خودکامه‌های یونان

Donald L. Wasson
مترجم
منتشر شده در
Translations
چاپ PDF

خودکامه‌ها (تیرانوس‌ها) در یونان باستان فرمانروایانی دارای قدرت مطلق بودند. پیش از پیدایش دموکراسی، نظام سیاسی خودکامگی در تمام دولت-شهرهای خاک اصلی یونان و جزیره‌های سیسیل و سامُس برقرار بود. بیشتر کارشناسان تاریخ عقیده دارند «عصر بزرگ خودکامگی در یونان» از ۷۵۰ تا ۵۰۰ میلادی ادامه داشته و با برافتادن حکومت هیپّیاس بر آتن خاتمه یافته است؛ اما در مقابل عده‌ای این دوره را تا سدۀ چهارم پیش از میلاد همچنان پایدار می‌بینند و فرمانروایی استبدادی کاساندر در مقدونیه و حکومت‌های دیونیسیوس یکم و دیونیسیوس دوم در سیراکوز را نیز بخشی از آن به حساب می‌آورند.

Greek Ruler
فرمانروای یونانی The Creative Assembly (Copyright)

ماهیت خودکامگی

کلمۀ «خودکامه» امروزه به‌طور حتم دارای بار منفی است. یک فرمانروای خودکامه با قبضه کردن قدرت در حقیقت خود را خارج از حیطۀ قانون نگه می‌دارد تا بدین ترتیب هرگز مجبور نباشد درمورد کرده‌های خود، چه خوب و چه بد، و رفتاری که با مردمش دارد حساب پس بدهد. جان لاک، فیلسوف انگلیسی قرن هفدهم، در مقالۀ خود در باب «دولت متمدن» می‌نویسد: «خودکامگی اعمال قدرت ورای حق [و ناحق] است... آنجا که قانون پایان می‌یابد، خودکامگی آغاز می‌شود.» (۷۱)

دولت سرکوبگر یک خودکامه می‌توانست برای مردم مایۀ خیر هم باشد و حتا ثبات اجتماعی را بالا ببرد.

با این حال، در یونان باستان خودکامگی هنوز معنای نامطلوبی پیدا نکرده بود، چون فرمانروایان خودکامه لزومن خشن‌تر از دیگر همتایان خود نبودند. برعکس، بسیاری از آنها مردانی خردمند و میانه‌رو دانسته می‌شدند. نخستین خودکامگان یونانی، که از طبقۀ نخبگان بودند، به این دلیل قدرت را در دست می‌گرفتند که جلوی سلطۀ اُلیگارشی یا حکومت اقلیت را بگیرند. دولت سرکوبگر یک خودکامه می‌توانست برای مردم مایۀ خیر هم باشد و حتا ثبات اجتماعی را بالا ببرد. برخی از خودکامگان، مثل کیپسلوس (Cypselus) و پسرش پِریاندِر (Periander) که فرمانروایان کُرینت بودند، مرزهای دولت-شهر خود را تا حد یک امپراتوری گسترش دادند، با ساخت معبدها و بندرها در راستای آبادانی سرزمین خود تلاش کردند، و با در نظر داشتن منافع مردم هم قدرت و هم محبوبیت خود را حفظ کردند.

با این حال خودکامه‌ها هر دستاوردی – خوب یا بد – که داشتند، در بسیاری موارد برای تصاحب قدرت به زور یا تهدید متوسل می‌شدند. کلیستِنیس، خودکامۀ آتن، و کیپسلوس، خودکامۀ کُرینت، دو نمونۀ برجسته در این رابطه هستند که هردو از راه کودتا به قدرت رسیدند. البته با گذشت زمان نظام خودکامگی برافتاد و جای خود را به دولتی کمتر سرکوبگر سپرد. زورمداری دولت‌های خودکامه باعث شد افراد در برابر ستمگری فرمانروا سر به شورش بردارند تا او را برکنار ‌کنند و ادارۀ امور را به رهبرانی دموکراتیک بسپارند.

خودکامه‌های کُرینت

سده‌های هفتم و ششم پیش از میلاد شاهد حکومت تعدادی خودکامه بر دو شهر بزرگ کُرینت و آتن بودند. برجسته‌ترین خودکامگان کُرینت عبارت بودند از کیپسلوس (حدود ۶۵۷ تا ۶۲۷ پیش از میلاد) و پسرش پریاندر (۶۲۷ تا ۵۸۷ پیش از میلاد). کیپسلوس با پشتیبانی نخبگان ثروتمند کُرینت موفق شد حکومت اُلیگارشی خاندان اشرافی باکخوسی‌ها یا باکخیاد (Bacchiadae) را، که خاندان مادری خودش هم بودند، سرنگون کند. فرمانروایی او در مقام خودکامه یکی از درخشان‌ترین و پایدارترین این گونه حکومت‌ها در یونان باستان بود.

با این حال، کیپسلوس نزدیک بود مدت‌ها پیش از رسیدن به چنین مقامی کشته شود. به نوشتۀ هرودُت، وقتی کیپسلوس به‌دنیا آمد، سروش دلفی پیشگویی کرد کُرینت بدفرجام خواهد بود اگر کودک نوزاد (کیپسلوس) به بزرگسالی برسد. بنا به نظر پیشگو سرنوشت او این بود که خودکامه شود. بنابراین، خاندان حاکم بر کُرینت یعنی باکخوسی‌ها تصمیم گرفتند کودک نوزاد را به قتل برسانند؛ بدبختانه برای آنها ولی خوشبختانه برای کیپسلوس، مادر او از قصد آنان خبردار شد و فرزند خود را در یک صندوق (کیپسلوس، ریشۀ یونانی کلمۀ «کپسول») مخفی کرد. بدین ترتیب پیشگویی تحقق یافت. هرودُت می‌نویسد که کیپسلوس پس از رسیدن به قدرت بسیاری از مردمان کُرینت را به تبعید فرستاد، «بسیاری دیگر را از دارایی‌هاشان محروم کرد، اما بیشترین تعداد تا امروز از زندگی محروم شدند» (تواریخ، کتاب ۵، فراز ۹۲). کیپسلوس با این که فرمانروایی خشن بود، و برخلاف پسرش، هرگز از محافظ شخصی استفاده نمی‌کرد. حکومت او هم مثل سایر خودکامگان جنبه‌های مثبتی برای شهر کُرینت به همراه داشت: او در دلفی خزانه‌ای بنا کرد و با تقویت نیروی دریایی به بنا کردن مستعمره‌نشین‌هایی در شمال غرب یونان پرداخت. از دیگر دستاوردهایی که به او نسبت داده شده تقسیم‌بندی جامعۀ کُرینت بر مبنای نظام قبیله‌یی است.

Periander
پِریاندِر Jastrow (Public Domain)

پریاندر در سال ۶۲۷ پیش از میلاد جانشین پدر شد، و بسیاری او را مثل همۀ خودکامه‌ها فرمانروایی سرکوبگر می‌دانند. اما هرودُت می‌نویسد که او «به نسبت پدرش بی‌تردید فرمانروای مهربان‌تری بود اما وقتی در تماس با تراسیبولوس، خودکامۀ میلِتوس، قرار گرفت، گرایش خونریزی در او چنان رشد کرد که کیپسلوس هرگز به خواب هم نمی‌دید» (کتاب ۵، فراز ۹۲). خودکامۀ میلتوس پریاندر جوان را ترغیب کرد که مردان برجستۀ کُرینت را از بین ببرد. «در آن هنگام بود که او هر گونه بدی را در حق شهروندان روا داشت... پریاندر همۀ کارهایی را که کیپسلوس در کشتن و تبعید کردن کُرینتی‌ها نکرده گذاشته بود، به انجام رساند» (همان). پریاندر حتا همسر خود را نیز به کشتن داد.

در مقابل، برنامه‌های ساخت و سازی که به فرمان پِریاندر انجام شدند ستایش بسیاری جلب کردند. یکی از این برنامه‌ها ایجاد یک بندرگاه پیشرفته و صنعتی بود. پِریاندِر با زندگی تجملی و برده‌داری سرسختانه مخالفت می‌کرد. او پسر خود لیکوفرون (Lycophron) را در نوجوانی خودکامۀ کُرکیرا (کُرفو) کرد، مستعمره‌نشین پُتیدایا (Potidaea) را در نقطۀ مهمی از مسیرهای تجارت دریایی در دریای اژه بنا نهاد، و با حمله به دولت-شهر کوچک اِپیدائوروس (Epidaurus) و اسیر کردن خودکامۀ آن، پروکلیس (Procles)، که پدرزنش هم بود، آوازۀ جنگاوری خود را گسترش داد. پِریاندِر پیش از درگذشت خود در ۵۸۷ پیش از میلاد پسرش لیکوفرون را به جانشینی خود تعیین کرد. اما لیکوفرون پیش از آن که بتواند کُرکیرا را به مقصد کُرینت ترک کند، کشته شد. جانشین پِریاندر برادرزاده‌اش پسامِتیخوس (Psammetichus) بود، که آخرین فرمانروای خودکامۀ خاندان کیپسلوس از کار درآمد. به نوشتۀ هرودُت، پیشگوی دلفی دربارۀ فرجام کار این خاندان به کیپسلوس گفته بود: «او [کیپسلوس] و پسرانش کامیاب خواهند شد، اما پسر پسران او دیگر نه.» (هرودت، ۴۰۸)

خودکامه‌های آتن

نخستین قانون اساسی آتن که می‌شناسیم، چون به‌صورت نوشتاری ثبت شده، مجموعه قوانین دراکو (حدود ۶۲۱ پیش از میلاد) است. قوانینی که دراکو، خودکامۀ وقت آتن، تدوین کرد و به اجرا گذاشت بسیار خشک و سختگیرانه بودند، چنان که در آنها حتا برای جرم‌های کوچکی مثل دزدی میوه و سبزی هم مجازات‌های سختی در نظر گرفته شده بود. اما وقتی بسیاری از این جرم‌های کوچک مجازات مرگ به‌همراه داشتند، طبعن برای جرم‌های بزرگ‌تری مثل سرقت خزانۀ معبد یا قتل نفس کیفر سخت‌تری باقی نمی‌ماند. آوازۀ خشن بودن قوانین دراکو چنان بالا گرفت که سرانجام او را متهم کردند که آنها را با خون نوشته است. تا امروز نیز اصطلاح «دراکویی» در بسیاری فرهنگ‌ها طنینی معادل «حکومت ضحاک» در فرهنگ ایرانی دارد. این قوانین بعدها تا حد زیادی توسط سولون (Solon) لغو و اصلاح شدند، و فقط قانون‌های مربوط به قتل نفس به قوت خود باقی ماندند.

Solon
سولون Kpjas (Public Domain)

سولون (حدود ۶۴۰ تا حدود ۵۶۰ پیش از میلاد) آرخُن آتن بود که علاوه بر کار سیاست، شعر هم می‌نوشت، و معروف بود که علاقه‌ای به در دست داشتن قدرت مطلق ندارد. هرودُت او را از فرزانگان روزگار و قانونگذاری خردمند معرفی می‌کند. بسیاری از اصلاحات سولون از همان ابتدا بی‌نهایت سودمند دانسته شدند، به همین خاطر این اختیار به او داده شد که کل قانون اساسی آتن را مورد بازنگری قرار دهد. یکی از نخستین اصلاح‌های بنیانی سولون که موجب دگرگونی ساختار اجتماعی آتن شد و راه را برای ظهور دموکراسی هموار کرد، تقسیم مردم به چهار ردۀ اجتماعی متمایز بود:

  • پنتاکوسویی‌مِدیمنوس‌ها (pentakosoimedimnoi)
  • هیپّیوس‌ها (hippeis)
  • زیوگیتاها (zeugitai)
  • تیتیس‌ها (thetes)

این رده‌بندی اجتماعی مبنای حقوق سیاسی همۀ شهروندان را تشکیل می‌داد. مجموعه قوانین جدید سولون در نهایت جانشین قوانین دراکو شد. سولون سامانۀ قضایی جدیدی نیز وضع کرد که در آن هر شهروند می‌توانست دعوا و شکایت خود را در یک دادگاه مطرح کند. پلوتارک (۵۰/۴۵ تا حدود ۱۲۵/۱۲۰ پیش از میلاد) می‌نویسد که سولون قوانین خود را طوری طرح‌ریزی کرده بود که به همشهریان آتنی خود ثابت کند صداقت و راستی در همه حال بهتر از جرم و جنایت است. ثروتمندان قبولش داشتند چون خودش از ثروتمندان بود و فقرا او را از خود می‌دانستند چون هرگز از مردم فاصله نمی‌گرفت. پلوتارک از او نقل کرده که «خودکامگی شاید نقطۀ کامروایی باشد، اما راه برگشت ندارد» (۵۸). چنین نگرشی، از دید پلوتارک، اوقات خیلی‌ها را تلخ کرد. با این حال، پلوتارک در ادامه می‌نویسد:

...مخالفت او با خودکامگی به این معنا نبود که خودش در ادارۀ امور همواره نرمش به‌خرج می‌دهد، یا خاکسارانه جلوی آدم‌های بانفوذ سر خم می‌کند یا قانون را طوری به اجرا می‌گذارد که خوشایند کسانی که به او رأی داده‌اند باشد. (پلوتارک، ۵۸)

سولون ده سال از کار دولتی در آتن مرخصی گرفت تا به سیر و سفر بپردازد و امید داشت که مردم آتن در نبود او پایبند قوانینی که وضع کرده باقی بمانند. اما چیزی از رفتن او نگذشته بود که سه فرقۀ مخالف شکل گرفتند: یکی به رهبری لیکورگوس (دولتمرد آتنی، با لیکورگوس قانونگذار افسانه‌یی اسپارت اشتباه نشود)؛ دیگری به رهبری مگاکلیس (Megacles)؛ و سومی به رهبری پیسیستراتوس (Peisistratus). فرقۀ پیسیستراتوس (حدود ۶۰۰ تا ۵۲۷ پیش از میلاد) سرانجام رقیبان را از میدان به‌در کرد و قدرت را در دست گرفت. اما پیسیستراتوس پس از رسیدن به قدرت سولون را مشاور خود قرار داد. او طی ۵۶ سال فرمانروایی در مقام خودکامه، همواره به نیکخواهی و قانون‌مداری شهره بود.

پیسیستراتوس دو پسر داشت: هیپّارخوس (Hipparchus) و هیپّیاس (Hippias). این دو پسر پس از پدر فرمانروایی آتن را به‌طور مشترک برعهده گرفتند. اما هیپّارخوس در سال ۵۱۴ به‌دست هارمُدیوس (Harmodius) و آریستوگیتُن (Aristogeiton) ترور شد. هرودُت می‌نویسد که هیپّارخوس جوان پیش از آن روز مرگ خود را در خواب دیده اما بعد از مشورت با خوابگذاران به آن بی‌اعتنا شده بود. در هر صورت، رویا به حقیقت پیوست. اما هیپّیاس، که تا آن زمان فرمانروایی بسیار نرمخو دانسته می‌شد، پس از مرگ برادر بنای تلخی و تندی را با مردم آتن گذاشت و مفهوم خودکامگی را به صورتی که امروز می‌شناسیم درآورد. مردم آتن از پادشاه وقت اسپارت، کلیومِنیس یکم (Cleomenes)، کمک خواستند و او در ۵۱۰ پیش از میلاد حکومت هیپّیاس را سرنگون کرد. هیپّیاس و خانواده‌اش به سیگیون، شهری در شمال غرب آناتولی، گریختند و در نهایت به دربار داریوش یکم هخامنشی (فرمانروایی ۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد) پناهنده شدند و در نبرد ماراتن در کنار ایرانیان جنگیدند.

Statue Group of Harmodius & Aristogeiton
تندیس گروهیِ هارمُدیوس و آریستوگیتُن Miguel Hermoso Cuesta (CC BY-SA)

در کشمکش قدرتی که پس از براندازی حکومت هیپّیاس در آتن درگرفت، کلیستِنیس (تولد حدود ۵۷۰ پیش از میلاد)، که در دوران حکومت هیپّیاس مقام آرخُن را داشت، به قدرت رسید و دور جدیدی از اصلاحات را به اجرا گذاشت. نخستین اصلاح کلیدی او سازماندهی بدنۀ شهروندی آتن به گونه‌ای بود که راه‌ بر شبکه‌های قدیمی اعمال نفوذ بسته شود. از حدود ۵۰۰ پیش از میلاد به بعد، نظام جدید به بسیاری از شهروندان بالغ مرد امکان می‌داد در امور دولتی مربوط به ادارۀ دولت-شهر خود سهیم باشند. به این ترتیب، کلیستنیس از دید اغلب پژوهشگران بنیانگذار دموکراسی آتنی شمرده می‌شود، هرچند عدۀ دیگری سولون را پدر دموکراسی معرفی می‌کنند. شماری از اصلاحات کلیستنیس بسیار اثرگذار و بلندپروازانه بودند، اما هنوز نیم قرن دیگر مانده بود تا قانون اساسی آتن یکسر به قالب دموکراتیک دربیاید. به نوشتۀ هرودُت، «هرچند آتن پیش از آن نیز شهری باعظمت بود، پس از خلاص شدن از دست خودکامگانش به عظمتی بیش از پیش دست یافت.» (۳۹۵)

جمع‌بندی

در مجموع، بسیاری از منابع باقی مانده از یونان باستان خودکامگی را امری تأسف‌بار اما ضروری برای رسیدن به دموکراسی معرفی می‌کنند. با این حال، افلاطون (۴۲۸/۴۲۷ تا ۳۴۸/۳۴۷ پیش از میلاد) در رسالۀ جمهور می‌نویسد که خودکامگی در اصل از دموکراسی سرچشمه می‌گیرد، چرا که «میل افراطی به آزادی که بر هرچیز دیگری بچربد همان چیزی است که دموکراسی را ریشه‌کن می‌کند و به تمنا برای خودکامگی دامن می‌زند» (۲۹۹). ارسطو (۳۸۴ تا ۳۲۲ پیش از میلاد) عقیده داشت که بهترین قالب‌های حکومت عبارت اند از تک‌سالاری (پادشاهی)، اشراف‌سالاری (آریستوکراسی)، و جمهوری مشروطه. اما هر یک از این قالب‌ها وقتی رو به انحطاط می‌روند به ترتیب به خودکامگی، اُلیگارشی، و دموکراسی تبدیل می‌شوند.

حذف آگهی ها
آگهی ها

دربارۀ مترجم

Nathalie Choubineh
ناتالی چوبینه مترجم و پژوهشگر مستقل رقص در جهان باستان با گرایش یونان و خاور نزدیک باستان است. او آثاری در زمینۀ رقص باستان، قوم‌موسیقی‌شناسی، و ادبیات منتشر کرده، و عاشق یادگیری و انتقال آموخته‌ها است.

دربارۀ نویسنده

Donald L. Wasson
دانلد در کالج لینکلن (نرمال، ایلی‌نوی) تاریخ باستان، قرون وسطا، و آمریکا تدریس می‌کند و همواره، از زمانی که با چهرۀ تاریخی اسکندر کبیر آشنا شد، دانشجوی تاریخ بوده و هست. او اشتیاق زیادی دارد دانش خود را به دانشجویانش هم انتقال بدهد.

ارجاع به این مطلب

منبع نویسی به سبک اِی پی اِی

Wasson, D. L. (2026, January 05). خودکامه‌های یونان. (N. Choubineh, مترجم). World History Encyclopedia. https://www.worldhistory.org/trans/fa/2-2117/

منبع نویسی به روش شیکاگو

Wasson, Donald L.. "خودکامه‌های یونان." ترجمه از Nathalie Choubineh. World History Encyclopedia, January 05, 2026. https://www.worldhistory.org/trans/fa/2-2117/.

منبع نویسی به روش اِم اِل اِی

Wasson, Donald L.. "خودکامه‌های یونان." ترجمه از Nathalie Choubineh. World History Encyclopedia, 05 Jan 2026, https://www.worldhistory.org/trans/fa/2-2117/.

حذف آگهی ها