---
title: آسور: برترین ایزد آشوریان باستان
author: Joshua J. Mark
translator: Nathalie Choubineh
source: https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-269/
format: machine-readable-alternate
license: Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike (https://creativecommons.org/licenses/by-nc-sa/4.0/)
updated: 2026-08-06
---

# آسور: برترین ایزد آشوریان باستان

نوشتهٔ [Joshua J. Mark](https://www.worldhistory.org/user/JPryst/)_
ترجمه‌شده توسط [Nathalie Choubineh](https://www.worldhistory.org/user/nathalie.choubineh)_

آسور (که به آشور و آنشار نیز معروف است) ایزد بزرگ آشوری‌های باستان است. او در آغاز فقط ایزد محلی شهر آشور بود، اما با افزایش اهمیت این شهر او نیز به مقام پادشاه ایزدان آشوری ارتقا یافت. صفت‌های آسور تا حد زیادی از ایزدان قدیمی‌تر [سومر](https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-114/)ی و بابِلی گرفته شده بود، و به همین خاطر او در نهایت هم ایزد جنگ شد، هم ایزد دانایی، عدالت، کشاورزی، پادشاهی، و بسیاری چیزهای دیگر.

امپراتوری آشوری، مثل امپراتوری رُم باستان (روم)، استعداد زیادی در گرته‌برداری از فرهنگ‌های دیگر داشت. این گرایش آشوری‌ها نمود آشکاری در تجسم بخشیدن آنها به چهرۀ آسور دارد، که شخصیت‌ و ویژگی‌های خود را از ایزدان سومری و بابِلی گرفته است. تبار آسور و ساختار خانوادگی او از روی آنو و اِنلیل، ایزدان سومری، و مردوک، ایزد بابِلی، الگوبرداری شده است: همسر آسور نین‌لیل (همسر اِنلیل) است و پسرش نَبو (پسر مردوک). آسور، برخلاف ایزدان سومری و بابِلی، هیچ سرگذشت اساطیری [منس](https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-10623/)وب به خود ندارد، و افسانه‌های مربوط به او همگی از روی اسطوره‌های مربوط به ایزدان دیگر برداشت شده تا چهره‌ای الاهی از او بسازند که شایستۀ بیشترین پرستش باشد. از همین رو، کیش پرستش او شباهت زیادی به یکتاپرستی دارد. جرمی بلَک، پژوهشگر تاریخ [میان‌رودان](https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-34/)، می‌نویسد:

> آسور باوجود همۀ گرایش‌ها (یا شاید به‌خاطر آنها) نسبت به انتقال صفت‌ها و اسطوره‌های ایزدان دیگر به او، ایزدی نامتمایز باقی مانده که نه شخصیت مشخصی دارد نه سنت (یا شمایل‌شناسی)ای که خاص خود او باشد. (۳۸)

آسور ایزد نگهدار پادشاهی آشوری بود، اما قدرتش از هیچ لحاظ از قدرت مردوک بابِلی فراتر نمی‌رفت. پادشاهان آشور کاهن بزرگ آسور نیز محسوب می‌شدند، و تمام کسانی که در معبد او در آشور و جاهای دیگر خدمت می‌کردند کاهنان و دین‌یاران فرودست آنها بودند. پادشاهان آشوری اغلب برای بزرگداشت این ایزد نامی برای خود برمی‌گزیدند که نام او (آشور) نیز در آن به‌کار رفته باشد: آشوربانی‌پال، آشورنصیرپال یکم، آشورنصیرپال دوم، و دیگران.

پرستش آسور در کنار دیگر ایزدان میان‌رودانی در سرتاسر قلمرو امپراتوری آشوری رواج داشت. کاهنان از تندیس بزرگ این ایزد در معبد نگهداری می‌کردند و وظایف مربوط به آن را انجام می‌دادند. پرستشگاه‌های آسور جمعیت زیادی را برای به‌جا آوردن آیین‌های عبادی خصوصی نیایش یا طلب یاری جذب خود می‌کردند، با این حال امروزه هیچ آیین خاصی را نمی‌توان با اطمینان مختص عبادت این ایزد دانست.

شمایل‌نگاری آشور در بیشتر موارد از روی آنو، ایزد سومری آسمان، اقتباس می‌شد. او را در قالب یک تاج یا تاجی روی یک تخت شاهی ترسیم می‌کردند. اما بازنمایی او به‌شکل یک ایزد جنگجو با کلاهخود شاخ‌دار که کمان و تیردانی همراه دارد نیز رایج بود.

آسور در برخی بازنمودها دامن کوتاهی از پَر به‌تن دارد، و گاهی نگارۀ او را داخل یک قرص بالدار ترسیم می‌کردند (هرچند که چند و چون ارتباط آسور با قرص خورشید از جانب برخی پژوهشگران، از جمله جرمی بلَک، به چالش کشیده شده است). آسور را گاه ایستاده روی یک مار-اژدها هم نشان می‌دادند، که این ترکیب تصویری از مردوک بابِلی، و ایزدان دیگر، اقتباس شده بود.

### خاستگاه‌های نخستینی

نخستین گواه مطمئن پرستش آسور در تاریخ میان‌رودان به «دورۀ سوم اور» (حدود ۲۱۱۲ تا حدود ۲۰۰۴ پیش از میلاد) برمی‌گردد. آسور در حدود ۱۹۰۰ پیش از میلاد عنوان ایزد نگهدار شهر آشور را گرفت و نام خود را به قوم آشوری (آسوری) داد. او در مقام ایزد تجسم‌بخش شهر آشور مدام صفت‌های بیشتری را از ایزدان محلی و احتمالن کشاورزی مال خود می‌کرد.

مصرشناس انگلیسی، ارنست آلفرد والیس باج، روند تکامل ایزدان را از روح و شبح تا ایزدان محلی تا ایزدان برتر چنین توصیف می‌کند:

> قدیمی‌ترین این گونه ارواح «روحِ خانه» یا ایزد خانوادگی بود. با جمع شدن خانواده‌ها دور یکدیگر و تشکیل جمعیت‌های روستایی، مفهوم «روح روستا» نیز شکل گرفت که بعدها به «ایزدِ حامی یا نگهدار شهر» و «ایزد نگهدار کشور» تبدیل شد.
> هر یک از چهار عنصر خاک، هوا، آتش، و آب نیز روح یا «ایزد» خاص خود را داشتند، همچنین زلزله، آذرخش، تندر، باران، توفان، و توفان شن، و البته گیاهان، درختان، و حیوانات نیز دارای روح یا «ایزد» جداگانه بودند.
> با گذشت زمان، انسان‌ها برخی روح‌ها را قدرتمندتر از بقیه دانستند و برای آنها ارزش و اعتبار پرستشیِ ویژه قائل شدند.
> (۸۱ تا ۸۲)

بر مبنای همین روند بود که آسور از ایزدی با خاستگاه محلی در حوالی شهر آشور به‌تدریج به تجسم مردمان آشوری و نمایندۀ هویت قومی آنها بدل شد. تاریخچۀ شهر او بازتاب‌دهندۀ سرگذشت همین پیشرفت است، چون شهر آشور نیز ابتدا فقط یک مرکز کوچک داد و ستد در محل زندگی جمعیتی قدیمی‌تر بود که سارگُن اکدی (سارگُن بزرگ، فرمانروایی ۲۳۳۴ تا ۲۲۷۹ پیش از میلاد) آن را به‌وجود آورده بود، اما این شهر کوچک با گذشت زمان و در نتیجۀ داد و ستد با آناتولی و دیگر سرزمین‌های میان‌رودانی به رونق و شکوفایی رسیده بود، چنان که در نهایت پادشاه آشوری، شمشی اَدَد یکم (۱۸۱۳ تا ۱۷۹۱ پیش از میلاد) آن را پایتخت امپراتوری آشوری قرار داد.

[ ![Map of Tthe Ancient Near East c. 1700 BCE](https://www.worldhistory.org/img/r/p/750x750/15146.png?v=1779645545-1767338793) نقشۀ خاور نزدیک باستان در حدود ۱۷۰۰ پیش از میلاد Simeon Netchev (CC BY-NC-ND) ](https://www.worldhistory.org/image/15146/map-of-tthe-ancient-near-east-c-1700-bce/ "Map of Tthe Ancient Near East c. 1700 BCE")شَمشی اَدَد یکم عموری‌ها را به نام آسور از منطقه بیرون راند و مرزهای قلمرو خود را تثبیت کرد، اما چیزی نگذشت که از پادشاه عموری، [حمورابی](https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-150/)ِ بابِل (فرمانروایی ۱۷۹۲ تا ۱۷۵۰ پیش از میلاد)، شکست خورد و قدرت را به او واگذار کرد. پس از سلطۀ حمورابی بر منطقه پرستش آسور به شهر آشور و حوالی آن محدود شد، و مردوک بابِلی مقام ایزد برتر را از آنِ خود کرد. اسطورۀ بابِلی اِنوما اِلیش نیز روایت رسمی پیدایش جهان و به‌دنیا آمدن ایزدان و آدمیان قلمداد شد.

### رسیدن به قدرت

پس از مرگ حمورابی قلمرو زیر فرمان او دچار آشوب و هرج و مرج شد، و گروه‌های مختلفی برای به‌دست گرفتن قدرت وارد میدان شدند که هرکدام ایزد نگهدار خود را برتر از همه می‌دانستند. [میتانّی](https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-845/)‌ها و [هیتّی‌ها](https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-163/) هرکدام در دوره‌ای شهر آشور و مناطق سکونت آشوری‌ها را به‌عنوان خراجگزار زیر فرمان داشتند. سرانجام پادشاه آشوری، اَدَد نیراری یکم (فرمانروایی ۱۳۰۷ تا ۱۲۷۵ پیش از میلاد)، موفق شد آنها را شکست دهد و بخش بزرگی از سرزمین میان‌رودان را در قالب یک امپراتوری متحد کند.

او آسور را بابت این پیروزی بزرگ پادشاه ایزدان اعلام کرد، اما درمورد این ایزد هیچ اسطوره‌ای نوشته نشده بود که مایۀ افتخار شاه و ملت باشد. جرمی بلَک در این باره توضیح می‌دهد:

> در نهایت، با گسترش قلمرو آشوری و افزایش تماس‌های فرهنگی با جنوب میان‌رودان، گرایش به همسان‌سازی آسور با برخی ایزدان مهم سومری و بابِلی شکل گرفت.
> روند تلاش برای همسان‌سازی آشور با اِنلیل سومِری را می‌توان از حدود ۱۳۰۰ پیش از میلاد دنبال کرد. هدف از در پیش گرفتن این رویه به احتمال زیاد این بوده که آسور را به مقام سرور همۀ ایزدان برسانند... سپس، در زمان فرمانروایی سارگُن دوم آشوری (فرمانروایی ۷۲۲ تا ۷۰۵ پیش از میلاد)، گرایش این بود که آسور را همان آنشار، پدر آنو در حماسۀ بابِلی آفرینش، بدانند.
> بدین ترتیب روند فراهم کردن یک پیشینۀ ایزدیِ دیرین برای آسور منجر به معرفی او به‌عنوان موجودی ازلی و در پیوند با آفرینش جهان شد.
> (۳۷ تا ۳۸)

از دورۀ اَدَد نیراری یکم تا زمان سارگُن دوم اهمیت آسور روزبه‌روز افزایش می‌یافت. او (با نام آنشار) در اِنوما اِلیش به جای مردوک در مقام قهرمان داستان نشست. تیگلات-پیلسر یکم (فرمانروایی ۱۱۱۵ تا ۱۰۷۶ پیش از میلاد) همواره آسور را خدای امپراتوری و قدرت و قوت سپاه و هدایت‌کنندۀ آن به‌سوی پیروزی می‌خواند، و حتا قوانین حاکم بر امپراتوری را اِعطایی از جانب آسور می‌دانست. اَدَد نیراری دوم (فرمانروایی ۹۱۲ تا ۸۹۱ پیش از میلاد) نیز به نام آسور مرزهای امپراتوری را از هر طرف گسترش می‌داد.

آشوری‌ها به هرکجا لشگرکشی می‌کردند، آسور همراه آنها می‌رفت. در نتیجه کیش پرستش او در سرتاسر میان‌رودان گسترش یافت. والیس باج می‌نویسد:

> همان گونه که مردوک با تبدیل شدن بابِل به شهری بزرگ به برتری رسید، قدرت آسور نیز با تبدیل شدن آشوری‌ها به ملتی قدرتمند و جنگاور عظمتی بی‌نظیر پیدا کرد. (۸۸)

آسور هم برای مردانی که در جبهۀ آشوری‌ها می‌جنگیدند و هم برای کسانی که مغلوب آنها می‌شدند، ایزدی بزرگ بود که قدرتش اندک اندک سایر ایزدان منطقه را در محاق فرو می‌برد.

### آسور، برترین ایزدان

وقتی آشورنصیرپال دوم (فرمانروایی ۸۸۴ تا ۸۵۹ پیش از میلاد) به قدرت رسید، پایتخت را از شهر آشور به کالحو منتقل کرد. اما این اقدام نشانۀ کمرنگ شدن نفوذ آسور محسوب نمی‌شد؛ آشورنصیر‌پال دوم همچنان نام این ایزد را در نام خود داشت (آشورنصیر‌پال یعنی «آسور نگاهبان وارث است»). دلیل انتقال پایتخت توسط او هنوز روشن نشده، اما توسعۀ بیش از اندازۀ شهر آشور و نخوت و تکبر مهارناشدنی ساکنان آن ممکن است آشورنصیر‌پال دوم را به صرافت انداخته باشد که در جایی به‌سامان‌تر و بین مردمانی همدل‌تر و فرمانبرتر زندگی کند.

تیگلات-پیلسر سوم (فرمانروایی ۷۴۵ تا ۷۲۷ پیش از میلاد) با پیروزی‌های خیره‌کنندۀ خود بر عظمت نام آسور اضافه کرد. این پادشاه یکی از نخستین نیروهای نظامی حرفه‌یی تاریخ را به‌وجود آورد، که به سلاح‌ آهنین مجهز بودند و شکست‌ناپذیر به‌نظر می‌رسیدند. علاوه بر این، در زمان فرمانروایی او فناوری‌های جدیدی نیز ابداع شدند، از جمله ابزارهای محاصره، که موجب می‌شدند گرفتن شهرها با تلفات کمتری همراه باشد.

[ ![King Tiglath-pileser III](https://www.worldhistory.org/img/r/p/500x600/2477.jpg?v=1777583554) تیگلات-پیلسر سوم Osama Shukir Muhammed Amin (Copyright) ](https://www.worldhistory.org/image/2477/king-tiglath-pileser-iii/ "King Tiglath-pileser III")لشگرکشی‌های آشوری‌ها به سراسر میان‌رودان پیروزی‌های بیشتر و بیشتری را به‌نام آسور رقم زد. هرچند کیش پرستش این ایزد در وهلۀ نخست با معبد او در شهر آشور پیوند خورده بود. گسترش قلمرو نفوذ و حکمرانی آشوری‌ها موجب شد شیوۀ جدیدی برای تجسم بخشیدن به این ایزد به‌وجود بیاید که با کیش‌های پرستشی در مکان‌های دیگر همخوانی بیشتری داشته باشد.

پل کریواچِک، پژوهشگر تاریخ، توضیح می‌دهد که برای حفظ ماندگاری کیش پرستش آسور چه دگرگونی‌هایی در ماهیت این ایزد و نحوۀ تجسم و پرستش او لازم بود:

> نیایش آسور دیگر فقط به معبد او و در شهر خود او محدود نبود، بلکه می‌شد آن را در هر جایی انجام داد. با گسترش مرزهای امپراتوری آشوری، آسور از دوردست‌ترین مکان‌ها سر درآورد.
> از اعتقاد به ایزدی همه‌جا حاضر تا ایمان به خدایی یکتا فاصلۀ چندانی نبود. از آنجا که آسور همه‌جا حضور داشت، مردم به این نتیجه رسیدند که ایزدان محلی‌ خودشان نیز به نوعی فقط نمودهای گوناگون همان آسور هستند. (۲۳۱)

این یگانگی اعتقاد به یک موجود ایزدی برتر از همه به رشد انسجام دینی و اعتقادی در سراسر امپراتوری کمک کرد. ایزدان گوناگون ملت‌های فتح‌شده و مناسک دینی مختلف آنان همگی در کیش پرستش آسور ذوب شدند، و آسور از آن پس یگانه خدای حقیقی و برحق دانسته شد، که فقط در زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون گذشته نام‌های دیگری به خود گرفته بود، ولی حالا چهرۀ واقعی‌اش آشکار شده و شناخت درستی از او در مقام خدای عالم به‌دست آمده بود. کریواچک در این رابطه می‌نویسد:

> باور به وجودی فرا-مادّی به‌جای یک ایزد جسم‌پذیر پی‌آمدهای مهمی به دنبال داشت. طبیعت و عناصر طبیعی مورد حرمت‌زدایی و تقدس‌زدایی قرار گرفتند. حالا که ایزدان خارج از جهان طبیعی و ورای آن قرار داشتند، پس آدمیان نیز – که به باور مردمان میان‌رودان به سیمای ایزدان آفریده شده و خدمتگزار آنان محسوب می‌شدند – باید جنبه‌ای ماورایی و برتر از جهان طبیعی می‌داشتند.
> نژاد بشر اکنون دیگر تنها بخشی از طبیعت به‌حساب نمی‌آمد، بلکه سرور و فرمانروای آن شمرده می‌شد. این رویکرد جدید بعدها در کتاب عهد عتیق، سِفر پیدایش، باب یکم، آیۀ ۲۶ بدین صورت جمع‌بندی شد: «سپس خدا فرمود: «انسان را به صورت خود و شبیه خودمان بسازیم، تا بر ماهیان دریا، پرندگان آسمان، و بر چارپایان و همۀ جانوران وحشی و خزندگان روی زمین حکومت کند.»
> همۀ این‌ها به سود مرد تمام می‌شود، که در این فراز آشکارا موجودی متمایز و ممتاز معرفی شده است. اما برای زن سختی چاره‌ناپذیری به همراه دارد. مردان این امکان را دارند که خود را ورای این دنیا و بالاتر و برتر از آن بدانند، اما زنان به‌خاطر ویژگی‌ها و قابلیت‌های جسمانی خود آشکارا با جهان طبیعی پیوند خورده‌اند و نمی‌توانند به همان صورت از آن فاصله بگیرند...
> تصادفی نیست که حتا امروزه هم دین‌هایی که بیشترین تأکید را روی فرا-مادّی بودن مطلق خدا می‌گذارند و حتا تصور او به سیمای موجودی واقعی را محال می‌دانند زنان را به ردۀ پایین‌تری از هستی تنزل می‌دهند، و حضور آنها در مناسک نیایشی همگانی را فقط با اِکراه تحمل می‌کنند.
> (۲۲۹ تا ۲۳۰)

زنان در میان‌رودان باستان تا پیش از به قدرت رسیدن حمورابی و ایزد او، مردوک، از حقوق شهروندی قابل توجهی برخوردار بودند. اما در زمان فرمانروایی حمورابی، ایزدان زن به‌تدریج اهمیت خود را از دست دادند و ایزدان مرد روز به روز جایگاه‌های والاتری پیدا کردند. در دورۀ آشوری که آسور برترین ایزد شمرده می‌شد، حقوق زنان بیش از پیش محدود شد. فرهنگ‌هایی مثل فُنیقی‌ها که همواره برای زنان ارزش و احترام زیادی قائل بودند، وادار به پیروی از هنجارها و باورهای فاتحان خود شدند.

فرهنگ آشوری اکنون دارای انسجامی فراگیر و در خور گستردگی مرزهای امپراتوری، شناختی تازه از خدا، و شیوه‌ای برای همسان‌سازی مردمان گوناگون سرزمین‌های فتح‌شده بود. شلمنسر سوم (فرمانروایی ۸۵۹ تا ۸۲۴ پیش از میلاد) قلمرو امپراتوری آشوری را تا کرانه‌های شرقی مدیترانه گسترش داد و شهرهای ثروتمند فُنیقی، مثل صور و صیدا، را خراجگزار خود کرد.

[ ![Map of the Neo-Assyrian Empire](https://www.worldhistory.org/img/r/p/750x750/15148.png?v=1776944777-1764583580) نقشۀ امپراتوری نو-آشوری Simeon Netchev (CC BY-NC-ND) ](https://www.worldhistory.org/image/15148/map-of--the-neo-assyrian-empire/ "Map of the Neo-Assyrian Empire")اکنون دیگر آسور نه تنها برترین ایزد آشوری‌ها بلکه خدای برتر همۀ ملت‌های زیر فرمان آنان شمرده می‌شد. این وضعیت البته برای آشوری‌ها آرمانی بود، اما مردمان زیر سلطۀ آنان چنین نظری نداشتند، و منتظر فرصتی بودند تا خشم و سرخوردگی خود را با تمام قوا بیرون بریزند.

### عاقبت آسور

امپراتوری نو-آشوری (۹۱۲ تا ۶۱۲ پیش از میلاد) آخرین نمود قدرت سیاسی آشوری‌ها در خاور نزدیک شد، که برای دانشجویان تاریخ باستان از همه آشناتر است. پادشاهان این دوره اغلب در کتاب مقدس ظاهر می‌شوند و مردمانی که اهل فرهنگ غربی-مسیحی کنونی باشند آنها را خوب می‌شناسند.

نیز در همین دوره بود که آشوری‌ها شهرت کنونی خود به خشونت و بی‌رحمی را به‌دست آوردند. کریواچک در این رابطه می‌نویسد:

> آشور را باید از بدنام‌ترین دولت‌های تاریخ دانست. بابِل شاید به فساد و گناه و تباهی شهره باشد، ولی آشور و فرمانروایان معروفش، که نام‌هایی خوف‌انگیز چون شلمنسر، تیگلات-پیلسر، سناخریب، اِسرحدّون، و آشوربانی‌پال را یدک می‌کشند، به‌لحاظ سنگدلی، خشونت، و کشتارهای وحشیانه در ذهن مردم تنها چند پله پایین‌تر از [آدولف هیتلر](https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-19717/) و چنگیز خان قرار می‌گیرند. (۲۰۸)

البته تردیدی نیست که آشوری‌ها لابد بی‌رحمی‌های فراوان به‌خرج داده‌اند که جای توجیه هم ندارد، اما نمی‌توان به این سادگی آنها را وحشی‌تر و خشن‌تر از سایر تمدن‌های باستانی دانست. همۀ این تمدن‌ها وقتی پای گسترش دادن قلمرو خودشان به قیمت لشگرکشی و تصرف سرزمین‌های دیگر و یا حفظ مرزها و دفاع از آنها به میان می‌آمد، از ویران کردن شهرها و کشتن مردم اِبایی نداشتند، و آشوری‌ها نیز از این لحاظ بهتر یا بدتر از بقیه نبودند، فقط احتمالن آنها سریع‌تر و مؤثرتر از سایرین عمل می‌کردند.

[ ![Assyrian Deportation of People](https://www.worldhistory.org/img/r/p/750x750/5480.jpg?v=1749820931-1726559678) آشوری‌ها مردم را از زادگاه‌شان بیرون می‌کنند Osama Shukir Muhammed Amin (Copyright) ](https://www.worldhistory.org/image/5480/assyrian-deportation-of-people/ "Assyrian Deportation of People")به هر حال، هیچ ملتی در نهایت حاضر نیست با سلطه‌گران خود کنار بیاید. امپراتوری آشوری نیز در دوران آخرین پادشاه بزرگ خود، آشوربانی‌پال (فرمانروایی ۶۶۸ تا ۶۲۷ پیش از میلاد)، زیر هجوم شورش‌ها و حمله‌های گوناگون رو به فروپاشی گذاشت. قدرت مرکزی امپراتوری آشوری به‌دلیل وسعت بسیار زیاد قلمرو خود توان ادارۀ همۀ نقاط را از دست داده بود. بنابراین طبیعی بود که قوم‌های گوناگون ساکن آن با آشکارتر شدن هرچه بیشتر ضعف دولت مرکزی راه سرپیچی در پیش بگیرند و قلمرو خود را از خاک آشور جدا کنند.

در سال ۶۱۲ پیش از میلاد اتحادی از نیروهای بابل، [ماد](https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-22524/)، [پارس](https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-13311/)، و دیگران شروع به حملۀ گسترده علیه شهرهای آشور و ویران کردن آنها کردند. یکی از شهرهایی که به‌دست آنها تصرف و ویران شد آشور بود، که معبد بزرگ آسور و تندیس‌های او آنجا قرار داشت. پس از آن، تندیس‌های آسور در دیگر شهرها نیز در جریان حمله‌های گوناگون نابود شدند. از آنجا که آسور به نماد قدرت سیاسی آشوری‌ها و پیروزی‌های نظامی آنها تبدیل شده بود، از بین بردن تندیس‌هایش حکم براندازی نمادین حکومت آنان را داشت.

### سرانجام

کیش پرستش آسور پس از سقوط امپراتوری آشوری بین مردمان این قوم همچنان پابرجا باقی ماند، اما رواج گستردۀ آن با معبدها و زیارتگاه‌ها و تندیس‌های گوناگون پیشین در شهرهایی که دیگر جزء این امپراتوری محسوب نمی‌شدند، از بین رفت. در دورۀ صدر مسیحیت، تعریف هویت آسور به مثابه خدای قادر مطلق با تبلیغات ابتدایی این دین در سرزمین پیشین میان‌رودان همخوانی داشت، به‌ویژه که جمعیت‌های آشوری (آسوری) به‌خوبی پذیرای پیام جدید دربارۀ خدای یکتا و مفهوم فرستاده شدن پسر این خدا به جهان مادی برای نجات بشر بودند.

هرچند برای آسور نیز یک پسر، یعنی نَبو پسر مردوک، معرفی شده بود، اما این پسر هرگز اسطوره یا افسانه‌ای درمورد زاده شدن به صورت انسان یا قربانی شدن برای مردم نداشت، بلکه فقط تصور می‌شد نعمت خط و نوشتن را به بشر عطا کرده است. البته پرستش نَبو نیز پس از سقوط امپراتوری آشوری ادامه پیدا کرد. امروزه هنوز رگه‌هایی از پرستش آسور (اغلب با نام آشور)، با اهمیت بسیار کمتر، در قالب نام کوچک یا نام خانوادگی برخی افراد یافت می‌شود.

#### Editorial Review

This human-authored definition has been reviewed by our editorial team before publication to ensure accuracy, reliability and adherence to academic standards in accordance with our [editorial policy](https://www.worldhistory.org/static/editorial-policy/).

## منبع‌شناسی

- [Bauer, S. W. *The History of the Ancient World.* W. W. Norton & Company, 2007.](https://www.worldhistory.org/books/039305974X/)
- [Bertman, S. *Handbook to Life in Ancient Mesopotamia.* Oxford University Press, 2005.](https://www.worldhistory.org/books/0195183649/)
- [Black, J. & Green, A. *Gods, Demons and Symbols of Ancient Mesopotamia.* University of Texas Press, 2002.](https://www.worldhistory.org/books/0292707940/)
- [Kriwaczek, P. *Babylon: Mesopotamia and the Birth of Civilization.* St. Martin's Griffin, 2012.](https://www.worldhistory.org/books/1250054168/)
- [Leick, G. *The A to Z of Mesopotamia.* Scarecrow Press, 2010.](https://www.worldhistory.org/books/0810875772/)
- [Wallis Budge, E. A. *Babylonian Life and History.* Barnes & Noble, 2005.](https://www.worldhistory.org/books/0760765499/)

## دربارۀ نویسنده

جاشوا ج. مارک از بنیانگذاران «دانشنامۀ تاریخ جهان» و مدیر بخش محتوای سایت است. او استاد سابق «کالج مِریست» (نیویورک) بوده و در آنجا تاریخ، فلسفه، ادبیات، و نویسندگی تدریس کرده است. جاشوا سفرهای زیادی رفته و مدتی در یونان و آلمان زندگی کرده است.
- [Linkedin Profile](https://www.linkedin.com/pub/joshua-j-mark/38/614/339)

## خط زمانی

- **c. 2112 BCE - c. 2004 BCE**: [Assur](https://www.worldhistory.org/assur/) is first attested to during the [Ur](https://www.worldhistory.org/ur/) III period of Mesopotamian history.
- **c. 1900 BCE**: [Assur](https://www.worldhistory.org/assur/) credited as patron [god](https://www.worldhistory.org/God/) of the [City](https://www.worldhistory.org/city/) of [Ashur](https://www.worldhistory.org/ashur/) in [Mesopotamia](https://www.worldhistory.org/Mesopotamia/).
- **1792 BCE - 1750 BCE**: Worship of [Assur](https://www.worldhistory.org/assur/) overshadowed by [Marduk](https://www.worldhistory.org/Marduk/) during the reign of [Hammurabi](https://www.worldhistory.org/hammurabi/) of [Babylon](https://www.worldhistory.org/babylon/).
- **c. 1300 BCE - c. 612 BCE**: [Assur](https://www.worldhistory.org/assur/) is recognized as the supreme [god](https://www.worldhistory.org/God/) of the Assyrians who legitimizes their [empire](https://www.worldhistory.org/empire/) in [Mesopotamia](https://www.worldhistory.org/Mesopotamia/) and beyond.

## پرسش و پاسخ

### آسور که بود؟
آسور (یا آشور) برترین ایزد آشوریان بود.

### آسور چه شکلی بود؟
شمایل‌شناسی آسور او را در قالب یک تاج، تاجی روی تخت شاهی، یا کمانداری درون یک قرص بالدار نشان می‌دهد.

### اهمیت آسور در چیست؟
اهمیت آسور در این است که برترین ایزد در امپراتوری آشوری به‌شمار می‌رفت، و باور به او کم و بیش جنبۀ یکتاپرستی داشت. با گسترش امپراتوری آشوری دین نیمه-یکتاپرستی نیز گسترش یافت و بر فرهنگ‌های دیگر اثر گذاشت.

### پرستش آسور در چه زمانی رایج بود؟
پرستش آسور دست کم از حدود ۲۱۱۲ پیش از میلاد تا سقوط امپراتوری آشوری در ۶۱۲ پیش از میلاد رواج داشت.


## پیوندهای خارجی

- [Assyria, 1365–609 B.C. | Essay | The Metropolitan Museum of Art | Heilbrunn Timeline of Art History](https://www.metmuseum.org/toah/hd/assy/hd_assy.htm)
- [Ancient Mesopotamia | Ashur](https://ancientmesopotamia.org/ideology/ashur)
- [University of Pennsylvania/ORACC Museum/Ashur-Assur](https://oracc.museum.upenn.edu/nimrud/ancientkalhu/thepeople/ashur/)
- [Timeless Myths/Ashur - Assyrian God of Kingship, War, & Agriculture](https://timelessmyths.com/stories/ashur/)

## ارجاع به این مطلب

### APA
Mark, J. J. (2026, August 06). آسور: برترین ایزد آشوریان باستان. (N. Choubineh, مترجم). *World History Encyclopedia*. <https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-269/>
### Chicago
Mark, Joshua J.. "آسور: برترین ایزد آشوریان باستان." ترجمه از Nathalie Choubineh. *World History Encyclopedia*, August 06, 2026. <https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-269/>.
### MLA
Mark, Joshua J.. "آسور: برترین ایزد آشوریان باستان." ترجمه از Nathalie Choubineh. *World History Encyclopedia*, 06 Aug 2026, <https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-269/>.

## مجوز و حق انتشار

ارسال‌شده توسط [Nathalie Choubineh](https://www.worldhistory.org/user/nathalie.choubineh/ "User Page: Nathalie Choubineh"), تاریخ انتشار 06 August 2026. لطفاً برای اطلاعات حق نشر به منبع(های) اصلی مراجعه کنید. خواهشمندیم توجه داشته باشید که پیوند محتوای این صفحه به بیرون ممکن است نیاز به مجوزی با شرایط متفاوت داشته باشد

