میداس

تعریف

Mark Cartwright
توسط ، ترجمه شده توسط Arash Taheri
منتشر شده در 23 June 2021
translations icon
در زبان های دیگر موجود است: انگلیسی, فرانسوی, اسپانيايي, ترکی
Red-Figure Stamnos Depicting Midas (by Trustees of the British Museum, Copyright)
کوزه سفالین قرمز رنگ حاوی تصویر میداس
Trustees of the British Museum (Copyright)

میداس پادشاه افسانه ای فریگیه در آسیای صغیر بود که به خاطر توانایی منحصر به فرد خود در تبدیل اشیا به طلا تنها با لمس آنها شهرت داشت‌. این عطیه به وسیله دیونیزوس به دلیل مهمان نوازی میداس از ساتیر سیلنوس حکیم به وی اعطا شده بود. میداس همچنین در یک رقابت موسیقی که بین پان رب النوع شبانان و آپولو رب النوع موسیقی برگزار شده بود رای به برتری پان داد و به همین دلیل به عنوان مجازات گوشهای وی به گوشهای الاغ مبدل گشت.

وجود پادشاهی موسوم به میداس در تاریخ محتمل است ، حاکمی در قرن ۸ پیش از میلاد که در کتیبه های کهن فریگیه و منابع آشوری از وی به عنوان میتای مِسخِتی یاد شده است. یقینا ، آسیای صغیر به خاطر داشتن طلا و پادشاهی های متعددی که در آن منطقه حکومت می کردند و دارای ثروت هنگفت بودند شهرت داشته است. از آنجا که میداس به هرآنچه دست می زد به طلا مبدل می شد قادر با خوردن و نوشیدن نبود ، و همچنین گوشهای الاغ واری که به او داده شده بود در نهایت به منجر به خودکشی وی گشت ، بهمین دلیل داستان میداس یک حکایت عبرت آموز محسوب می شود که مخاطرات دخالت در امور مربوط به خدایان را به ما گوشزد می کند.

لمس طلایی

بر اساس این افسانه ، میداس پادشاه فریگیه در منطقه آسیای صغیر بود که به واسطه ثروت خود دارای شهرت بود ولی به آنچه داشت قانع نبود و همواره کمی بیش از آنچه داشت طلب می کرد. در برخی منابع کهن ، میداس یا نیاکان او مردمان تحت امر خود ، یعنی مسختی ها یا بریگی ها را ، از تراکیه غربی / مقدونیه باستان به آن سوی تنگه داردانل و به طرف منطقه آسیای صغیر آوردند. حتی در زمانی که او کودکی بیش نبود ، توده انبوهی از دانه های گندم به وسیله مورچگان در کنار گهواره وی بر روی هم انباشته شده بود که این مساله خود به عنوان نشانه ای از ثروت هنگفت وی در آتیه در نظر گرفته می شد. در زمان جوانی بر طبق افسانه ها ، اورفه چنگ نواز بزرگ به میداس موسیقی تعلیم می داد.

روزی ، میداس در باغ گل سرخ مشهور خود مشغول قدم زدن بود که به ناگاه با یک ساتیر مست رو به رو شد. این ساتیر سیلنوس ( silenos ) نام داشت که به داشتن خرد و حکمت شهره بود ولی در این موقعیت بخصوص اثرات باده نوشی دوشین در وی مشهود بود و او از این مساله رنج می برد. میداس به او کمک کرد تا مستی اش برطرف شود ، یک وعده غذایی مفصل به او داد ، و پس از آن سیلنوس را به ارباب و آقایش دیونیزوس ، رب النوع شراب و شادخواری در نزد یونانیان باز گرداند.

میداس آرزو داشت قادر شود تا به هر چه دست میزند تبدیل به طلا شود : لمس میداس.

در نسخه های دیگر از رخداد های مرتبط با این داستان ، میداس با آلودن آبگیری در باغ خود که سیلنوس از آن آب نوشیده بود باعث مستی و بیهوشی او شد. میداس امید داشت تا بدین وسیله سیلنوس را اسیر خود سازد و از دانش وی که شهره خاص و عام بود بهره مند گردد. این نسخه از داستان است که در آثار سفالگران یونانی در حدود سال ۵۶۰ ق.م جلوه گر شده است. یک گلدان سیاه رنگ آتیک مربوط به قرن ۶ ق.م در منطقه اژه دو مرد رد نشان می دهد که پس از اسیر کردن سیلنوس با استفاده از طناب و مشک شراب او را مشایعت می کنند ( موزه آلتس ، برلین ). همچنین در نسخه ای دیگر از این حکایت ، سیلنوس به وسیله مردان تحت امر میداس با نرمخویی بیشتری به اسارت گرفته می شود ، در حالیکه تاجی از گل سرخ به دور دستها و پاهای او بسته شده است. سیلنوس که به نزد میداس آورده شده بود ، به مدت پنج شبانه روز با نقل داستانهایی از سرزمین های دوردست در آن سوی دریاها اسباب گشایش خاطر آن پادشاه را فراهم کرد. در تمام نسخه ها ، میداس پس از مدتی سیلنوس را به نزد دیونیزوس باز می گرداند. دیونیزوس این خدای سپاسگزار برای تشکر از میداس به او می گوید که میتواند یک آرزوی وی را برآورده سازد. شاه میداس پاسخ خردمندانه ای به این درخواست می دهد و از دیونیزوس میخواهد که به وی قدرتی عطا کند تا هر آنچه را لمس میکند به طلا بدل گردد.

The Regions of Ancient Anatolia
مناطق آناطولی باستان
Emok (CC BY-SA)

کمی بعد ، مشخص می شود که این درخواست میداس بیش از حد هوشمندانه بوده است. در سر راه خود به کاخ خویش ، میداس بی درنگ مهارت جدید خود را می آزماید و زمانی که می بیند قادر است شاخه های درختان ، سنگ ها ، و حتی کمی خاک را به قطعات مشعشع و زیبای طلا مبدل سازد مشعوف می شود. حتی گلها و میوه ها زمانی که با دست این شاه آزمند لمس می شوند ، بلافاصله به طلا بدل می گردند. تبعات کامل این عطیه به زودی روشن می شود ، بهر روی ، زمانی که میداس می خواهد بر اسب خود سوار شود و آن اسب نیز به طلای بی جان و سرد تبدیل می شود. به محض رسیدن به کاخ ، حاشیه ردای زرین این پادشاه به ستون های درگاه کاخ کشیده می شود و آن ستون ها نیز به طلا بدل می شوند. این وضعیت زمانی بغرنج تر می شود که میداس درخواست شام میکند و پیش از خوردن شام می خواهد دستان خود را در کاسه آبی بشوید. افسوس ، چرا که زمانی که انگشتان خود را در آب قرار می دهد آب نیز به طلای سخت مبدل می شود. اینجاست که مساله حالت بغرنج به خود می گیرد . تمام غذا و نوشیدنی هایی که او به آنها دست زده بود به طلا تبدیل شده بود و بدین ترتیب خطر مرگ به وسیله گرسنگی او را تهدید می کرد. میداس که گرسنه و بی رمق گشته بود ، برای خوابیدن دراز کشید ، ولی حتی در این حالت هم احساس آسایش نکرد چرا که نازبالش نرم و رختخواب او نیز به طلای بی احساس و سخت مبدل شدند.

میداس اسباب رنجش خاطر آپولو را فراهم کرد زمانی که او قضاوت یک رقابت موسیقی بین آپولو و پان را بر عهده گرفت.

شاه میداس فی الفور به نزد دیونیزوس بازگشت و از وی خواست که این عطیه جدید را بی اثر سازد. دیونیزوس به میداس گفت که او تنها در صورتی که بتواند به سرچشمه رود پاکتولوس در لیدیه دست یابد و دستان خود را در آنجا بشوید از شر این توانایی پر دردسر رها خواهد شد. دسترسی به رود پاکتولوس خیلی آسان نبود و پس از طی یک مسیر صعب العبور ، میداس نهایتا این رودخانه را پیدا کرد و با سرخوشی به درون آن جست. اکنون عطیه الهی موسوم به لمس میداس از میان رفته بود و این پادشاه به راحتی قادر به خوردن و نوشیدن بود. نتیجه اخلاقی که از حکایت میداس میتوان دریافت ، البته ، این است که انسان نباید بیش از حد حریص و زیاده خواه باشد بلکه باید به آنچه دارد قناعت کند. شاید این امر تصادفی نباشد ، و این امر به کرات در اساطیر یونان مشاهده شده است که حتی عجیب ترین حکایات نیز با حقایق تاریخی دارای پیوند هستند ، رودخانه پاکتولوس به خاطر داشتن رسوبات آمیخته به طلای خود معروف بوده است.

گوشهای الاغ گونه میداس

به نظر می آید که میداس پادشاهی کمی بد اقبال بوده است چرا که او زمانی که با آپولو دیگر رب النوع یونانی مواجه شد با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم کرد. زمانی که آپولو از میداس می خواهد که قضاوت یک رقابت موسیقی که بین پان رب النوع شبانان و خود آپولو ( یا در نسخ دیگری از این افسانه ، رقیب آپولو موسوم به مارسیاس ) برگزار می شد را بر عهده گیرد میداس اسباب رنجش خاطر آپولو را فراهم کرد. اختراع سیرینکس یا نی لبک های ساخته شده از نی به پان نسبت داده می شد و او به سبب توانایی اش در نواختن آهنگ و نغمه ها به وسیله آن شهرت داشت ، ولی آپولو نیز به عنوان استاد چنگ نوازی شناخته می شد . فراتر از همه آن که ، آپولو به طور اعم رب النوع موسیقی بود ، و او خدایی به مراتب مهم تر از پان به شمار می آمد.

King Midas
شاه میداس
FA2010 (Public Domain)

به شکل ابلهانه ای ، شاه میداس پان را برنده مسابقه اعلام کرد. آپولو که از این امر بسیار ناخشنود بود گوشهای ناآشنا به اصوات و زیر و بم موسیقی میداس را به گوشهای الاغ یا خر مبدل کرد. به تبع به وجود آمدن این یک جفت گوش نا متعارف ، این شاه ابله مجبور شد تا خود را در کاخش پنهان سازد و برای همیشه یک سربند یا کلاه فریگی بر سر خود بگذارد. میداس در صحنه های مربوط به سفالگری یونانیان همچون کوزه سفالین سرخ رنگ به دست آمده در منطقه خیوسی به سال ۴۴۰ ق.م ( که اکنون در موزه بریتیش ، در لندن نگه داری می شود ) با گوشهای الاغ گونه خود و سربند به تصویر کشیده شده است. تنها آرایشگر شاه میداس از راز گوشهای او باخبر بود. این آرایشگر با تهدید و ارعاب مجبور شده بود سوگند بخورد که هرگز این سر را فاش نسازد ، ولی این امر محال به نظر می آمد. این آرایشگر که از نگه داشتن این راز در دل خود بسیار خسته شده بود و دوست داشت این راز را نزد کسی افشا کند ، گودالی را در ساحل رودخانه حفر کرد و در آن گودال به نجوا گفت " میداس گوشهای الاغ دارد". دقیقا در همان محل ، تعدادی گیاه نی رویید ، و هر زمان که باد می وزید ، آن نی ها ترجیع وار این بند را به آواز می خواندند که " میداس گوشهای الاغ دارد". زمانی که شاه میداس از این امر مطلع شد که همگان به راز تغییر شکل گوشهای وی پی برده اند ، ابتدا دستور داد آرایشگر را بکشند و پس از آن با نوشیدن خون گاو نر به زندگی خود خاتمه داد. این داستان هشداری است برای همه انسانهای فناپذیر ، شاید ، که هرگز در امور مربوط به خدایان مداخله نکنند.

رابرت گریوز ، متخصص اساطیر یونان ، معنای محتمل دیگری را برای این داستان قائل است ، بالاخص در رابطه با رقابت موسیقی :

چیرگی آپولو بر مارسیاس و پان یادآور برتری فرهنگ یونان در منطقه فریگیه و آرکادیا است ، و این برتری نشان دهنده این است که در این مناطق جز در میان دهقانان ، سازهای بادی جای خود را به سازهای زهی داده بود.

Tomb of King Midas
مقبره شاه میداس
Dennis Jarvis (CC BY-SA)

شاه میداس حقیقی

شاه میداس فریگیه چهره ای آشنا در اساطیر یونان است ، ولی ممکن است شخصیت این شاه افسانه ای بر پایه حاکمی واقعی در اواخر قرن ۸ ق.م که در کتیبه های فریگی و منابع آشوری از وی به عنوان میتای مسختی ( حاکمیت بین سالهای ۷۳۸ تا حدود ۶۹۶ ق.م ) یاد شده است بنا شده باشد. فریگیه نام قلمرویی کهن واقع در منطقه آناطولی ( قرون ۱۲ تا ۷ ق.م ) بود ، و پس از نابودی آن ، کلمه فریگیه به سراسر منطقه جغرافیایی که زمانی در فلات غربی آسیای صغیر واقع گشته بود اطلاق می شد. شاهان فریگیه به واسطه زمین حاصلخیز آن منطقه ، موقعیت جعرافیایی آن که مابین جهان یونانی و جهان ایرانی واقع گشته بود ، و مهارت فلزکاران و سفالگران دولتی آن مرفه و ثروتمند بودند. تحقیقات باستان شناسی در منطقه گوردیوم ( گوردیون ) پایتخت فریگیه به کشف بقایای تاثیر گذار ولی اکنون از میان رفته کاخ ها ، دیوار های استحکامی ، و گورپشته ها نائل گشت. افسانه میداس ، بدین ترتیب ، ممکن است که به عنوان یک حکایت شفاهی که نشان دهنده ثروت و منابع طلای آن منطقه بود آغاز شده باشد ، که اوج آن در قرن ۹ ق.م بوده است. به دنبال سقوط فریگیه پس از جملات صیمری ها در قرن ۷ ق.م ، آن منطقه به ترتیب تحت سلطه لیدیایی ها ، ایرانیان ، سلوکیان ، و سپس رومیان در آمد.

اسکلتی کشف شده در گورپشته ای در حومه شهر گوردیوم به وسیله برخی محققان البته نه با اطمینان کامل به میتا نسبت داده شده است. باستان شناسان تا حدی بدون هیچ گونه خیال پردازی به این گور نام گورپشته MM را اطلاق کرده اند ، و آن دومین گورپشته بزرگ در منطقه آناطولی محسوب می شود. شاهی موسوم به میداس / میتا در ناحیه مقدس یونانی مآب دلفی قربانی ای را پیشکش خدایان کرده بود ، نخستین حاکم غیر یونانی که این عمل را انجام می داد. در نهایت ، بیان این نکته ضروری است که یقینا بر حسب تصادف و اتفاق نبود که شاه دیگری ، این بار کرزوس لیدیایی ( حاکمیت بین سالهای ۵۶۰ تا ۵۴۷ ق.م ) که به واسطه ثروت عظیمش دارای شهرت افسانه ای بود ، در حقیقت ، دقیقا در همان منطقه ای حاکم بود که میداس در افسانه ها آنجا فرمانروایی می کرد.

حذف آگهی ها
آگهی ها

پرسش و پاسخ

میداس قادر به انجام چه کاری بود ؟

شاه میداس قادر بود که هر چیزی را که لمس کند به طلای ناب مبدل سازد.

چه بر سر شاه میداس آمد ؟

شاه میداس از دیونیزوس رب النوع مشهور یونان این عطیه را دریافت کرد که با لمس اشیا آنان را به طلا تبدیل کند. میداس که از خوردن و نوشیدن ناتوان شده بود ، از دیونیزوس خواست که این قدرت از وی سلب شود. سپس میداس سبب رنجش خاطر آپولو گشت و آپولو گوشهای او را به گوشهای الاغ تبدیل کرد.

معنای مندرج در داستان میداس چیست ؟

داستان شاه میداس می تواند بازتاب دهنده رسوبات طلای عظیم یافته شده در رودخانه های فریگیه در منطقه آسیای صغیر باشد.

منابع

دانشنامه تاریخ جهانی یک همکار آمازون است و برای خرید کتاب واجد شرایط، کمیسیون کسب می کند.

دربارۀ مترجم

Arash Taheri
I am arash taheri. I live in Iran. History, art, literature and philosophy are my field of interests.

دربارۀ نویسنده

Mark Cartwright
مارک نویسنده‌ای تمام‌وقت، پژوهشگر، تاریخ‌دان، و ویراستار است. به مقوله‌هایی همچون هنر، معماری، و کشف ایده‌های مشترک بین همۀ تمدن‌ها علاقۀ خاصی دارد. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته فلسفه سیاسی بوده و سرپرست بخش انتشارات دانشنامۀ تاریخ باستان (WHE) است.

ارجاع به این مطلب

منبع نویسی به سبک اِی پی اِی

Cartwright, M. (2021, June 23). میداس [Midas]. (A. Taheri, مترجم). World History Encyclopedia. برگرفته از https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-969/

منبع نویسی به سبک شیکاگ

Cartwright, Mark. "میداس." ترجمه شده توسط Arash Taheri. World History Encyclopedia. تاریخ آخرین تغیی June 23, 2021. https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-969/.

منبع نویسی به سبک اِم اِل اِی

Cartwright, Mark. "میداس." ترجمه شده توسط Arash Taheri. World History Encyclopedia. World History Encyclopedia, 23 Jun 2021. پایگاه اینترنتی. 24 Apr 2024.