۸۳ میلادی پیدا شده، پرسش‌برانگیز به‌نظر می‌رسد. کتیبۀ سوم نیز مثل دوتای دیگر روی پایه‌مجسمۀ مرمرینی کنده شده، که صدها سال بعد در دورۀ صدر مسیحیت به‌عنوان پایه‌ستون یک کلیسای شاهی (باسیلیکا) از نو به‌کار رفته، و بعدها در جریان حفاری در دهکدۀ پالاتیتسیا در همان نزدیکی پیدا شده است. به همین خاطر، گمان می‌رود که کتیبۀ سوم مدت‌ها بعد از دو کتیبۀ اول و دوم، شاید حتا پس از مرگ آمینتاس سوم، به‌وجود آمده باشد (Saatsoglou-Paliadeli 23). از نظر برخی پژوهشگران، در این صورت شاید اِوریدیکی یکم به دلایلی تصمیم گرفته بوده پس از درگذشت شوهر به هویت زمان دختری خود بازگردد. جدا از درستی و نادرستی این گمان‌ها، نکتۀ قابل توجه این است که این تقدیم‌نامه‌های معرفی‌گونه از جانب اِوریدیکی بر هویت او در مقام زنی مستقل تأکید می‌گذارند، زنی که برای معرفی خود از پیوند زناشویی‌اش با فردی دیگر استفاده نمی‌کند – حتا اگر آن فرد دیگر یک پادشاه بوده باشد.

حذف آگهی ها
آگهی ها

منبع‌شناسی

  • Carney, Elizabeth & Ogden, Daniel. Philip II and Alexander the Great. Oxford University Press, 2010.
  • Chrysoula Saatsoglou-Paliadeli. "Eukleia and Eurydice, daughter of Sirrhas. Revisiting old and newer marble finds from Vergina-Aegae." Titos Timetikos Tomos/Glyptuke, 2017, pp. 19-26.
  • Elizabeth D. Carney. Women and Monarchy in Macedonia. University of Oklahoma Press, 2000
  • Grace H Macurdy. "Queen Eurydice and the Evidence of Woman Power in Ancient Macedonia." The American Journal of Philology, vol. 48, no. 3, pp. 201-214.
  • R Lane Fox. "Chapter 13: The 360s." Brill’s Companion to Ancient Macedonia: Studies in the Archaeology and History of Macedon, 650 BC – 300 AD, edited by Robin J. Lane Fox. Brill, 2011
  • THE PHILIPPEION | You Go Culture, accessed 8 May 2026.
دانشنامۀ تاریخ جهان از نهادهای «همبسته» با آمازون است و بابت خرید هر کتاب واجد شرایط درصد خاصی دریافت می‌کند

دربارۀ مترجم

دربارۀ نویسنده

ارجاع به این مطلب

منبع نویسی به سبک اِی پی اِی

Choubineh, N. (2026, June 01). اِوریدیکی یکم: نخستین ملکۀ مقدونی دارای نفوذ سیاسی. (N. Choubineh, مترجم). World History Encyclopedia. https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-26272/

منبع نویسی به روش شیکاگو

Choubineh, Nathalie. "اِوریدیکی یکم: نخستین ملکۀ مقدونی دارای نفوذ سیاسی." ترجمه از Nathalie Choubineh. World History Encyclopedia, June 01, 2026. https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-26272/.

منبع نویسی به روش اِم اِل اِی

Choubineh, Nathalie. "اِوریدیکی یکم: نخستین ملکۀ مقدونی دارای نفوذ سیاسی." ترجمه از Nathalie Choubineh. World History Encyclopedia, 01 Jun 2026, https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-26272/.

حذف آگهی ها