چغازنبیل

تلّ سبدی خدایان
Joshua J. Mark
مترجم
منتشر شده در
Translations
چاپ PDF
Chogha Zanbil Ziggurat, Iran (by Carole Raddato, CC BY-NC-SA)
زیگورات چغازنبیل، ایران Carole Raddato (CC BY-NC-SA)

چغازنبیل (ترجمۀ لفظی «تلّ سبدی(شکل)») یک مجموعۀ پرستشگاهی ایلامی است که در استان خوزستان ایران واقع شده است. این محوطۀ باستانی نام‌های دیگری نیز داشته، که از آن جمله می‌توان به دور-اونتاش (قلعه/شهر اونتاش)، چغا زنبیل، و آی اونتاش ناپیریشا (مکان اونتاش ناپیریشا) اشاره کرد. چغازنبیل بزرگ‌ترین زیگورات جهان خارج از حیطۀ میان‌رودان (بینانهرین) است و دست‌نخورده‌ترین زیگورات به‌جامانده از روزگار باستان به‌شمار می‌رود.

تاریخ بنای زیگورات چغازنبیل به حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد و «دورۀ ایلامی میانه» (حدود ۱۵۰۰ تا حدود ۱۱۰۰ پیش از میلاد) برمی‌گردد. این بنا به دستور پادشاه وقت ایلام، اونتاش–ناپیریشا (فرمانروایی حدود ۱۲۷۵ تا ۱۲۴۰ پیش از میلاد) ساخته و به دو ایزد ایلامی، اینشوشینَک و ناپیریشا، تقدیم شده است، هرچند زیارتگاه ایزدان دیگری نیز در داخل مجموعه قرار دارد، که بسیاری از آنها میان‌رودانی هستند. بدین ترتیب جمعیت چندملیتی ساکن ایلام همگی می‌توانستند برای عبادت از این مجموعۀ مرکزی استفاده کنند.

اونتاش-ناپیریشا در اصل کل مجموعه را فقط برای پرستش اینشوشینَک، ایزد حامی شهر شوش، تدارک دیده بود، و گمان می‌رود نیت واقعی او این بوده که توجه جهانیان را از این شهر شاهان ایلام به پایتخت تازه‌ای که ساختۀ خود او باشد جلب کند. اما این نیت اگر هم وجود داشت خیلی زود تغییر کرد، چون تنوع سنت‌های دینی و کیش‌های پرستش ایزدان در سرزمین ایلام بسیار گسترده بود. بنابراین زیگورات تقدیمی به اینشوشینَک به احتمال زیاد تخریب شد، و جای خود را به مجموعۀ بسیار عظیم‌تری با یک زیگورات مرکزی شکوهمند و تعداد زیادی معبد و پرستشگاه جانبی داد، که سکونتگاه‌هایی هم برای کاهنان کیش‌های گوناگون در داخل سه دیوار تو در توی سر به فلک کشیده‌اش ساخته شده بود.

ساخت مجموعۀ چغازنبیل هرگز به پایان نرسید، کپه‌های آجر خشتی برای استفاده در بنا هنوز در محوطه به‌چشم می‌خورند و بنای برخی از معبدها نیز ناتمام باقی مانده است.

اما این مجموعه هرگز به بهره‌برداری کامل نرسید، و ساخت آن مدتی پس از درگذشت پادشاه نیمه‌کاره رها شد. یافته‌های باستان‌شناسی این محوطه نشان می‌دهند استفاده از آن به عنوان یک مکان زیارتی تا پایان هزارۀ دوم پیش از میلاد نیز ادامه داشته، ولی ساخت آن هرگز به‌طور کامل به پایان نرسیده، چون کپه‌های آجر خشتی برای استفاده در بنا هنوز در محوطه به‌چشم می‌خورند و بنای برخی از معبدها نیز ناتمام باقی مانده است.

مجموعۀ چغازنبیل در تهاجم آشوربانی‌پال، پادشاه آشور (فرمانروایی ۶۶۸ تا ۶۲۷ پیش از میلاد)، به ایلام در ۶۴۷ تا ۶۴۶ پیش از میلاد دستخوش غارت شد، ولی برخلاف گزافه‌گویی‌های این پادشاه و ادعاهای تاریخ‌نویسان بعدی، زیگورات و محوطۀ آن در این تهاجم ویران نشد. چغازنبیل پس از حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد به‌تدریج از یادها رفت، و عاقبت در سال ۱۹۳۵ میلادی از نو کشف شد. برای آگاهی دقیق از اهمیت این محوطۀ باستانی، لازم است فرهنگی که آن را به‌وجود آورده، یعنی تمدن ایلام، را بهتر بشناسیم.

ایلام

ایلام منطقه‌ای دارای تنوع جمعیتی بالا بود. ساکنان آن هرچند به احتمال زیاد محلی بودند، اما از قوم‌هایی تشکیل می‌شدند که از گسترۀ جغرافیایی وسیعی بین کوه‌های زاگرس در شمال تا دشت‌های فلات ایران در جنوب به این منطقه مهاجرت کرده بودند. خود منطقۀ باستانی ایلام کم و بیش همپوشانندۀ استان‌های کنونی ایلام و خوزستان و بخش‌هایی از جنوب عراق بود. ایلام به لحاظ سیاسی هیچ‌گاه سرزمینی واحد و یکپارچه محسوب نمی‌شد‌، مگر در بخش کوتاهی از دورۀ ایلامی میانه که شوتروک ناخونته (فرمانروایی ۱۱۸۴ تا ۱۱۵۵ پیش از میلاد) امپراتوری ایلام را بنیان گذاشت و شهر شوش را پایتخت آن قرار داد.

گذشته از این دوران کوتاه (که پس از درگذشت پسر کوچک‌تر شوتروک ناخونته چندان دوام نیاورد)، ایلام باستان منطقۀ سکونت مجموعه‌ای از قبیله‌های هم‌پیمان بود، که مرکز فرمانروایی منطقه‌شان، در دوره‌های مختلف و با میزان‌های مختلفی از اقتدار، در شهرهای اوان/انشان به شیمَشکی و شوش قرار داشت. پژوهشگران امروز تاریخ منطقۀ ایلام را به چهار دوره تقسیم می‌کنند:

  • دورۀ نیا-ایلامی (حدود ۳۲۰۰ تا حدود ۲۷۰۰ پیش از میلاد)
  • دورۀ ایلامی قدیم (حدود ۲۷۰۰ تا حدود ۱۶۰۰ پیش از میلاد)
  • دورۀ ایلامی میانه (حدود ۱۵۰۰ تا حدود ۱۱۰۰ پیش از میلاد)
  • دورۀ نو-ایلامی یا ایلام نو (حدود ۱۱۰۰ تا حدود ۵۳۹ پیش از میلاد)

از این چهار دوره، دورۀ ایلامی میانه بیشترین شواهد باستان‌شناسی را باقی گذاشته است. زبان ایلامی زبانی منحصر به فرد است که با هیچ زبان شناخته‌شدۀ دیگری پیوند ندارد. خط نوشتاری ایلامی نیز، که در سراسر دورۀ نیا-ایلامی کاربری داشته، همواره از رازهای سر به مُهر باستان‌شناسی بود، تا سرانجام در فاصلۀ سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ رمزگشایی شد. مردمان ایلام از حدود ۲۷۰۰ پیش از میلاد و به دلیل تماس نزدیک‌تر با دولت-شهرهای سومری در میان‌رودان خط میخی سومری را برای نوشتن زبان خود اقتباس کردند، ولی تا پیش از آن از دبیرۀ ایلامی استفاده می‌کردند که چون تا مدت‌ها رمزگشایی نشده بود، تاریخ نخستینی این خطه را همچنان در پردۀ ابهام نگه می‌داشت. حالا که از این دبیره رمزگشایی شده بی‌تردید دانستنی‌های بسیار بیشتری در این باره در راه است. با این همه، کهن‌نوشت‌ها و کتیبه‌های خط میخی (که پیش از همه در شوش پیدا شدند) اغلب ناقص هستند، به همین خاطر بخش بزرگی از تاریخ ایلام را فقط از روی منابع سومری، اکدی، و آشوری می‌توان شناخت، که اغلب گوشه‌های مختصری از آن را بدون طول و تفصیل برملا می‌کنند. شاید کتیبه‌های به خط ایلامی شناخت عمیق‌تری از این تمدن به ما بدهند اما چند و چون این مسئله هنوز معلوم نیست.

Elamite Cup
جام ایلامی Zereshk (GNU FDL)

منطقۀ ایلام در دورۀ ایلامی قدیم توسط پادشاه سومری شهر کیش، اِنمه‌باراگِسی (اِنِمباراگِسی هم نوشته‌اند)، در حدود ۲۷۰۰ پیش از میلاد تسخیر شد. تهاجم او نخستین جنگی است که در تاریخ ایلام ثبت شده، و شاید همین رویداد ایلام را نخستین بار در تماس نزدیک با فرهنگ سومری و خط میخی قرار داده باشد. پس از سومری‌ها قوم اَکَد به فرمانروایی سارگُن اکدی (فرمانروایی ۲۳۳۴ تا ۲۲۷۹ پیش از میلاد) ایلام را گرفتند، و ایلام تا به‌سر رسیدن روزگار اَکَدی‌ها و سقوط امپراتوری‌ آنان در برابر تهاجم گوتی‌ها بخشی از اَکَد بود. مدتی بعد اور-نامّو پادشاه سومری (فرمانروایی ۲۰۴۷ تا ۲۰۳۰ پیش از میلاد) و پسرش شولگی پادشاه اور (فرمانروایی ۲۰۲۹ تا ۱۹۸۲ پیش از میلاد) گوتی‌ها را بیرون راندند و بار دیگر حکومتی سومری در ایلام برقرار کردند.

در اواخر دوران اقتدار پادشاهان اور، پادشاهان ایلامی سرانجام توانستند سومری‌ها را شکست دهند، و با برپایی حکومتی باثبات در منطقه اعلام خودمختاری کنند. پادشاهان سلسلۀ سوکل‌ماخ (حدود ۱۹۷۰ تا ۱۷۷۰ پیش از میلاد) برای ایلام پایداری و آسایشی به همراه آوردند که به فرمانروایان دورۀ بعدی امکان داد تمرکز خود را روی امور داخلی و برنامه‌های توسعه و آبادانی بگذارند و کمتر نگران دفاع از مرزهای سرزمین‌شان در برابر تهاجم بیگانگان باشند.

دورۀ ایلامی میانه

همان‌طور که پیشتر اشاره شد، جمعیت ساکن در منطقۀ ایلام از قوم‌های گوناگون تشکیل می‌شد که با وجود استفاده از یک زبان مشترک به لحاظ آداب و رسوم و باورهای دینی با هم متفاوت بودند، یا دست کم هرکدام ایزدان متفاوتی را از جمع ایزدان ایلامی-میان‌رودانی برای پرستش برگزیده بودند. در دورۀ ایلامی میانه، پادشاهان اَنشان و شوش به نوعی سیاستگذاری رو آوردند، که پژوهشگران امروز به آن «ایلامی‌سازی» لقب داده‌اند، و در سایۀ این سیاستگذاری به تقویت و پشتیبانی از زبان، آداب و رسوم، باورها، و دین ایلامی در منطقه پرداختند. اِعمال این سیاست‌ها در منطقۀ شوشیانا در شمال از همه ملموس‌تر بود، چون در آن خطه فرهنگ ایلامی از فرهنگ میان‌رودانی نیز به‌طور گسترده تأثیر می‌پذیرفت.

Map of Mesopotamia and the Ancient Near East, c. 1300 BCE
نقشۀ میان‌رودان و خاور نزدیک باستان، حدود ۱۳۰۰ پیش از میلاد Jan van der Crabben (CC BY-NC-SA)

در جریان روند ایلامی‌سازی هیچ نشانی از جبر یا خشونت در منطقه به‌چشم نمی‌خورد، و یکی از فایده‌های این امر امکان مستندسازی مفصل رویدادهای این دوره در قالب فرمان‌های فراوانی است که پادشاهان ایلامی صادر می‌کردند. بنا بر شواهد ثبت‌شده در این دوره سه سلسله به قدرت رسیدند:

  • سلسلۀ کیدینویی (حدود ۱۵۰۰ تا حدود ۱۴۰۰ پیش از میلاد)
  • سلسلۀ ایگی‌خالکی (حدود ۱۴۰۰ تا حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد)
  • سلسلۀ سوتروکی یا شوتروکی (حدود ۱۲۰۰ تا حدود ۱۱۰۰ پیش از میلاد)

سلسلۀ کیدینویی روند ایلامی‌سازی را آغاز کرد و سلسلۀ ایگی‌خالکی آن را ادامه داد. سلسلۀ شوتروکی فرهنگ ایلامی را بر سراسر منطقه حاکم کرد، و فراتر از آن با فتح بابِل امپراتوری ایلامی را بنیان گذاشت. نکتۀ جالب این که هیچ گواهی در دست نیست که نشان بدهد شوتروک-ناخونته یا پسرانش دین و مذهب خود را بر قوم دیگری تحمیل کرده باشند. اگر چنین کرده بودند مستندهای نوشتاری ما درمورد باورهای دینی ایلامی احتمالن بیش از این‌ها می‌بود، اما در حال حاضر شواهد مربوط به دین رایج در ایلام از حد نام چند تن از ایزدان پرشمار آنان و مکان‌های برگزاری آیین‌های پرستش آنها فراتر نمی‌رود.

دین ایلامی

ناپیریشا در نهایت برترین ایزدان در سراسر منطقه و ایزد ملی ایلام شناخته شد.

آیین‌های پرستش در ایلام باستان و مناسک محلی مربوط به آنها در دورۀ نیا-ایلامی هنوز ناشناخته مانده است، و باوجود رمزگشایی از دبیرۀ خطی‌نوشت ایلامی معلوم نیست اطلاع تازه‌ای دربارۀ این جنبه از فرهنگ ایلامی آشکار خواهد شد یا نه. زمانی که سرانجام شواهد نوشتاری مربوط به ایزدان ایلامی ظاهر می‌شوند، منطقه از نفوذ دینی و فرهنگی سومری و اکدی اشباع بوده است. به همین خاطر، کتیبه‌های خط میخی که از دورۀ ایلامی قدیم باقی مانده‌اند همواره خدایان ایلامی را در کنار ایزدان و ایزدبانوان میان‌رودانی قرار می‌دهند، ویژگی‌ای که شاید در کهن‌نوشت‌های خطی‌نوشت ایلامی نیز تکرار شده باشد.

مردمان ایلام مکان‌های مقدس خود را روی تپه‌های بلند، قله‌های کوهستانی، بیشه‌های مقدس، و غارها بنا می‌کردند. کهن‌نوشت‌ها و نگاره‌های روی کتیبه‌ها، مُهرها، و جای مُهرها نشان می‌دهند که آنها برای رفتن به این مکان‌ها دسته راه می‌انداختند و قربانی تقدیم می‌کردند، اما بیش از این چیزی درمورد نحوۀ دقیق برگزاری آیین‌های دینی در دست نیست. در مجموعۀ ایزدان ایلامی بیش از ۲۰۰ وجود آسمانی هست که بسیاری از آنها در اصل میان‌رودانی اند (از جمله ئه‌آ، اِنکی، اینانّا، نین‌هورساگ، نیسابا، شَمَش، اِرّا، و نرگال). در مقابل این موجودات فراطبیعی که بر عناصر طبیعی سلطه دارند، ایزدان ایلامی به منطقۀ جغرافیایی مورد حمایت خود پیوند خورده‌اند. ده تن از مهم‌ترین ایزدان ایلامی عبارت اند از:

  • ناپیریشا – سرور زمین و مردمان
  • اینشوشینَک – سرور شوش، داور مردگان، نگهدار ضعیفان
  • هومبان – سرور انشان، نگاهبان پادشاه (و خانوادۀ سلطنتی)، ایزد آسمان
  • کیریریشا – همسر و همراه اینشوشینَک و هومبان، مادر ایزدان، ایزدبانوی مادر
  • پینیکیر – ملکۀ آسمان‌ها، ایزدبانوی آسمان
  • ناهونته یا ناخونته – سرور عدالت و راستی، ایزد داد و ستد و درستکاری در معامله
  • سیموت یا شیموت – ایزد ایلام و ایلامیان
  • ناروندی – ایزدبانوی پیروزی
  • ایسمه‌کاراب یا ایشمه‌کاراب – ایزدبانوی جهان زیرین، نیوشنده/نگهدار سوگندها
  • لاگامال (یا لاکامار) – ایزدبانوی مردگان و داور ارواح

ناپیریشا، که به نظر می‌رسد ابتدا در حوالی انشان پرستیده می‌شده، در نهایت برترین ایزدان در سراسر منطقه و ایزد ملی ایلام شناخته شد. اینشوشینَک (یا اینشوشیناک) در اصل خدای قسمت شمالی شوشیانا بود، و هرچند جایگاهش در مقام نگاهدار شهر شوش تغییری نکرد، اما کیش پرستش‌اش گسترش یافت و در جاهای دیگری نیز پرستیده می‌شد. کیش پرستش هومبان نیز از همین الگو پیروی کرد، فقط جایگاه اصلی او شهر انشان در جنوب بود. در رابطه با ایزدبانوان، از تندیس‌ها و جای مُهرها چنین برمی‌آید که مردمان ایلام در آغاز یک ایزدبانوی مادر – یا شاید تثلیثی از خدایان زن – داشتند که به احتمال زیاد بعدها در وجود کیریریشا خلاصه شد. این ایزدبانو اغلب با اینشوشینَک و هومبان پیوند می‌خورد، ولی نقش او در مقام همسر/همراه ناپیریشا نیز ترسیم شده است.

این نکته نیز از شواهد دریافت می‌شود که دین ایلامی تمرکز خاصی روی مسئلۀ آخرت و جهان پس از مرگ داشته است. برای گذر راحت از این جهان به جهان دیگر دعاها و قربانی‌های زیادی وجود داشت، اما از دیدگاه ایلامی‌ها نسبت به زندگی پس از مرگ چیز زیادی نمی‌دانیم. اما اگر به پیوندهای تنگاتنگ فرهنگ ایلامی با فرهنگ‌های میان‌رودانی اتکا کنیم، شاید بتوان نتیجه گرفت که جهان آخرت از دید مردمان ایلام بازتاب دیدگاه سومری در این رابطه بوده، که در آن روح مردگان در جهان تیره و تار سایه‌ها سرگردان است. فرمانروایی این جهان با یک ایزدبانو است (در فرهنگ میان‌رودانی ارشکیگَل)، که مراقب است مردگان از آنجا خارج نشوند و برای زندگان مزاحمت ایجاد نکنند.

Chogha Zanbil (Dur Untash)
چغازنبیل (دور اونتاش) James Carnehan (CC BY)

برخی کتیبه‌ها گویای این نکته هستند که داوری پس از مرگ مفهوم مهمی در باورهای ایلامی بوده، و دو ایزد مهم یعنی اینشوشینَک و لاگامال این داوری را برعهده داشته‌اند. به‌نظر می‌رسد اینشوشینَک در این باورها مهربان و بخشنده و لاگامال خشن و سختگیر بوده است (معنی نام او نیز «آن که رحم نمی‌کند» است)، تا بدین ترتیب توازنی برقرار شود و داوری منصفانه و بی‌طرفانه صورت بگیرد. اما چنین باوری اگر قرار بوده همۀ ارواح دقیقن به یک مکان بروند، خیلی با منطق جور درنمی‌آید. پس این احتمال مطرح می‌شود که دیدگاه ایلامی به دیدگاه پارسی نزدیک‌تر بوده، چون در باورهای پارسیان باستان است که جهان آخرت به سه طبقۀ بهشت و برزخ و دوزخ تقسیم می‌شود، هرچند چنین احتمالی هنوز از حد فرضیه فراتر نمی‌رود.

با همۀ این‌ها، گذشته از این که جهان آخرت و اقتدار ایزدان بر گذر امن از این جهان به آن برای ایلامی‌ها چقدر اهمیت داشته، یک جنبۀ برجسته از دین ایلامی (که بین همۀ فرهنگ‌های باستانی مشترک است) ساخت بناهایی یادمانی بود که برقرار بمانند و نام ایزد یا ایزدان هم‌پیوند با خود را جاودان سازند، و باور به آنان را به نسل‌های آینده منتقل کنند. بنای مجموعۀ پرستشگاهی چغازنبیل نیز با همین نیت ساخته شد.

چغازنبیل

چغازنبیل در آغاز تنها شامل یک زیگورات و صحن‌های اطراف آن می‌شد، که همگی به اینشوشینَک تقدیم شده بودند. یک قطعه آجر از گِل پخته با خاستگاه نامشخص که با این حال گمان می‌رود متعلق به محوطۀ چغازنبیل باشد، نوشته‌ای دارد به این مضمون:

من، اونتاش-ناپیریشا، پسر هومبان-نومه‌نا، پادشاه انشان و شوش، آرزو دارم که زندگی‌ام با رفاه و فراوانی همراه باشد، و انقراض تبارم وقتی در بوتۀ داوری قرار گرفت حکم مقدر نباشد، با این نیت معبدی از آجر پخته ساختم، معبدی رفیع از آجر لعاب‌دار؛ من آن را به ایزد اینشوشینَکِ صحن مقدس هدیه کردم. من زیگوراتی برافراشتم. باشد که اثری که به‌وجود آوردم، پیشکش نذری‌ام، مورد قبول اینشوشینَک واقع شود! (جونز، ص ۱)

اونتاش-ناپیریشا در ابتدا معبد را فقط به اینشوشینَک تقدیم کرده بود تا مردم را از جاهایی فراتر از شهر شوش برای زیارت (و نیز تجارت و تحسین) به آن جلب کند. اینشوشینَک ایزد نگهدار شهر شوش بود، و زیگوراتی که اونتاش-ناپیریشا برای او بنا می‌کرد قرار بود مرکز فرمانروایی خودش هم باشد (الگویی که در شهرهای میان‌رودان رخ داده بود). اما او زمانی بعد از ساخته شدن زیگورات یا وقتی ساخت آن رو به اتمام بود، دستور داد بنا را خراب کنند و برنامۀ ساخت و ساز بسیار عظیم‌تری تدارک ببینند: مجموعه‌ای پرستشگاهی برای پرستش تمامی ایزدان منطقه، تا همۀ مردم بتوانند برای پرستش ایزد مورد نظر خود به آن مکان بیایند.

Chogha Zanbil Ziggurat [East Side], Iran
زیگورات چغازنبیل (ضلع شرقی)، ایران Carole Raddato (CC BY-NC-SA)

بدین ترتیب زیگورات در نهایت به ناپیریشا و اینشوشینک تقدیم شد تا پسند تمامی مردمان ایلام با گزینش دو ایزد برجستۀ جنوب و شمال رعایت شده باشد. اما برتری دادن ناپیریشا بر، مثلن، هومبان، موجب پدید آمدن مرکزی همه‌شمول برای پرستش سرور ایزدانی هم می‌شد که سایه‌اش نه تنها بر همۀ ایزدان ایلامی بلکه بر تمامی مردمان ایلام نیز گسترده بود. این اقدام نهایت بلندپروازی به‌شمار می‌رفت. مارک فان دِ میه‌روپ تاریخ‌دان می‌نویسد:

این بنا یادمانی به‌واقع پرعظمت بود: میلیون‌ها آجر در ساخت آن به‌کار رفته بود، که تعداد زیادی از آنها با هزینۀ گزاف سوخت پخته شده بودند. بنای مرکزی از آجر خشتی داخل لایۀ بزرگ‌تری از آجر پخته قرار داشت که صخامت آن به دو متر می‌رسید. بنای بیرونی نیز در هر لایۀ دهم یک ردیف آجر کتیبه‌دار داشت که تقدیم‌نامه‌هایی از جانب اونتاش-ناپیریشا به اینشوشینَک روی آنها حک شده بود. استحکام این بنا چنان بوده که تا امروز آن را در مقام کامل‌ترین زیگورات به‌جامانده در خاور نزدیک حفظ کرده است. بسیاری از معبدهای داخل صحن چغازنبیل متعلق به ایزدان ایلامی اصیل بودند، اما معبدهای دیگری هم برای پرستش ایزدان میان‌رودانی محبوب در شوش وجود داشتند. این موجب توجه روزافزون به سنت‌های ایلامی می‌شد. (۱۸۶)

ساخت و ساز در چغازنبیل با بنای زیگورات در قسمت مرکزی محوطه آغاز شد. زیگورات در شکل نهایی خود ۵۳ متر بلندی پیدا کرد و معبدی در نُک آن قرار گرفت (که نماد مکان‌های مقدس روی قلۀ کوه‌ها بود). معبدی نیز (به نشانۀ غارهای مقدس) در قاعدۀ زیگورات ساخته شده بود. بعد از تکمیل بنای زیگورات، تعداد زیادی معبد، زیارتگاه، و اقامتگاه برای کاهنان در صحنی به مساحت حدود ۱۰۰ هکتار ساخته شدند، که گرداگرد آن را دیواری به درازای 4 کیلومتر فرا گرفته بود. دور این دیوار نیز دو دیوار تودرتوی دیگر کشیده بودند.

صحن یک دروازۀ ورودی شاهانه داشت. سمت راست این ورودی چهار معبد برای ایزدان ایلامی، از جمله پینیکیر (ملکۀ آسمان‌ها) قرار گرفته بود. معبد نُک زیگورات به اینشوشینَک و ناپیریشا تقدیم شده بود، و معبد همکف به کیریریشا. زیارتگاه‌هایی هم برای او و دیگر ایزدان در دو طرف این معبد ساخته شده بود.

دو بنای بزرگ، که نخستین کاوشگران آنها را «قصر» دانستند، در قسمت موسوم به «اقامتگاه شاهی» از دل خاک بیرون آمدند، که اتاق‌های زیرزمینی آنها مقبره‌هایی با تاق ضربی بودند. هرچند در این قسمت فقط یک اسکلت پیدا شد، اما به‌نظر می‌رسد کارکرد آن جا دادن بقایای تمامی خانوادۀ سلطنتی بوده باشد. هنوز معلوم نیست اسکلت متعلق به چه کسی بوده و چرا کسان دیگری در آن زیرزمین دفن نشده‌ بودند.

قصرها نیز مثل خود زیگورات و معبدها و زیارتگاه‌های آن با سنگ‌های گرانبها، تندیس شیردال‌های بالدار، و دیگر نگاره‌های تمثیلی در گرامیداشت ایزدان تزئین شده بودند. مجموعۀ چغازنبیل حتا به همین صورت ناتمام نیز شکوه و عظمت خود را نمایان می‌سازد. چشم‌انداز سر به فلک کشیدۀ آن امروز نیز – همانند آن روزگار – از دوردست پیداست.

وقتی اونتاش-ناپیریشا (به دلیلی نامعلوم) درگذشت، مجموعه هنوز در دست ساخت بود. پس از مرگ او کار ساخت و ساز چغازنبیل نیمه‌کاره رها شد. البته شوتروک-ناخونته مقداری از آجرهای تهیه‌شده را به شوش برد، اما این تنها دستبرد به مصالح ساختمانی چغازنبیل بود (همین سرنوشت نصیب بسیاری از محوطه‌های باستانی دیگر نیز شد. از معروف‌ترین مثال‌ها شهر ممفیس در مصر است که از مصالح آن برای ساخت قاهره استفاده کردند). با این حال، چغازنبیل به همان صورت نیمه‌کاره نیز تا حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد همچنان مکانی زیارتی محسوب می‌شد، هرچند پس از این تاریخ متروک ماند و از یادها رفت.

آشوبانی‌پال، پادشاه آشور، محوطۀ چغازنبیل را در جریان تهاجم خود بین ۶۴۷ و ۶۴۶ پیش از میلاد) غارت کرد (احتمال می‌رود حمله و غارت او تا ۶۴۰ پیش از میلاد نیز ادامه داشته است)، اما برخلاف ادعاهایی که خود و نبشتگران بعدی در کتیبه‌ها مطرح کرده‌اند، چغازنبیل به دست او ویران نشد. آشوربانی‌پال سرزمین ایلام را تسخیر کرد و این منطقه بخشی از امپراتوری نو-آشوری باقی ماند. در سال ۶۱۲ پیش از میلاد این امپراتوری به‌دست مادها و هم‌پیمانان آنها سقوط کرد. ایلام زیر فرمانروایی مادها قرار گرفت و سپس در حدود ۵۳۹ پیش از میلاد به‌صورت بخشی از شاهنشاهی هخامنشی (حدود ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) درآمد. در آن هنگام از مجموعۀ عظیم چغازنبیل حتا نامی هم در یادها نمانده بود.

سرانجام

محوطۀ باستانی چغازنبیل در سال ۱۹۳۵ میلادی توسط زمین‌شناسانی کشف شد که برای شناسایی میدان‌های نفتی در منطقه مشغول تهیۀ عکس‌های هوایی بودند. عکاسان به یک گروه باستان‌شناس فرانسوی که در محوطۀ باستانی شوش (محل پیدا شدن همان آجری که رویداد تسخیر دور اونتاش توسط شوتروک-ناخونته روی آن ثبت شده بود) کار می‌کردند خبر دادند، و آنها نیز بی‌درنگ خود را به چغازنبیل رساندند و تأیید کردند که این همان شهر باستانی دور انتاش است. نام کنونی چغازنبیل در حدود همین زمان با الهام از شکل مجموعه که به سبدی وارونه می‌مانست، روی محل گذاشته شد.

کاوش‌های باستان‌شناسی در چغازنبیل در سال ۱۹۴۶ میلادی آغاز شدند، اما مهم‌ترین آنها حفاری‌های باستان‌شناس فرانسوی، رومن گیرشمن (۱۸۹۵ تا ۱۹۷۹)، بین سال‌های ۱۹۵۱ و ۱۹۶۲ میلادی بود. پس از آن، گروه‌های ایرانی و بینامللی کاوش‌ها را ادامه دادند و به مرمت زیگورات و دیوارهای اطراف آن پرداختند. چغازنبیل در سال ۱۹۷۹ در فهرست محوطه‌های «میراث جهانی یونسکو» قرار گرفت، و تلاش‌ها برای حفاظت و نگهداری از آن حتا در زمان ناآرامی‌های داخلی ادامه یافت. چغازنبیل بازدیدکنندگان فراوانی را از سراسر جهان جذب می‌کرد، هرچند بروز همه‌گیری کرونا در ۲۰۲۰ گردشگری را در این نقطه نیز مثل بقیۀ مکان‌ها دچار اختلال کرد. با این حال، بعد از همه‌گیری بازدید از چغازنبیل از سر گرفته شد، و تحسین شکوه و عظمت این مجموعۀ باستانی یگانه، نه تنها در خاور نزدیک بلکه در جهان، همچنان ادامه دارد.

حذف آگهی ها
آگهی ها

پرسش و پاسخ

چغازنبیل چیست؟

چغازنبیل یک بنای پرستشگاهی بزرگ از دورۀ ایلامی باستان است که در خوزستان واقع شده. این بنا در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد برای پرستش همۀ ایزدان محلی ساخته شده است.

چغازنبیل به فرمان چه کسی ساخته شد؟

چغازنبیل به فرمان پادشاه ایلام، اونتاش ناپیریشا (فرمانروایی حدود ۱۲۷۵ تا ۱۲۴۰ پیش از میلاد) ساخته شد.

چغازنبیل در چه تاریخی ساخته شد؟

چغازنبیل در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شد.

چغازنبیل سرانجام چه شد؟

چغازنبیل سرانجام پس از درگذشت پادشاه ایلام، اونتاش ناپیریشا، در ۱۲۴۰ پیش از میلاد نیمه کاره و بی‌استفاده ماند. این مکان تا پایان هزارۀ دوم پیش از میلاد همچنان در شمار مکان‌های زیارتی مهم قرار داشت، اما کم‌کم به بوتۀ فراموشی افتاد تا در ۱۹۳۵ بار دیگر کشف شد.

منبع‌شناسی

دانشنامۀ تاریخ جهان از نهادهای «همبسته» با آمازون است و بابت خرید هر کتاب واجد شرایط درصد خاصی دریافت می‌کند

دربارۀ مترجم

Nathalie Choubineh
ناتالی چوبینه مترجم و پژوهشگر مستقل رقص در جهان باستان با گرایش یونان و خاور نزدیک باستان است. او آثاری در زمینۀ رقص باستان، قوم‌موسیقی‌شناسی، و ادبیات منتشر کرده، و عاشق یادگیری و انتقال آموخته‌ها است.

دربارۀ نویسنده

Joshua J. Mark
جاشوا ج. مارک از بنیانگذاران «دانشنامۀ تاریخ جهان» و مدیر بخش محتوای سایت است. او استاد سابق «کالج مِریست» (نیویورک) بوده و در آنجا تاریخ، فلسفه، ادبیات، و نویسندگی تدریس کرده است. جاشوا سفرهای زیادی رفته و مدتی در یونان و آلمان زندگی کرده است.

ارجاع به این مطلب

منبع نویسی به سبک اِی پی اِی

Mark, J. J. (2025, November 08). چغازنبیل: تلّ سبدی خدایان. (N. Choubineh, مترجم). World History Encyclopedia. https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-19111/

منبع نویسی به روش شیکاگو

Mark, Joshua J.. "چغازنبیل: تلّ سبدی خدایان." ترجمه از Nathalie Choubineh. World History Encyclopedia, November 08, 2025. https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-19111/.

منبع نویسی به روش اِم اِل اِی

Mark, Joshua J.. "چغازنبیل: تلّ سبدی خدایان." ترجمه از Nathalie Choubineh. World History Encyclopedia, 08 Nov 2025, https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-19111/.

حذف آگهی ها