اسطوره شناسی ایران باستان

تعریف

Joshua J. Mark
توسط ، ترجمه شده توسط Pegah Eidipour
منتشر شده در 09 December 2019

متن اصلی انگلیسی: Ancient Persian Mythology

Zal Taken by the Simurgh (by دوستدار ويکيپديا, Public Domain)
سیمرغ در حال بردن زال
دوستدار ويکيپديا (Public Domain)

اسطوره شناسی ایران باستان ریشه در منطقه ی ایران بزرگ (قفقاز، آسیای مرکزی، آسیا ی جنوبی و آسیای غربی) دارد. پارسیان در ابتدا بخشی از اقوام مهاجری بودند که خود را با نام آریایی (کلمه ای به معنای نجیب و آزاده که ارتباطی با نوع نژاد ندارد) خطاب می کردند. شاخه ای از این اقوام آریایی که با عنوان هندوایرانی ها شناخته میشوند، تا قبل از هزاره سوم پیش از میلاد در منطقه ای که امروزه به نام ایران معروف است (در اصل شناخته شده با نام آریانا به معنای سرزمین آریایی ها) سکنی گزیدند و شاخه ای دیگر که با عنوان هندوآریایی شناخته میشوند، در منطقه ی رود سند ساکن شدند.

از آنجایی که هر دو شاخه تقریبا ریشه در یک فرهنگ و محیط داشتند، دارای نکات مشترکی در سیستم اعتقادی و مذهبیشان بودند که بعد ها به شکل هندوئیسم در هند، مذهب کهن ایرانیان و زرتشت گسترش یافت و تمامی آنها تفکرات کلیدی و باورهای ماوراء الطبیعی مشترکی داشتند. اعتقاد به این موجودات وداستان های ماوراءالطبیعی (که امروزه با عنوان اسطوره شناسی شناخته میشود) سیستم مذهبی خالصانه آنها را تشکیل میداد که مانند هر مذهب دیگری برای پیرو آن در دوران حاضر، دارای اعتبار بود. این اسطوره شناسی در ادامه بر روی مذهب زرتشت، که خود نیز بعد ها بر روی شکل گیری و توسعه یهودیت، مسیحیت و اسلام تاثیر می گذارد، اثر گذاشت.

منابع و توسعه

فرهنگ مذهبی ایرانیان باستان بصورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است و تنها منابع نوشته شده آن مربوط به زمانی است که زرتشت (۱۵۰۰- ۱۰۰۰ ق.م) دست به آغاز اصلاحاتی میزند که بعد ها مذهب زرتشتی را شکل میدهد. بخش یَشت در کتاب اوستا (کتاب مقدس زرتشتیان) که در ارتباط با الهه ها، روح ها و دیگر باشنده های قبل از زرتشت است، جزئی از منابع اصلی به شمار میرود. از دیگر منابع مرتبط به مذهب قبل از زرتشت می توان از بندهشن، دینکرد و به میزان کمتری از وندیداد نام برد.

الهه های آغازین ایرانیان تقریبا بطور کامل توسط زرنشت به شکل جدیدی به تصویر درآمدند اما تعداد زیادی از آنها کاربرد اصلی خود را کمابیش حفظ کرده اند.

متن وندیداد اطلاعاتی در رابطه با نحوه ی به جا آوردن مذهب زرتشت را ارائه میدهد و همچنین به هستی ها و رسومی اشاره می کند که مربوط به قبل از تشکیل این مذهب هستند. از دیگر منابع اصلی اسطوره شناسی ایرانی شاهنامه است که توسط ابوالقاسم فردوسی (۱۰۲۰- ۹۴۰ میلادی) نوشته شده است و از سنت های شفاهی بسیار قدیمی تر الهام می گیرد و همچنین داستان هزار و یک شب که در دوره ساسانیان نوشته شده و همچون شاهنامه، ریشه در سنت شفاهی دارد.

الهه های آغازین ایرانیان تقریبا بطور کامل توسط زرتشت به شکل جدیدی به تصویر درآمدند، اما تعداد زیادی از آنها کاربرد اصلی خود را تا کمابیش حفظ کرده اند. چگونگی ستایش این الهه ها توسط ایرانیان قبل از زرتشت مشخص نیست اما بطور قطع میتوان گفت که در اجرای مراسم از آتش استفاده میشده است که عنصری است کلیدی و مقدس که بسان یک خدا شمرده می شده است. این مراسم همچنین در محیط باز اجرا میشدند و اصل افضل نیکی و خوبی را که در وجود اهورامزدا، شاه خدایان، تجسم می یافت تعالی می بخشیدند.

خلقت و مشکل پلیدی

اهورا مزدا، سرچشمه تمام خوبی ها و هستی، خالق جهان و هر آنچه دیده میشود و یا نمی شود است. اهورا مزدا خود توسط دیگری خلق نشده و جاودانه و ابدی است و به وسیله خوبی خود، تمامی هستی را در هفت مرحله به وجود آورده است:

  • آسمان
  • آب
  • خاک
  • گیاهان
  • حیوانات
  • انسان ها
  • آتش

آسمان مداری معلق در خلا بود و اهورا مزدا در داخل آن آب ها را رها ساخت و آنها را از طریق خاک از هم جدا کرد. آسمان در بالای زمین قرار گرفت و همچنین از زیر آن گذر کرد. اهورا مزدا زمین را با انواع گیاهان پوشاند و آن را از حیات خود اشباع کرد. او سپس گاو ایوداد را آفرید که به تمامی حیوانات، که از گیاهان تغذیه می کنند و باعث پر بار شدن آنها می شوند، حیات می بخشد.

Faravahar at Persepolis
فروهر در پرسپولیس
Napishtim (CC BY-SA)

در این مرحله دشمن ماوراءالطبیعی اهورامزدا (انگره مَینیو که با نام اهریمن نیز شناخته می شود) که تجسمی از آشفتگی، تاریکی و شر است وارد روایت میشود. در اوستا برای اهریمن هیچ سرچشمه ای مشخص نشده است و به نظر می رسد فرض بر این است که مخاطب دانشی قبلی از وجود و مبدا آن دارد. بعد ها فرقه زروانی از انگره مینیو به عنوان برادر اهورامزدا یاد کرد، اما این دوگانگی توسط زرتشتیان سنت گرا رد شده است.

در قرن ۱۹ میلادی مارتین هاوگ (۱۸۷۶-۱۸۲۷ میلادی)، خاور شناس آلمانی، سعی کرد تا مشکل سرچشمه اهریمن در دنیای خلق شده توسط اهورامزدا، قادر مطلق و خیراندیش، را بر طرف کند. او ادعا کرد که انگره مینیو در اصل به عنوان یک الهه وجود خارجی نداشته است، بلکه نیروی منفی و مخربی بوده که در اثرعمل خلقت توسط خدا رها شده است. بر اساس این تفکر، با وجود اینکه انگره مینیو آگاهی و قدرت خود را از عمل خلقت دریافت میکند، اما خود یک وجود خلق شده است که در نهایت در مقابل نیروی اعظم خالق شکست می خورد. نظریه هاوگ با دیدگاه اصلی زرتشتیان سازگاری دارد اما هماهنگی آن با تفکرات قبل از زرتشتیان ناشناخته باقی مانده است.

‌پس از خلقت جهان و گاو ایوداد توسط اهورامزدا، این گاو ازلی توسط انگره مینیو کشته می شود. جسد و روح گاو ایوداد به ماه برده شده و پاک می شود و از بذر پاک و تصفیه شده ی آن، تمامی حیوانات بوجود می آیند. به این ترتیب اهورامزدا نمونه ای عالی از تبدیل کردن نیروی مخرب انگره مینیو به نتایج مثبت را تنظیم می کند که در بسیاری از موارد دیگر نیز تکرار می شود.

اهورا مزدا به آدمیان اراده آزاد را هدیه داد و معنای وجود آدمیان تبدیل به انتخاب خیر به جای شر شد.

پس از خلقت حیوانات و گیاهان، اهورامزدا کیومرث (گَیومَرَتَن)، اولین انسان، را آفرید. کیومرث که زیبا و به درخشانی خورشید است، توجه انگره مینیو را به خود جذب می کند و در نهایت توسط او کشته می شود. خورشید بذر کیومرث را در زمین پاک و تصفیه می کند و چهل سال بعد، از آن بذر، گیاه روبارب می روید و تبدیل می شود به اولین زوج فانی، مَشی و مَشیانه. اهورامزدا زندگی را در این زوج می دمد و به آنها روح می دهد. مشی و مشیانه در هماهنگی و سازگاری کامل با حیوانات، یکدیگر و اهورامزدا زندگی میکردند تا زمانی که انگره مینیو وارد بهشت آنها میشود. او ادعا میکند که خالق آنها وصاحب جهان است و اینکه اهورامزدا تا آن زمان آنها را فریب می داده است و به این وسیله این زوج را فریب می دهد.

مشی و مشیانه گمراه می شوند، به سخن خالق حقیقی خود شک می کنند و دروغ های انگره مینیو را قبول می کنند. اینگونه گناه وارد جهان می شود و نظم از بین می رود. این زوج تا پنجاه سال نمی توانستند صاحب فرزند شوند و زمانی که مشیانه فرزندی به دنیا آورد همراه با مشی آن را خورد زیرا هر دو آنها تعادل و منطق خود را از دست داده بودند. سال ها بعد این زوج دوباره صاحب یک دو قلو می شوند که در نهایت بشریت از آنها سرچشمه می گیرد. با این وجود، به دلیل اینکه مشی و مشیانه دروغ انگره مینیو را قبول کرده بودند، بشریت بهشت را از دست داده و حال مجبور است در نزاع با دنیای طبیعی و یکدیگر زندگی کند.

اهورا مزدا به آدمیان اراده آزاد را هدیه داده بود همین باعث شد تا آنها بتوانند دروغ انگره مینیو را به جای حقیقت خالق خود انتخاب و باور کنند. در نتیجه معنای وجود آدمیان تبدیل می شود به بکار گیری این اراده آزاد برای انتخاب خیر به جای شر؛ به تعبیری دیگر انتخاب اهورا مزدا به جای انگره مینیو. نحوه تصمیم گیری و انتخاب هر انسان است که کیفیت زندگی اش را در این دنیا و در آخرت رقم می زند.

زندگی و آخرت

با دنبال کردن اهورامزدا، انسان زندگی ای خوب و پربار در هماهنگی با دیگران و محیط خود خواهد داشت؛ با انتخاب کردن انگره مینیو، انسان زندگی ای در مخالفت با حقیقت خواهد داشت و خود به سرچشمه ای از نزاع و سردرگمی تبدیل می شود. زمانی که انسان میمیرد، روح او به مدت سه روز، زمانی که خدایان خوبی ها و بدی هایش را می سنجند، در اطراف بدن باقی می ماند. بعد از اتمام حسابرسی، روح احضار می شود و پس از رد شدن از رودی تاریک وارد سرزمین مردگان می شود و در آنجاست که ارواح خوب از ارواح بد جدا می شوند (رد شدن از پل چینود). ‌سپس ارواح نیک وارد بهشت شده و ارواح شر در تاریکی جهنم فرو می روند.

خدایان و ارواح

باشندگان و وجود های ماوراءالطبیعی که سرنوشت بشر را رقم زده و همچنین جهان را برقرار نگه می دارند، خود به واسطه تجلی اهورامزدا به وجود آمده اند. برخی از شناخته شده ترین آنها عبارتند از:

  • میترا: ایزد خورشید طلوع کننده، عهد و پیمان
  • خورشید سپنتا: ایزد خورشید
  • اَردَویسور آناهیتا: ایزد باروری، سلامت، آب، خرد و گاهی خدای جنگاوری
  • رشن: ایزد دادگری مردگان
  • ورثرغنه یا بهرام: ایزد جنگ و جنگاوری که در مقابل شر و بدی می جنگد
  • وایو: ایزد باد که نیروهای شر را با خود می برد
  • تیشتر یا تیر: ایزد باران و کشاورزی
  • آذر: ایزد و تجسم آتش
  • هوم یا هئومه: ایزد سلامتی، قدرت، حیات و برداشت محصول؛ تجسمی از گیاهی با نام مشابه که شهد آن روشنفکری می بخشد

علاوه بر نام های ذکر شده، ایزدان و باشندگان دیگری از جمله سروش، فرشته راهنمای مردگان، و ایزد بانو دئنا یا دین نیز وجود داشتند. هر دو آنها روان و روح مردگان را در حال گذر به آخرت ملاقات می کنند. باور بر این است که ارواحی نامرئی در این دنیا و در دنیای پس از آن زندگی می کنند که همچون انسان ها در جدال کیهانی دائمی بین خیر و شر هستند. اهوراها ارواح خوب و دیو ها ارواح پلید هستند و هردو بر روی تفکر و زندگی بشر تاثیر گذاشته اند.

Winged Figure, Rock-Cut Tombs of Qizqapan
فیگوری بالدار،تکه سنگی از مقبره های قزقاپان
Osama Shukir Muhammed Amin (CC BY-NC-SA)

نحوه ی برخورد با حیوانات، به خصوص سگ ها، نکته ای مهم و اساسی در سفر معنوی و روحی فرد بوده است. سگ ها در ایران باستان از مقام بالایی برخوردار بودند و بعدها در باور زرتشتیان به عنوان محافظ پل چینود شناخته شدند که فاصله ی عمیق بین مرگ و زندگی را پوشش می دهد. سگ ها ارواح نیک را خوشامدگویی کرده و ارواح محکوم شده را رد میکنند.

مخلوقات ماوراء طبیعی

سگ بطور برجسته در یکی از محبوبترین و ماندگار ترین فیگور های اسطوره شناسی ایران، سیمرغ، دیده می شود. سیمرغ پرنده ای عظیم الجثه بود که سری به شکل سگ، بدنی به شکل طاووس و پنجه هایی به شکل شیر داشته و به اندازه ای بزرگ بود که می توانست به راحتی یک فیل را بلند کند. این پرنده افسانه ای در چرخه هایی ۱۷۰۰ ساله زندگی می کند تا زمانی که خود را در آتش خود بسوزاند تا دوباره زنده شود (پیش درآمدی بر افسانه ققنوس). در اصل سیمرغ به شکل شاهین عظیم به نام مرغوسائنو ظاهر می شود که بر روی شاخه های بلند درخت ویسپوبیش در مرکز هستی می نشیند و با بر هم زدن بال های خود، بذر ها ی آن را پراکنده می کند. سپس به وسیله باد و باران بذر های پراکنده شده جای خود را بر روی زمین پیدا می کنند.

پرندگان یکی از اصلی ترین موجوداتی هستند که در اسطوره شناسی ایرانی و در نزاع بین نیرو های خیر و شر دیده می شوند. پرنده چمروش (با بال، بدنی به شکل سگ و سری به شکل عقاب) نه تنها به پخش کردن بذر های درخت ویسپوبیش کمک می کند، بلکه از ایرانیان در مقابل تهدیدات نیز حمایت می کند. این در حالی است که در جهت مخالف آن کَمَک، پرنده ای عظیم الجثه، است که سعی بر این دارد تا تمام اهداف نیک چمروش را خنثی کند. پرنده هما که شباهت زیادی به سیمرغ دارد، پادشاهی را اعطا کرده و از خرد تمامی اعصار بر خوردار بوده است در حالی که رُخ، عدالت را در بین کسانی که از آن در حال فرار بودند، بر قرار می کند.

یکی از ترسناکترین موجودات ماوراء الطبیعی آل یا زائوترسان است. روحی اهریمنی که شبانه از نیروی حیات نوزادان تغذیه می کند. آل جزئی از گروهی بزرگتر از ارواح شر و خطرناک به نام خْرَفْسْتَر بود که زندگی انسان ها را مختل کرده و هر از گاهی پایان نیز می دادند. این ارواح نامرئی بوده اما اهداف خود را از طریق موجوداتی همچون مورچه های نیش دار، زنبورهای وحشی، سوسک ها، عنکبوت ها، قورباغه ها، جوندگان، مار ها وجانوران شکاری در طبیعت عملی می کنند. سگ ها به عنوان بهترین نیرو های محافظ در مقابل این ارواح اهریمنی به شمار می رفتند.

Sassanian-style Plate with Simurgh
بشقابی به روش ساسانیان و نقش سیمرغ
akhenatenator (Public Domain)

یکی از توانا ترین ارواح نامرئی جن نام داشت که بر خلاف دیگر موجودات، در جنگ بین خیر و شر بیطرف بود. برخی از جن ها بد خواه و برخی بی خطر بودند اما در کل آنها نسبت به شرایط و درخواست های فردی واکنش نشان می دادند. جن ها ممکن بود آرزو های بشر را برآورده کنند اما در همان حین نتیجه آن را دست کاری و عوض کنند و یا بالعکس ممکن بود از همان ابتدا به آنها کمک کنند. باور بر این بود که جن ها مکان های دور افتاده و خلوت، مانند دشت کویر و واحه هاً را ترجیح می دهند و به همین دلیل بازرگانان و مسافران برای محافظت از خود و همراهانشان سنگ طلسم حمل می کردند.

از دیگر موجودات شبیه جن ها، پری ها بودند که می توانستند شرور و یا کمک کننده باشند. پری ها موجوداتی بالدار، کوچک و زیبا (معمولا زن) بودند که می توانستند پیام هایی مهم از جانب خدا را تحویل دهند و یا به همان آسانی، اشیا مهم را دزدیده و مخفی کرده و یا افراد را منحرف کنند. باور بر این بوده که آنها تا زمانی که کفاره گناهی قدیمی را بدهند، در شکل پری زندانی شده بودند، اما آنها نه روح و روانی انسانی و نه وجود هایی فناناپذیر بودند. اگر هدف آنها کفاره دادن بوده است، همه آنها بسیار در این عمل ناموفق بوده اند زیرا داستان های مرتبط با پری ها از آنان به عنوان موجوداتی بیشتر دردسر ساز یاد می کنند.

اژدها ها یکی دیگر از تهدید های بزرگ برای نظم و خرسندی بشریت بودند و مهیب ترین آنان ضحاک بود. ضحاک با ”سه دهان، سه سر و شش چشم توصیف می شود که هزاران حواس دارد… نیرومند ترین، برای نابود کردن جهانی با اصول نیک (یشت ۹.۱۴؛ کرتیس، ۲۳). Azhi Sruvara انسان ها و اسب ها را شکار می کند و گندرو زرین پاشنه، دریا ها را بر هم میزند و کشتی ها را غرق می کند.

افسانه های معروف

داستان های مربوط به این موجودات، خدایان و ارواح – و همچنین قهرمانانی که با آنان مبارزه می کردند – بصورت شفاهی نسل به نسل منتقل شده اند تا زمانی که کتبا در بخش هایی از اوستا و همچنین بصورت کامل تر در شاهنامه فردوسی، که بین سال های ۹۷۷- ۱۰۱۰ میلادی نوشته شده است، به ثبت رسیدند. شاهنامه یک اثر حماسی عظیم است که نسل های زیادی را پوشش می دهد اما بطور تقریبی داستان نزاع بین پادشاهی ایران، به عنوان سمبلی از نیروهای خیر، و پادشاهی توران، به عنوان سمبلی از بی نظمی و شر، را شرح می دهد.

مدتها قبل از شروع نزاع بین نیروهای خیر و شر، اولین قهرمان بزرگ یما (که با نام جمشید نیز از او یاد می شود) بر دنیا با عدالت و از خود گذشتگی حکمرانی می کرد، مرگ و مریضی را از بین می برد و زندگی مردم سرزمینش را ارتقا می داد. به پاداش این از خود گذشتگی، خدا به او قدرت داده است و او از این نیرو خردمندانه استفاده می کند؛ زمانی که جمعیت بشر زیاد می شود، یما جهان را گسترش می دهد تا فضا و منابع بیشتری برای انسان ها، حیوانات و گیاهان فراهم شود که در کنار هم با آرامش و صلح زندگی کنند.

در داستانی که به عقیده ی برخی از دانشمندان تاثیر مستقیمی بر روایت کشتی نوح در انجیل دارد، یما همچنین جهان را از نابودی نجات می دهد. خداوند به یما خبر می دهد که زمستانی سخت در راه است و او باید یک مرد، یک زن، تخم تمامی گیاهان و یک جفت از تمامی حیوانات را در یک انبار سه طبقه جمع کند. یما این کار را انجام می دهد و دنیا نجات می یابد. او بیش از ۳۰۰ سال حکمرانی کرده و سپس شروع به گوش سپردن به دروغ های انگره مینیو می کند و در نهایت مرتکب گناه شده و به همین دلیل فر ایزدی او را ترک می کند. پس از آن، جانشینان او می بایست تلاش می کردند تا حکمرانی عادلانه ای را بر قرار کنند زیرا فریبکاری و نیرنگ نقشی دائمی در سیاست پیدا کرده بودند.

بزرگترین قهرمان ایرانی رستم است که نوه ی سام و پسر زال، دو قهرمان بزرگ دیگر ایرانی، می باشد. سام با آرزوی داشتن یک پسر در زمان به دنیا آمدن زال سرشار از اشتیاق و ذوق بود. اما این خوشحالی پس از دیدن موهای سفید و روشن زال، به سرعت از بین رفت. از آنجایی که سام سفیدی موهای زال را نشانی از بد یمنی می دانست، او را در کو های البرز تنها رها کرد. اما سیمرغ نوزاد را برداشته و به عنوان پسر خود بزرگ کرد و زال قدرتی خارق العاده و فرا انسانی به دست آورد.

Persian Hero Rustum
قهرمان ایرانی رستم
Maksim (Public Domain)

مدتی بعد خبر قهرمانی که در کوهستان ها زندگی می کند به دربار سام می رسد و همزمان سام خواب پسر خود را در حالی که دوباره زنده است می بیند و مصمم می شود او را پیدا کند. سیمرغ به زال می گوید تا به سمت پدرخود و دنیای انسان ها بازگردد اما همزمان یکی از پر های خود را (در بعضی روایات، سه پر) به او می دهد تا در زمانی که نیاز به کمک او دارد بتواند احضارش کند. زال تبدیل به شاهزاده می شود و با شاهدخت رودابه ازدواج می کند که برای بدنیا آوردن پسرشان با سختی زیادی روبه ر‌و می شوند.

زال سیمرغ را احضار کرده و سیمرغ به او نحوه بدنیا آوردن نوزاد از طریق سزارین و همچنین استفاده دارویی از گیاهان را آموزش می دهد.رستم به دنیا آمده و پس از یک روز، قد و نیروی او به ”بلندای سرو و قدرت فیل“ (کرتیس، ۳۹) افزایش می یابد. رستم تبدیل به قهرمان ایرانی بزرگی در مقابل نیرو های توران می شود و با وجود اینکه در نهایت از طریق نیرنگ و حقه کشته می شود، اما موفق می شود تا نظم را دوباره برقرار سازد.

نتیجه گیری

در اسطوره شناسی ایرانی روایات دیگری نیز وجود دارند که موضوع خیر در مقابل شر و پیروزی نظم در مقابل بی نظمی را بررسی می کنند و پوشش می دهند. داستان های رستم خود به تنهایی بسیار گسترده هستند و شاهنامه این قصه ها را با ۵۰۰۰۰ بیت در هم می آمیزد و آنها را طولانی تر و پیچیده تر از آثار شناخته شده ای مانند حماسه گیل گمش و الییاد نوشته هومر می کند. سنت طولانی و قدیمی نقل کردن این روایات گواهی بر محبوبیت تصورات غنی و تنش پرشور آنها است، زیرا سده ها قبل از ثبت شدن کتبی این روایات، آنها بصورت شفاهی تکرار می شدند.

اوستا در نهایت در دوران حکمرانی ‌شاپور دوم (۳۰۹- ۳۷۹ میلادی) نوشته شده و در دوران حکومت خسرو اول (۵۳۱- ۵۷۹ میلادی) از پادشاهی ساسانیان اصلاح شد. این درحالی است که شاهنامه در ابتدای قرن ۱۱ میلادی تکمیل شد. با این وجود باور بر این است که سنت شفاهی ایرانیان بر روی سیستم مذهبی دیگر فرهنگ ها در سده های پیشین نیز تاثیر گذاشته است. نقش مایه های اسطوره شناسی ایرانی در جنبه هایی از سیستم مذهبی وداها، بین النهرینیان، مصریان و یونانیان دیده می شود که بعدها از طریق تفکرات زرتشتیان تاثیر چشمگیری بر روی جنبه هایی از یهودیت، مسیحیت و اسلام نیز می گذارد. این نشان دهنده این است که تفکرات اسطوره شناسی ایرانی پایه ای برای باورهای مذهبی جهانیان در دوران مدرن هستند.

حذف آگهی ها

آگهی ها

دربارۀ مترجم

Pegah Eidipour
به عنوان یک علاقهمند به هنر و تاریخ، پگاه کارشناسی هنر های زیبای خود را از دانشگاه هنر تهران و کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه آکادمی هنر از سانفرانسیسکو کسب کرده است. تمرکز و تخصص اصلی او بر روی هنر، تاریخ و فلسفه ی خاور میانه است.

دربارۀ نویسنده

Joshua J. Mark
جاشوا جی. مارک نویسنده ی مستقل و استاد نیمه وقت فلسفه در کالج ماریست در نیویورک، در یونان و آلمان زندگی کرده و به مصر سفر کرده است. وی در سطح کالج، تاریخ، نویسندگی، ادبیات و فلسفه تدریس کرده است.

ارجاع به این مطلب

منبع نویسی به سبک اِی پی اِی

Mark, J. J. (2019, December 09). اسطوره شناسی ایران باستان [Ancient Persian Mythology]. (P. Eidipour, مترجم). World History Encyclopedia. برگرفته از https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-18647/

منبع نویسی به سبک شیکاگ

Mark, Joshua J.. "اسطوره شناسی ایران باستان." ترجمه شده توسط Pegah Eidipour. World History Encyclopedia. تاریخ آخرین تغیی December 09, 2019. https://www.worldhistory.org/trans/fa/1-18647/.

منبع نویسی به سبک اِم اِل اِی

Mark, Joshua J.. "اسطوره شناسی ایران باستان." ترجمه شده توسط Pegah Eidipour. World History Encyclopedia. World History Encyclopedia, 09 Dec 2019. پایگاه اینترنتی. 21 Oct 2021.