سیراکوز

Mark Cartwright
مترجم
منتشر شده در
Translations
چاپ PDF
The Western Mediterranean 264 BCE (by Jon Platek, CC BY-SA)
غرب مدیترانه ۲۶۴ پیش از میلاد Jon Platek (CC BY-SA)

سیراکوز شهری است در کرانۀ شرقی جزیرۀ سیسیل. این شهر در ابتدا یک مستعمره‌نشین یونانی بود که در سال ۷۳۴ پیش از میلاد به‌دست مردمانی اهل کُرینت بنا شد. سیراکوز در سدۀ پنجم پیش از میلاد با فرمانروایی گِلونوس خودکامه (Gelon) دورانی از رونق اقتصادی و توسعه را تجربه کرد، دو سال محاصرۀ سپاه آتن از ۴۱۵ تا ۴۱۳ پیش از میلاد را تاب آورد، و در سدۀ چهارم پیش از میلاد با فرمانروایی دیونیسیوس خودکامه بار دیگر به رونق و کامیابی رسید و مرکز حکومت بر بیشتر سیسیل و بخش‌های بزرگی از جنوب ایتالیا شد.

از مستعمره‌نشینی تا دموکراسی

مستعمره‌نشین سیراکوز در اصل از دل سکونتگاهی به‌وجود آمد که در جزیرۀ کوچک اُرتیگیا (Ortygia) ساخته شده بود. مستعمره‌سازان یونانی این نقطه را به‌خاطر لنگرگاه‌های طبیعی و چشمۀ بزرگ آب شیرین برای سکونت انتخاب کرده بودند، اما چیزی نگذشت که گروهی از آنها به خاک اصلی سیسیل رفتند و پس از ساخت سکونتگاهی جدید دو مستعمره‌نشین را با گذرگاهی دست‌ساز به هم متصل کردند. به‌نظر می‌رسد حکومت اشرافیت‌محور مستعمره‌نشین جدید سیراکوز در «دورۀ آرکائیک» (یا «کهن»، سده‌های هشتم تا پنجم پیش از میلاد) بسیار موفق عمل می‌کرده، چون چیزی نگذشت که سیراکوز خود مستعمره‌نشین‌های هِلُروس (Helorus)، آکرایی (Acrae)، کامارینا (Camarina)، و کاسمانایی (Casmanae) را بنا کرد. بقایای معبدهایی برای پرستش زئوس، آپولون، و آتنا نیز از سدۀ ششم پیش از میلاد به‌جا مانده است. در همین سده، شهر مستعمره‌نشین کارتاژ توسط مهاجران فُنیقی در شمال آفریقا (تونس کنونی) بنا شد، و رقابت بر سر تصرف کامل سیسیل بین یونانی‌ها و فُنیقی‌ها شکل گرفت.

پس از آن که هیپوکراتیس (Hippocrates)، فرمانروای خودکامۀ شهر گِلا (Gela)، سراسر بخش شرقی سیسیل را فتح کرد، احتمال برقراری دموکراسی در سیراکوز مطرح شد. اما هیپوکراتیس در همان زمان یعنی حدود ۴۹۱ پیش از میلاد درگذشت، و جای خود را به گِلونوس خودکامه داد. گِلونوس سیراکوز را به قلمرو خود اضافه کرد. سپس بزرگ‌ترین سپاه در سراسر یونان را گرد آورد و در سال ۴۸۰ پیش از میلاد کارتاژی‌ها را در نبرد هیمِرا (Himera) شکست داد. دوران طولانی صلح که پس از آن برقرار شد، برای سیراکوز دورانی طلایی بود، چون این شهر علاوه بر رونق اقتصادی به‌عنوان یک مرکز فرهنگی نیز آوازه‌ای پیدا کرد، و چهره‌های بزرگ جهان ادب مثل آیسخیلوس، سیمونیدیس اهل کیوس، و پیندار (پینداروس) همگی مدتی در این شهر به‌سر بردند. پس از درگذشت گِلونوس برادرش هیه‌رون (Hieron) به جای او نشست و در ادامۀ سیاست‌های توسعه‌طلبانۀ پیشین قلمرو فرمانروایی خود را تا شمال سیسیل و شهرهای تیخی (Tyche) و نئاپلیس (Neapolis) گسترش داد. از دیگر اقدام‌های او می‌توان به بازسازی معبد بزرگ آتنا اشاره کرد.

سیراکوز به‌عنوان یک مرکز فرهنگی آوازه‌ای پیدا کرد و چهره‌های بزرگ جهان ادبیات مثل آیسخیلوس، سیمونیدیس اهل کیوس، و پیندار همگی مدتی در این شهر به‌سر ‌بردند.

پس از درگذشت هیه‌رون، حکومت دموکراسی عاقبت در سیراکوز برقرار شد، هرچند که بهای این دموکراسی از دست رفتن سرزمین‌های فتح‌شده و زیر فرمان سیراکوز در سیسیل بود. در نظام سیاسی جدید، ادارۀ امور دولت-شهر سیراکوز، مثل همتای آتنی آن، برعهدۀ یک شورای مرکزی و مجمع همگانی بود که بازوی اجراییِ آن از سرداران منتخب سپاه یا استراتِگوس‌ها (stratēgoi) تشکیل می‌شد. میزان پایداری این دموکراسی نوپا دو بار در جنگ با آتن به چالش کشیده شد، یکی از ۴۲۷ تا ۴۲۴ پیش از میلاد و دیگری از ۴۱۵ تا ۴۱۳ پیش از میلاد. ولی سیراکوز در هردوی این جنگ‌ها پیروز میدان بود، و اصلاحات دیوکلیس (Diocles)، دولتمرد و قانونگذار سیراکوزی، پایه‌های دموکراتیک ساختار سیاسی را استوارتر کرد.

لشگرکشی به سیسیل

لشگرکشی معروف آتن به سیسیل در سال ۴۱۵ پیش از میلاد، که در جریان دومین جنگ پلوپونزی صورت گرفت، پیشنهاد آلکیبیادیس (Alcibiades)، سردار آتِنی، برای رسیدن به پیروزی بود، و یکی از خونین‌ترین درگیری‌های تاریخ یونان باستان را به دنبال داشت. بهانۀ این تهاجم، که به «لشگرکشی به سیسیل» معروف شد، درخواست کمکی بود که از اِگِستا (Egesta؛ یا سِگِستا)، یکی از دولت-شهرهای متحد آتن در سیسیل، رسیده بود. آتن و متحدانش برای کمک به این دولت-شهر ناوگانی عظیم شامل چیزی حدود ۱۳۴ کشتی تریریم تدارک دیدند، که ۵۱۰۰ سرباز پیاده‌نظام و ۴۸۰ کماندار را در خود جا داده بود. بدیهی است که کشتی‌ها مناسب ترابری سواره‌نظام نبودند، ولی آتنی‌ها به احتمال زیاد قصد داشتند بعد از رسیدن به سیسیل جنگجویان مناسب این کار را از بین نیروهای محلی به خدمت بگیرند. این نقشه به‌طرز نومیدکننده‌ای ناموفق ماند، و با این که بسیاری از دولت-شهرهای جزیره با آتن پیمان اتحاد داشتند، جنگجویان مقیم سیسیل در نهایت حاضر به همکاری با آتنی‌ها نشدند. به‌نظر می‌رسد سیراکوز نسبت به این بحران واکنشی نامطمئن و درهم برهم داشته؛ ولی سرانجام هم‌پیمانان یونانی این دولت-شهر، به‌ویژه اسپارت و کُرینت، با فرستادن نیروهای کمکی هستۀ محکمی از مقاومت در برابر تهاجم آتن را در سیراکوز شکل دادند.

سپاهیان آتن هرچند از این تحکیم قوا بی‌خبر نبودند، باز دل به دریا زدند و به سیراکوز حمله کردند. آنها با بنا کردن یک دیوارۀ ساحلی بندرگاه شهر را به تصرف خود درآوردند، اما نبود سواره‌نظام موجب شد این پیروزی ابتدایی به جایی نرسد. سیراکوزی‌ها همین که راه نفسی را باز دیدند به تحکیم باروهای دفاعی خود پرداختند. در همین حال نیروهای آتن سعی کردند با ساخت یک دیوار عظیم راه دسترسی شهر به بقیۀ جزیره را ببندند. چشم‌انداز سیراکوز تیره و تار بود، اما در همین زمان نیروی کمکی لازم به سرکردگی گیلیپّوس (Gylippus) که فرماندهی کارآزموده بود، از اسپارت رسید و روحیۀ مدافعان را احیا کرد. آنان بخش بزرگی از سال‌های ۴۱۴ و ۴۱۳ پیش از میلاد را صرف ساختن دیوارهای دفاعی‌ای کردند که راه دیوار آتنی‌ها را سد می‌کرد. آتنی‌ها در ۴۱۳ پیش از میلاد یک نبرد دریایی در نزدیکی بندر سیراکوز را بردند، ولی بهای این پیروزی باختنِ سه عدد از قلعه‌هایی که ساخته بودند به نیروهای گیلیپّوس بود. مدتی بعد در همان سال، سیراکوزی‌ها در یک نبرد دریایی کشتی‌های کوچک‌تر آتنی را در محدودۀ لنگرگاه گیر انداختند و با حربۀ شاخ‌زنی یعنی کوبیدن دماغۀ کشتی‌های بزرگ خود به آنها و درهم شکستن‌شان به پیروزی بزرگی دست یافتند. البته چیزی نگذشت که دموستِنیس (Demosthenes) با نیروی کمکی از آتن سر رسید و بی‌درنگ یک شبیخون جبرانی تدارک دید. اما آتنی‌ها از وضعیت جغرافیایی منطقه شناخت کافی نداشتند، و سپاه سیراکوز این بار یک پیروزی قاطع در برابر آنها به‌دست آورد. سومین و آخرین نبرد دریایی نیز به سود سیراکوز پایان یافت و هرگونه خواب و خیال بلندپروازانۀ آتنی‌ها برای ادامۀ درگیری را از بین برد. مردمان سیسیل در تلافی‌ای خشونت‌آمیز هزاران سرباز آتنی را کشته یا اسیر کردند و دو سردار بزرگ سپاه آتن، نیکیاس (Nicias) و دموستِنیس نیز اعدام شدند. بدین ترتیب سیراکوز از شر بزرگ‌ترین تهدیدگر استقلال خود خلاص شد و دورۀ طولانی دیگری از رونق و کامیابی را تجربه کرد، در حالی که آتن، هرچند ده سال دیگر نیز به جنگیدن ادامه داد، در نهایت «جنگ پلوپونزی» را به اسپارت باخت.

Syracuse Silver Decadrachm
دکادراخمای نقرۀ سیراکوز Mark Cartwright (CC BY-NC-SA)

خودکامه‌های سیراکوز

با به قدرت رسیدن دیونیسیوس یکم (حدود ۴۳۰ تا حدود ۳۶۷ پیش از میلاد) خودکامگی بار دیگر به‌عنوان نظام سیاسی در سیراکوز جایگزین دموکراسی شد. دیونیسیوس یکم در نخستین سال‌های فرمانروایی خود چهار بار تلاش کرد با به‌راه انداختن جنگ‌های بزرگ با کارتاژ فُنیقی‌ها را از سیسیل بیرون کند، اما از اوایل سدۀ چهارم پیش از میلاد بیشتر تلاش‌های او صرف آبادانی و عظمت سیراکوز می‌شد. به فرمان او دورتادور شهر دیوار دفاعی محکمی به درازای ۲۷ کیلومتر ساختند. در دورۀ او سیراکوز ‌توانست حاکمیتِ بیشتر مناطق جزیرۀ سیسیل و حتا بخش‌هایی از جنوب ایتالیا را به‌دست بیاورد. دیونیسیوس نه تنها به‌عنوان یک فرماندۀ نظامی توانا و سیاستمداری قدرتمند بلکه در مقام حامی هنر نیز آوازۀ بلندی داشت. او را ابداع‌کنندۀ چند تاکتیک نظامی هم دانسته‌اند که تا آن روز در هیچ نیروی نظامی یونانی‌ای به‌کار نرفته بود، از جمله سلاح سنگین، منجنیق، استحکامات ضدمحاصره، و کشتی‌هایی با پنج ردیف پاروزن معروف به کوینکویریم (quinquereme). هرچند او هرگز نتوانست به آرزوی بزرگ خود مبنی بر بیرون کردن کارتاژی‌ها (فُنیقی‌ها) از سیسیل جامۀ عمل بپوشاند، ولی در مقام یکی از بزرگ‌ترین فرماندهان نظامی در تاریخ به شهرتی ماندگار دست یافت.

دیونیسیوس یکم در حدود ۳۶۷ پیش از میلاد درگذشت و پسرش دیونیسیوس دوم جانشین او شد، که ده سالی بر سر کار بود و فرصت تعلیم گرفتن از افلاطون را نیز پیدا کرد، تا سرانجام در ۳۵۶ پیش از میلاد حکومتش به‌دست عموی ناتنی‌ و رایزن ارشدش، دیون (Dion)، سرنگون شد. پس از یک دوره ناآرامی و بی‌سروسامانی که سیراکوز را در سراشیبی سقوط قرار داد، فردی از اعضای اُلیگارشی کُرینت به‌نام تیمولئون (Timoleon) در ۳۴۴ پیش از میلاد حکومتی اُلیگارشی برقرار کرد که تا ۳۱۷ پیش از میلاد دوام داشت. در این سال آگاتوکلیس (Agathocles)، از فرماندهان سپاه تیمولئون، قدرت را به‌دست گرفت و در حدود ۳۰۵ پیش از میلاد پادشاهی خود بر سرتاسر سیسیل را اعلام کرد. او تا زمان درگذشت در ۲۸۹ پیش از میلاد در همین مقام بود. سال بعد، ۲۸۸ پیش از میلاد، پس از یک دوره آشفتگی و جنگ قدرت سرداری به‌نام هیکه‌توس (Hicetus؛ «هیکه‌تاس» هم نوشته‌اند) به مقام خودکامه رسید و به مدت یک دهه فرمانروایی کرد. در دورۀ او سیراکوز در جنگ بزرگ دیگری با کارتاژ شکست خورد. در ۲۷۹ پیش از میلاد حکومت هیکه‌توس با کودتای فرماندهان نظامی سرنگون شد. کارتاژ با استفاده از این فرصت سیراکوز را محاصره کرد، و سرداران سیراکوزی ناگزیر از پیروس (Pyrrhus) کمک خواستند، که با شکست دادن کارتاژی‌ها به فرمانروایی رسید. دوران کوتاه فرمانروایی او به مبارزه با کارتاژ گذشت، اما با ورود سپاه رُم (روم) به این عرصه و ناتوانی سیراکوز در برابر پیشروی‌ رُمی‌ها، پیروس در ۲۷۵ پیش از میلاد حکومت را رها کرد و به سرزمین خود، اِپیروس، بازگشت.

Archimedes Illustration
ترسیم ارشمیدس Dr. Manuel (CC BY-SA)

سیراکوز در دوره‌های هلنیستی و رُمی

پس از رفتن پیروس، سرداران سپاه او فردی از جمع خودشان را به پادشاهی انتخاب کردند. هیه‌رون دوم (فرمانروایی ۲۷۵ تا ۲۱۵ پیش از میلاد) بار دیگر رفاه و آبادانی را به سیراکوز برگرداند. بناهای تازه‌ای به فرمان او ساخته شدند، که از جملۀ آنها می‌توان به تئاتر عظیم سبک رُمی، یک رواق شکوهمند، و محرابی به درازای ۲۰۰ متر برای زئوس اِلِوتِریوس (Zeus Eleutherius) اشاره کرد. هیه‌رون دوم در ۲۱۵ پیش از میلاد درگذشت و نوۀ پانزده ساله‌اش، هیه‌رونیموس (Hieronymus)، جانشین او شد. اما آن زمان بحبوحۀ دومین «جنگ پونیک» بین رُم و کارتاژ بود، و خودکامۀ جوان زیر فشار اطرافیان به کارتاژ پیوست. هرچند او تنها پس از سیزده ماه فرمانروایی به قتل رسید، اما سپاه رُم در ۲۱۳ پیش از میلاد سیراکوز را به محاصره‌ای طولانی درآورد که تا ۲۱۲ پیش از میلاد ادامه یافت، و سرانجام شهر سیراکوز تسلیم نیروهای سردار رُمی، مارکوس کلائودیوس مارکِلّوس (Marcus Claudius Marcellus)، شد و هدف غارت سپاه او قرار گرفت. در این جریان، حتا سلاح‌هایی مثل «دست آهنین»، بازویی برای بلند کردن سربازان دشمن و پرت کردن آنها از ارتفاع زیاد، که فرزند نامدار شهر، ارشمیدس، اختراع کرده بود نیز نتوانستند جلوی فاجعه را بگیرند. خود ارشمیدس نیز در همین هنگام به‌دست یک سرباز رُمی کشته شد.

با این همه، شهر باستانی سیراکوز در زمان رُمی‌ها به پایتخت استان تبدیل شد، هرچند که همچنان کیویتاس دِکومانا (civitas decumana) به‌حساب می‌آمد و باید به رُم خراج می‌پرداخت. در سال ۲۱ پیش از میلاد امپراتور آگوستوس در سیسیل یک کُلُنیا (colonia) ایجاد کرد و فرمان داد برای زیباسازی سیراکوز یک میدان جدید و یک تاق پیروزی بسازند و شهر را با آبگذر و آمفی‌تئاتر رُمی تجهیز کنند. بدین ترتیب سیراکوز تا سدۀ سوم میلادی اهمیت خود را حفظ کرد، و مقبره‌های زیرزمینی شکوهمند آن گواه ثروت و رونق شهر در قرون وسطا هستند. سیراکوز در سال ۸۷۸ میلادی به تصرف سپاه مسلمانان درآمد، و بدین ترتیب نشانه‌های فرهنگ عربی-اسلامی نیز به بقایای دو فرهنگ باستانی یونانی و رُمی در این شهر اضافه شدند.

حذف آگهی ها
آگهی ها

دربارۀ مترجم

Nathalie Choubineh
ناتالی چوبینه مترجم و پژوهشگر مستقل رقص در جهان باستان با گرایش یونان و خاور نزدیک باستان است. او آثاری در زمینۀ رقص باستان، قوم‌موسیقی‌شناسی، و ادبیات منتشر کرده، و عاشق یادگیری و انتقال آموخته‌ها است.

دربارۀ نویسنده

Mark Cartwright
مارک نویسنده‌ای تمام‌وقت، پژوهشگر، تاریخ‌دان، و ویراستار است. به مقوله‌هایی همچون هنر، معماری، و کشف ایده‌های مشترک بین همۀ تمدن‌ها علاقۀ خاصی دارد. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته فلسفه سیاسی بوده و سرپرست بخش انتشارات دانشنامۀ تاریخ باستان (WHE) است.

ارجاع به این مطلب

منبع نویسی به سبک اِی پی اِی

Cartwright, M. (2026, January 16). سیراکوز. (N. Choubineh, مترجم). World History Encyclopedia. https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-219/

منبع نویسی به روش شیکاگو

Cartwright, Mark. "سیراکوز." ترجمه از Nathalie Choubineh. World History Encyclopedia, January 16, 2026. https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-219/.

منبع نویسی به روش اِم اِل اِی

Cartwright, Mark. "سیراکوز." ترجمه از Nathalie Choubineh. World History Encyclopedia, 16 Jan 2026, https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-219/.

حذف آگهی ها